براي تو
من ميتوانم تمام عمرم را صرف نگريستن به زندگي تو كنم: نمايش عقل هرگز كسلكننده نيست. حركات تو براي ورق زدن صفحات كتابي كه هرگز وقت خواندن آن را نخواهي داشت. شيوهي تو براي آن كه كاري را به خوبي به پايان برساني، كاري كه به خاطر آن بايد تنهاييات را به ازاي مقدار ناچيزي پول از دست بدهي همه چيز زندگي تو براي من عميقاً آموزنده است. من اگر بخواهم شهامت و بزرگواري زندگي را بشناسم، كافي است كه به تو نگاه كنم و آن چه را ميبينم، بنويسم.
من از وقتي تو نوشتههايم را ميخواني، مينويسم. از وقتي اولين نامه را نوشتم. نامهاي كه نميدانستم مفهومش چيست. نامهاي كه معنايش را تنها در چشمان تو مييافت. من هيچگاه بيش از سه جملهي اول اين نامه چيزي ننوشتهام:
هيچ باوري نداشتن. منتظر چيزي نبودن. اميد داشتن به آن كه روزي اتفاق بيفتد. كلمهها از زندگي ما عقب هستند و تو هميشه از آن چه من از تو انتظار داشتم جلوتر بودي.
من ميتوانم تمام عمرم را صرف نگريستن به زندگي تو كنم: نمايش عقل هرگز كسلكننده نيست. حركات تو براي ورق زدن صفحات كتابي كه هرگز وقت خواندن آن را نخواهي داشت. شيوهي تو براي آن كه كاري را به خوبي به پايان برساني، كاري كه به خاطر آن بايد تنهاييات را به ازاي مقدار ناچيزي پول از دست بدهي همه چيز زندگي تو براي من عميقاً آموزنده است. من اگر بخواهم شهامت و بزرگواري زندگي را بشناسم، كافي است كه به تو نگاه كنم و آن چه را ميبينم، بنويسم.
من از وقتي تو نوشتههايم را ميخواني، مينويسم. از وقتي اولين نامه را نوشتم. نامهاي كه نميدانستم مفهومش چيست. نامهاي كه معنايش را تنها در چشمان تو مييافت. من هيچگاه بيش از سه جملهي اول اين نامه چيزي ننوشتهام:
هيچ باوري نداشتن. منتظر چيزي نبودن. اميد داشتن به آن كه روزي اتفاق بيفتد. كلمهها از زندگي ما عقب هستند و تو هميشه از آن چه من از تو انتظار داشتم جلوتر بودي.
+ نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 23:17  توسط محمد
|
