تبليغاتX
ونوس تنها وبلاگی بودکه خیلی دوستش داشتم

ونوس تنها وبلاگی بودکه خیلی دوستش داشتم

خیلی ناراحتم که اونو پاک کردن اومده بودم از مطالب خوبش استفاده کنم

از كجا آغاز كنم ...

بيان قصه اي را كه گوياي

عظمت و شكوه يك عشق باشد

قصه عشقي شيرين  

كه از دريا كهنسال تر است

حقيقتي ساده از عشقي

که او برايم به ارمغان آورد

 

.

از كجا آغاز كنم ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 12:31  توسط محمد  | 

عاشقانه ای برای همسرم

عاشقانه ای برای همسرم

مینویسم از تو.... از تو ای شاد ترین .... تازه ترین نغمه عشق...

تو که سر سبز ترین منظره ای .... تو که سرشار ترین عاطفه را....

نزد تو پیدا کردم .... وتو سنگ صبورم بودی ....

در تمام لحظاتی که خدا ....شاهد غصه و اندوهم بود....

به تو می اندیشم ....و به تو میبالم ....و از تو میگیرم....هرچه انگیزه درونم دارم....

من شباهنگام آن دم که تو را نزد خودم می بینم ...

بهترین آرامش....برترین خواهش و احساس نیاز....در دلم می جوشد....

روزها می گذرد.... عشق ما رو به خدایی شدن است....

رو به برتر شدن از هر حسی .... که در این عالم خاکی پیداست ....

دوستت میدارم .... از همین نقطه خاکی تا عرش ....

دوستت میدارم.....از زمین تا به خدا.....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 12:27  توسط محمد  | 

... و مرا یاد کن ...
... و مرا صدا کن
که صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه‌ی آن نگاه عجیبی است٬
که در انتهای صمیمیت حزن می‌روید.

و من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه
تنها ترم.

بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است.

و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیشبینی نمیکرد ...
.
.
.
... و خاصیت
عشق اینست ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 12:18  توسط محمد  | 

 ای نزدیک »
در نهفته ترین باغها ، دستم میوه چید . 
و اینک ، شاخه ی نزدیک ! از سر انگشتم پروا مکن . 
بی تای انگشتانم شور ربایش نیست ، عطش آشنایی است .
درخشش میوه ! درخشان تر .
وسوسه ی چیدن در فراموشی دستم پوسید . 
دورترین آب
ریزش خود را به راهم فشاند . 
پنهان ترین سنگ 
سایه اش را به پایم ریخت . 
و من ، شاخه ی نزدیک !
از آب گذشتم، از سایه بدر رفتم . 
رفتم ، غرورم را بر ستیغ عقاب – آشیان شکستم 
و اینک ، در خمیدگی فروتنی ، به پای تو مانده ام .
خم شو ، شاخه ی نزدیک !
« سهراب سپهری »

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 11:52  توسط محمد  | 

دردهای قفسه سینه را جدی بگیرید

دردهاي ادامه دار قفسه سينه يكي از علايم حمله‌هاي قلبي است .
يك متخصص قلب و عروق گفت: درد هاي همراه با فشار شديد , تمركز بر بخش مياني قفسه سينه و انتشار به پشت و دست چپ , خطرناك است و بايد جدي گرفته شود .
دكتر حسني , مصرف سيگار, فعاليت بيش از توان , پياده‌روي در هواي سرد , فشارهاي عصبي و هيجان را از عوامل ايجاد كننده درد قفسه سينه برشمرد . وي گفت :استراحت و مصرف قرص هاي زيرزباني نقش موثري در بهبود دردهاي ناشي از تنگي عروق قلب دارد .  دردهای قفسه سینه را جدی بگیرید

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 11:9  توسط محمد  | 

چرا منتظريد؟

اگر مرگ شما نزديک بود و فقط فرصت يک تلفن کردن داشتيد به چه کسي تلفن مي کرديد وچه چيزي به او مي گفتيد ؟ و چرا منتظريد؟

 

 

راه زندگی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 11:1  توسط محمد  | 

 

    زندگی شايد همين لحظه ناب و ابديست

    که سالروز وفاتت را فراموش کنند خيل عظيم دوستان

     

    و توتنها در اين تاريکی

    شمع جان خود را فوت کنی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 10:37  توسط محمد  | 

 

هر کودک که به دنيا می آيد با خود اين پيام را دارد که خدا هنوز از انسان نا اميد نشده است.


هميشه به ياد داشته باشید،در ارتفاعي خاص

از زمين ديگر ابري وجود ندارد ،

اگر آسمان زندگي تان ابري است،به اين دليل است

كه روحتان هنوز به اندازه ي كافي اوج نگرفته

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 9:12  توسط محمد  | 

نمي دونم تا رسيدن به ارزوهامون چقدر راهه.
نميدونم مي تونيم زندگي رو از دريچه ديد خودمون ببينيم يا نه؟

//////////////////////////////////////////////////////////////////////

زير گنبد كبود

جز من و خدا

كسي نبود

       هيچ چيز نه سفيد ونه سياه  بود

                                      روزگار

                                         روبه راه بود

با وجود اين

       مثل اينكه چيزي اشتباه بود

                        زير گنبد كبود

                              بازي خدا

                                   نيمكاره مانده بود

واژه اي نبود و هيچ كس

                     شعري از خدا نخوانده بود

 تا كه او مرا براي بازي خودش انتخاب كرد

توي گوش من يواش گفت :

                         تو دعاي كوچك مني

بعد هم مرا مستجاب كرد

پرده ها كنار رفت

   خود به خود با شروع بازي خدا

                                            عشق افتتاح شد          

سالهاست اسم بازي من وخدا        

                                               زندگي ست

   هيچ چيز مثل بازي قشنگ ما       

                                              عجيب نيست

بازي كه ساده است و سخت

مثل بازي بهار با درخت

                  با خدا طرف شدن كار مشكلي ست

زندگي

                    بازي خدا و يك عروسك گلي است

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 8:55  توسط محمد  | 

سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگین و خسته ام...

یادت نمیاد همه قول قرارایی که با تو بستم...

با این همه ظلم تو ببین باز چه جوری پای  این همه قول و قرار من نشسته ام...

نشکم دلمو بخدا آهم میگیره دامنتو عاقبت یه روز ...

نگو بی خبری نگو نمیدونی دلم پره از یه نفرین سینه سوز...

نگو بی خبری نگو نمیدونی وقتی که نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب و روز...

نگو بی خبری...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 15:48  توسط محمد  | 

مرجع : جام جم آنلاین
آفتاب:اندازه گیری دور کمر می تواند نمایانگر احتمال دچار شدن به بیماری قلبی در زنان باشد. محققان آمریکایی می گویند؛ احتمال ابتلا به بیماری قلبی در زنانی که دور کمر آنها 35 اینچ یا بزرگتر باشد ، بیشتر است.
محققان دانشگاه کلمبیا با بررسی اطلاعات بدست آمده از شش هزار زن بدون بیماری قلبی که اندازه دور کمر آنها در تحقیق دیگری مشخص شده بود دریافتند 90 درصد زنان حداقل یک ریسک فاکتور بیماری قلبی مهم داشتند و یک سوم آنان سه یا تعداد بیشتری ریسک فاکتور داشتند که از آن جمله فشار خون و کلسترول بالا بود.
افزایش در اندازه دور کمر نیز با احتمال ابتلا به بیماری قلبی یا مرگ ناشی از آن طی 10 سال زندگی یک زن ارتباط داشت.

بسیاری از زنان نمی دانستند ریسک فاکتورهای مهم بیماری قلبی را دارند. میزان کلسترول در تقریبا نیمی از آنها بالا بود و آنها از این موضوع بی اطلاع بودند.

اندازه گیری دور کمر روش ساده ای است که زنان می توانند به کمک آن احتمال قرار داشتن در معرض بیماری قلبی را تشخیص دهند و باعث شود در صدد کاهش آن برآیند و خود را از نظر داشتن ریسک فاکتورهای بیماری قلبی تحت کنترل قرار دهند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 15:43  توسط محمد  | 

آفتاب:‌ محمد تقی رهبر عضو کمیسیون فرهنگی مجلس معتقد است:وضع بی حجابی برای ما در دنیا موجب آبروریزی شده و مردم دلسوز و کسانی که شهید داده اند از این موضوع رنج می برند.

«محمد تقی رهبر»، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس، در گفتگو با خبرنگار سیاسی «آفتاب»، با اشاره به آغاز فصل گرما و شیوع بدحجابی در کشور گفت: «برای مجازات تولیدکنندگان، فروشندگان و مصرف کنندگان لباس های مبتذل و خلاف شرع قانون داریم اما این قانون سال هاست که در بایگانی خاک می خورد و هیچ مسؤولی اصرار نکرده این قانون عملی شود.»
این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس افزود: «در این بابت حاکمیت مقصر بوده و امروز هم اگر کوتاهی کند،‌ مقصر است.»
محمد تقی رهبر در ادامه با اشاره به «رنج خانواده شهدا» از بی حجابی ادامه داد:«حکومت مقصر است و باید بر تولید لباس نظارت شود.»

این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در ادامه با حمایت از طرح برخورد با بدحجابی، بر لزوم کار فرهنگی و سپس اجرایی و عملی تأکید کرد و گفت:«کسی که حقوق دولت را می گیرد نباید دختر و زنش اینطور به خیابان بیایند و جاهایی از توجیه نیز گذشته است.»
محمد تقی رهبر در ادامه با انتقاد از صدا و سیما گفت: «صدا و سیما با هشت کانال تلویزیونی روی حجاب بحث نکرده و بعضا فیلم هایی پخش می کند که مشکل دارد...»
این نماینده مجلس با تأکید بر اینکه تولید کننده و فروشنده لباس های مبتذل از مصرف کنندگان این لباس ها مقصرترند، افزود: «پاچه های کوتاه و لباس چاک دار واقعا در شأن زنان نجیب نیست و باید برخورد شود.»
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در پایان خواستار آغاز رسیدگی به بدحجابی از ادارات، مدارس و دانشگاه ها شد.»

مانتو‌هایی که کم‌کم کوتاه شدند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 15:39  توسط محمد  | 

كمي جلوتر
من آن طرف امروز پياده مي شوم
كمي نزديك به پنجشنبه نگهدار
كسي از سايه هاي هر چه ناپيدا مي آيد
از آن طرف كودكي
و نزديك پنجشنبه به راه بعد از امروز مي افتد
كمي نزديك به پنجشنبه نگهدار
تو همان آشناترين صداي اين حدودي
كه مرا ميان مكث سفر
به كودك ترين سايه ها مي بري
با دلم كه هواي باغ كرده است
با دلم كه پي چند قدم شب زير ماه مي گردد
و مرامي نشيند
مي نشينم و از ياد مي روم
مي نشينم و دنيا را فكر مي كنم
آشناترين صداي اين حدود پنجشنبه
كنار غربت راه و مسافران چشمخيس
دارم به ابتداي سفر مي روم
به انتهاي هر چه در پيش رو مي رسم
گوش مي كني ؟
مي خواهم از كنار همين پنجشنبه حرفي بزنم
حالا كه دارم از ياد مي روم
دارم سكوت مي شوم
مي خواهم آشناترين صداي اين حدود تازه شوم
گوش مي كني؟
پيش روي سفر
بالاي نزديك پنجشنبه برف گرفته است
پيش روي سفر
تا نه اين همه ناپيدا
تنها منم كه آشناترين صداي اين حدودم
تنها منم كه آشناترين صداي هر حدودم
حالا هر چه باران است ، در من برف مي شود
هر چه درياست ، در من آبي
حالا هر چه پيري است ، در من كودك
هر چه ناپيدا ، در من پيدا
حالا هر چه هر روز و بعد از اين
هر چه پيش رو
منم كه از ياد مي روم ، آغاز مي شوم
و پنجشنبه نزديك من است
جهان را همين جا نگهدار
من پياده مي شوم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 14:22  توسط محمد  | 

 برخورد با بد حجابی از اردیبهشت ماه

گزارش خبرنگار این روزها به نقل از بازتاب فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ گفت: از اول ارديبهشت با زنان بدحجاب در شهر تهران برخورد مي‌شود.
سردار مرتضي طلايي افزود: متأسفانه شاهديم که برخي زنان با تجاوز به حقوق ديگران اقدام به پوشش‌هاي نامناسب و زننده و حتي در برخي موارد، کشف حجاب کرده‌اند.

فرمانده انتظامي تهران بزرگ گفت: با اين‌گونه افراد که بدون توجه به مقدسات ديني و ارزشهاي اجتماعي اقدام به رفتارهاي ناهنجار و پوشش‌هاي نامناسب مي‌کنند، برخورد قاطع مي‌شود و پليس، مدافع حقوق شهروندان است.
وي اظهار داشت: در اين برنامه‌ريزي با کساني که به نوعي آسيب به شأن و شخصيت جوانان مي‌زنند و منشأ اين ناهنجاري‌ها هستند، نيز برخورد مي‌شود.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 18:48  توسط محمد  | 



خانم‌ها! اگر خوشبختي پايدار مي‌خواهيد بدانيد كه‌...
    
    به مردان قدرت دهيد، تا صميميت فوران كند، مرد موجودي عاشق قدرت است‌. مرد از اين كه قدرتمند باشد حظ مي‌كند. در آسمان اوج مي‌گيرد و شما را نيز همراه خود مي‌برد. از اين كه توانا باشد و يا احساس توانايي كند، لذت مي‌برد. تا وقتي به گشتن اين احساس در مردان مشغوليد، بدانيد كه تنها مي‌توانيد خواب خوشبختي را ببينيد.
    
اگر قدرت مرد را ناديده بگيريد و يا از آن انتقاد كنيد بدانيد كه ديگر پري روياهايش نخواهيد بود. او به دنبال كسي است كه به قدرت هايش ايمان داشته باشد و حتي ضعف‌هايش را در جهت تقويت توانايي‌هايش مثبت جلوه دهد. پس مراقب باشيد و بدانيد كه‌:
    1 - اگر خودتان داراي درآمد هستيد.
    هرگز درآمد و پولتان را به رخ همسرتان نكشيد. حتي اگر درآمد بيشتري داريد هرگز به روي خودتان هم نياوريد. بگذاريد همسرتان احساس كند كه همه چيز در دست اوست و اداره امور مالي خانواده به دست قدرتمند همسرتان اداره مي‌شود.
    2 - مطلقاً او را با كسي مقايسه نكنيد:
    نگوييد شوهر خواهرم دوتا خانه دارد. فلاني اينقدر درآمد دارد و تو هميشه مثل گداهايي‌. اگر واقعا به بهبود اوضاع مالي فكر مي‌كنيد او را براي تلاش بيشتر تشويق كنيد. انتقاد دشمن صميميت است‌.
    3 - تو بي‌عرضه‌اي‌! فاتحه خواندن بر صميميت است‌.
    تو بي عرضه‌اي‌! يعني فرو ريختن مرد. يعني به دست خود خانه را خراب كردن‌. هر مفهوم مشابه تو بي‌عرضه‌اي فاتحه‌اي بر صميميت و عشق متقابل مرد است‌.
    4 - شوهرِ خود را حلال مشكلات بدانيد.
    مشكل را به او بگوييد و از او بخواهيد آن را حل كندو تأييد كنيد كه تنها او قادر به حل اين مسئله است‌.
    5 - به مردان اندرز ندهيد و نصيحت نكنيد.
    مردها دوست دارند كه مشكلاتشان را به تنهايي حل كنند و اگر به شما چيزي نمي‌گويد يعني به تنهايي قادر است موضوع را حل و فصل كند و در صورت لزوم با شما در ميان مي‌گذارند. با نصيحت نكردن‌، زندگي خود را عاشقانه كنيد.
    6 - سكوت مردان را نشكنيد.
    اين اشتباه خانمهاست كه وقتي مرد ساكت است‌، مدام به سمت آنها مي‌روند و با آنها حرف مي‌زنند. اگر او ساكت است به سكوت نيازمند است و احترام به اين سكوت يعني صميميت بيشتر. سكوت طولاني در زنان ممكن است به معني آزرده خاطر بودن باشد اما در مورد مردها اين طور نيست‌.
    7 - به مردان فضا بدهيد.
    گاهي شوهر خود را رها كنيد تا با خود خلوت كند. با دوستانش به ورزش برود و به خانوادة خود تنها سر بزند! مدام دنبال او نباشيد فضاي رها شدن‌، اين چيزي است كه آنها گاهي به آن نياز دارند. اگر به آنها اين فضا را هديه كنيد، آنها نيز به شما عشق مي‌ورزند.
    8 - مرد دوست دارد كه از او قدرداني شود.
    تشكر به مرد قدرت پرواز مي‌دهد. از هر كار كوچكي كه براي شما انجام مي‌دهد. تشكر و قدرداني كنيد تا او نيز بي حساب به شما عشق بورزد.
    9 - مرد بايد تأييد شود.
    توانايي‌هاي همسرتان را تأييد و مدام تأكيد كنيد او صاحب بهترين توانايي‌ها و شايسته‌ترين شوهر است و تأييد مردها يعني فوران صميميت‌.
    10 - بايد مورد اطمينان باشد.
    به او اعتماد كنيد. با اطمينان خاطر به اين كه او مي‌تواند و شما نيز مي‌توانيد به راحتي بسياري از كارها را به او بسپاريد.
    11 - مردها را تشويق كنيد.
    مرد عاشق تشويق است‌. كف زدن‌ها را فراموش نمي‌كند و پشت او زدن به علامت تشويق را حس مي‌كند. مرد، آفرين شما را تا عمر دارد به خاطر مي‌سپارد.
    من نيز لبخند شما را بعد از اجراي اين قوانين طلايي‌، تا هميشه به خاطر دارم‌!

 

راه زندگی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 13:58  توسط محمد  | 

من و همسرم يك زندگي عاشقانه داريم زيرا...


    
    1 - براي همديگر وقت صرف مي‌كنيم‌.
    2 - به همه مي‌گويم كه دوستش دارم‌.
    3 - براي قدرداني از محبت‌هايش‌، نامة عاشقانه‌اي برايش مي‌نويسم‌.
    4 - در جمع از او تعريف مي‌كنم‌.
    5 - وقتي غمگين است سعي مي‌كنم ناراحتي‌اش را بفهمم و او را درك كنم‌.
    6 - هميشه در اتفاقات خوب و مهم زندگي او را سهيم مي‌كنم قبل از اين كه ديگران چيزي بدانند.
    7 - در همه مراحل زندگي باهم برنامه ريزي مي‌كنيم‌.
    8 - همواره مراقبش هستم و به نيازهايش توجه خاصي نشان مي‌دهم‌.
    9 - آرامش را در همه حال حفظ مي‌كنم‌.
    10 - باورهايم را نسبت به او همواره حفظ مي‌كنم‌.
    11 - پس از به پايان رسيدن روزهاي پرتحرك‌، شب‌ها همه چيز را برايش تعريف مي‌كنم‌.
    12 - اولين كسي هستم كه تولدش را تبريك مي‌گويم‌.
    13 - به كارهايي كه برايم انجام مي‌دهد توجه مي‌كنم و قدردان محبت‌هاي او هستم‌.
    14 - ازدواجمان را از موهبت‌هاي الهي مي‌دانم‌.
    15 - براي سلامتي‌اش صدقه مي‌دهم‌.
    16 - در يك مكان يادداشتي محبت‌آميز برايش پنهان مي‌كنم و او را راهنمايي مي‌كنم تا پيدايش كند.
    17 - در همه لحظات زندگي با گذشت رفتار مي‌كنم‌.
    18 - سعي مي‌كنم كه هميشه سرزنده و شوخ طبع باشم‌.
    19 - كارهايي كه نشان دهندة محبتم نسبت به اوست برايش انجام مي‌دهم‌.
    20 - هرگاه از او خيلي عصباني هستم به نكات مثبتش هم فكر مي‌كنم‌.
    21 - اگر احساس كنم از وسايل شخصي‌اش چيزي كم دارد ولي خودش نمي‌خرد، حتماً برايش تهيه مي‌كنم‌.
    22 - همه هدايايي را كه به من داده است‌، از صميم قلب دوست دارم‌.
    23 -
هميشه دل آرام يكديگر هستيم‌
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 18:43  توسط محمد  | 

آرامش يک حالت است



هر ماه كتاب هاي زيادي در زمينة‌ آرام سازي نوشته مي شود و من هرگز نديده ام كسي با مطالعة‌ اين جور كتاب ها به آرامش برسد ـ او بي قرار تر مي شود، چون اكنون سراسر زندگي فعالش دست نخورده باقي مانده و وسواس به فعاليت به قوت خود باقي است. بيماري هنوز آنجاست و او وانمود مي كند كه در حالت آرامش به سر مي برد.
    
    آرامش يك حالت است. تو نمي تواني به زور به اين حالت در آيي. كافي است همة‌ منفي بافي ها و موانع را كنار بگذاري تا با پاي خودش به سراغت بيايد و خود به خود در تو ايجاد شود.
    
    درك كردن تنها آموزش انضباطي است . به فعاليت هاي خود پي ببر و ناگهان اگر در ميانة‌ راه به كاري كه مي كني واقف شدي، آن فعاليت خود به خود متوقف خواهد شد. اگر دريافتي چرا آن كار را انجام مي دهي، از جريان باز خواهد ايستاد و اين توقف همان است كه تيپولا آن را در قالب اين كلمات بيان مي كند: « با جسم خود كاري نداشته باش، فقط آرام بگير.»
    
    با جسم خود كاري نداشته باش، فقط آرام باش. براي برقراري آرامش درون احتياج به هيچ كاري نيست. فقط جنبش انرژي را ـ حركت غير هدفمند انرژي را ـ درياب.
    
    غير هدفمند رفتار كن؛ فقط يك سر ريزش انرژي. انرژي ات را با ديگران تقسيم كن. معامله نكن چك و چانه نزن. ببخش، چون داري كه ببخشي، نه براي اين كه عوضش را دريافت كني ـ وگرنه به خاك سياه مي نشيني. جاي همة سوداگران در جهنم است.
    
    اگر تو بيشتر درگير عمل شوي و كمتر مشغول فعاليت باشي، زندگي ات دگرگون گرديده و به آرامشي عميق تبديل خواهد شد

راه زندگی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 18:35  توسط محمد  | 

از دنياي خوابها و روياهايتان چه مي‌دانيد؟ 
    
    بسيارند صبح‌هايي كه از خواب بيدار شده‌ايم و تنها يك تصوير مبهم از خواب شب گذشته جلوي چشمانمان است‌. و كلافه‌تر مي‌شويم وقتي كه هر چه فكر مي‌كنيم و چيزي به خاطر نمي‌آوريم و يا ممكن است تمام خواب را به صورت واضح و تمام رنگي ببينيم و دنبال كتاب تعبيرخواب باشيم و با دلهره زياد به دنبال تعبير خوابمان مي‌گرديم و قلباً آرزو مي‌كنيم كه اي كاش تعبير بدي نداشته باشد. به راستي راز اين خواب ديدن چيست و چرا اينقدر به آن اعتقاد داريم‌؟ آيا از ماهيت واقعي خواب ديدن اطلاعي داريد. دانشمندان سالهاست كه در مورد خواب ديدن و صحت آن در حال تحقيق و آزمايش هستند. روياها برگرفته از حوادث‌، تجربه‌ها و اتفاقات زندگي ما هستند با وجود تمامي خصوصيات عجيب و شگفت‌انگيز. خوابهاي ما تا زماني كه خواب مي‌بينيم براي ما همانقدر واقعي هستند كه حوادث و تجاربي كه در بيداري براي ما به وقوع مي‌پيوندند. رويا پديده‌اي است كه اساس آن بر فعاليت‌هاي شناختي مغز در حين خواب استوار است‌. اما به دليل اين كه مغز هرگز نمي‌خوابد و روان ما شب و روز در حال كار كردن مي‌باشد روياهاي ما همانطور از قدرت احساسي‌، حواس و تصورات برخوردارند كه زندگي ما در حال بيداري شامل آنها مي‌باشد. پس از سالها آزمايش و تحقيق‌، دانشمندان به اين نتيجه رسيده‌اند كه محتوي خواب‌ها به حقايق بسيار نزديك است و «من در خواب‌» يا «من در بيداري‌» از رابطه بسيار نزديك‌تري نسبت به هم از آنچه كه تاكنون فكر مي‌كردند، برخوردار است‌. مثلاً وقتي در خواب مي‌بينيد كه عزيزي را از دست داده‌ايد و ناراحت مي‌شويد و گريه مي‌كنيد اين دقيقاً همان كاريست كه در بيداري انجام مي‌دهيم‌. خواب ديدن تجربه و اتفاقي است مانند ديگر تجربه‌ها و حوادث زندگي و همانطور كه ما تلاش مي‌كنيم كه از تجربه‌هاي بيداري زندگي درس بگيريم مي‌توانيم با هشياري‌، خودآگاهي رويا را با خودآگاهي بيداري برابر بدانيم زيرا افكار طبيعي روزانه دسترسي به همان ديدگاه‌ها و نقطه نظرها را امكان‌پذير مي‌سازد كه هوشياري و خودآگاهي در خواب و رويا.
    بسياري از خوابهايي كه مي‌بينيم از فعاليت روزانه ما تأثير مي‌گيرند و نه تنها عملكرد روزانه بلكه بسياري از بيم و اميدهايي كه در زندگي داريم نيز در روياهاي ما بي‌تأثير نيستند. تصاوير اسطوره‌اي‌، تأثيرات بيروني‌، خاطرات عوامل شخصيتي‌، موقعيت‌هاي زندگي و زندگي روزمره‌; همه اين عوامل در كيفيت و مفهوم رويا و خوابي كه مي‌بينيم تأثير گذارند.
    در كنار اين عوامل فاكتور روان‌شناختي مثل جنسيت‌، خلاقيت يا ذكاوت و موقعيت زندگي عمده‌ترين نقش را بر عهده دارند. اين فاكتور در مجموع هشتاد درصد از كل را شامل مي‌گردند. روياهاي آينده بسيار به ندرت نقش پيدا مي‌كنند و بسيار به شخص وابسته‌اند، فردي كه داراي اين گونه روياها باشد بي‌شك بسيار تحت تأثير آنها واقع شده و قانع مي‌شود
.
    شخصيت روياها!
    و بسياري از روياها در انسان تحت تأثير شخصيت او قرار دارد. تحقيقات نشان مي‌دهد كه مردان از زنان بيشتر خواب مي‌بينند. مردان بيشتر از خشونت و رقابت خواب مي‌بينند. اما زنان بيشتر در رابطه با روابط زناشويي و مسايل مادي خواب مي‌بينند. در مورد اين نوع خواب ديدن كشفيات تازه نشان مي‌دهد كه تفاوت ميان روياها براساس اختلاف جنسيت وجود حياتي ندارد بلكه تنها تفاوت جنسيت در بيداري است كه خود را به دنياي خواب و روياها انتقال مي‌دهد.
    در مجموع تنها ده درصد از حوادث و اتفاقات مربوط به يك رويا به وسيله عوامل و مسايل شخصيتي توضيح داده مي‌شود. اما به راستي مي‌توانيم به اين روياها اعتماد كنيم‌، آيا مي‌توانند نقش مثبت و يا منفي در زندگي ما داشته باشند؟ تنها در صورتي مي‌توانيم به خوابها اعتماد كنيم كه بتوانيم بگوييم كه آدمي هستيم كه روي خواب و خاطرات خواب خود در زندگي بيداري خودكار كرده و آنها را در زندگي خود جا انداخته باشيم‌. بعد از آن راه حل و پيام ظاهر مي‌شود و نه قبل از آن‌. اين جديدترين نتيجة تحقيقات دانشمندان است‌. اگر به فهم آنچه كه در خواب به انجام رسانيديد، نايل نشويد، آن عمل را هم نبايست در زندگي بيداري خويش انجام دهيد. در حقيقت خواب مفهوم خود را از خارج ديكته نمي‌كند، بلكه همه چيز در حدود خود واقعي باقي مي‌ماند. به جز شما كسي در خوابتان وجود ندارد كه در بيداري هم آن كار را به انجام برساند.
    
    تعبير خواب شخصي‌!
    هر كسي مي‌تواند تجاربي را كه در خواب پشت سر گذاشته با تجارب واقعي و زندگي حقيقي‌اش هماهنگ كند و بين آنها ارتباطي پيدا كند. در حقيقت مي‌توانيد رابطه‌اي دوستانه را با «من در خواب‌» خودتان با «من در بيداري‌» خودتان برقرار كنيد. خوابتان خوش‌!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 18:32  توسط محمد  | 

نگراني را از خود دور كنيد و بخنديد تا شاداب بمانيد


    
    در فكر بودن‌، با احساس نگراني داشتن متفاوت است‌. در فكر بودن‌، دليل و هدف دار و براساس قانون عمل و عكس العمل است‌. به طور مثال ممكن است ما همة پنجره‌ها را قبل از ترك خانه ببنديم چون به اين فكر هستيم كه باد ممكن است گلدان‌ها را بيندازد، ولي نگراني اين منطق را ندارد. نگراني بر آرزوهاي غيرمنطقي متمركز است‌. مثلاً، اي كاش مي‌توانستم گذشته را تغيير بدهم و يا جنگ با حوادث غيرقابل تغيير در آينده داشته باشم‌. با نگراني هيچ مسئله‌اي را نمي‌توانيد حل كنيد. اگر عامل نگراني خود را ناشي از رفتار بعضي از افراد مي‌دانيد، تصور كنيد كه آنان بيمارند و تعادل مواد شيميايي و هورمون‌ها در بدن آدم‌ها بهم خورده است و خودشان مقصر نيستند. يا مي‌توانيد فرض كنيد كه از نظر فرهنگي‌، اجتماعي و آگاهي موقعيت مناسبي براي رشد نداشته و هنوز به بلوغ فكري و عقلاني نرسيده‌اند. يكي از بهترين راه‌هاي پيدا كردن قانون شفابخش زندگي‌، ساكت ماندن است‌، يعني سخن نگفتن دربارة مشكلاتتان‌. نفوس بد نزنيد. تنها ساكت بمانيد و فقط با سكوت خود با مسايل برخورد كنيد. شيوة ديگر اين است كه شما مي‌توانيد خودتان را يك سال بعد از حادثة نگران كننده تصور كنيد. يعني زمان را يك سال به جلو ببريد. در اين مواقع شما متوجه مي‌شويد كه اين حادثه اين قدر احتياج به ناراحتي و بي‌تابي شما ندارد. هرگاه مسئله‌اي به سراغ شما آمد، به يك نقطة بلند برويد و از آن بالا به همه چيز نگاه كنيد. آنگاه مي‌بينيد كه مسئلة شما در مقياس جهاني هيچ نيست‌. در چنين مواقعي سري هم به آسمان بلند كنيد و از قدرت بي‌انتهاي خداوند در تمام مراحل زندگي مدد بگيريد. خداوند براي غلبه بر دشواري‌هاي زندگي سه روش در اختيار انسان قرار داده است كه عبارتند از: خنده‌، اميد و خواب‌. خنده يكي از مهمترين ورزش‌هاي يوگا در جهان است‌. خنده فقط مخصوص آدمي است و در هيچ جاندار ديگري وجود ندارد. خنده باعث بروز انديشه‌هاي نو و خلاق‌، افزايش طول عمر و پيشگيري از سكتة قلبي و مغزي مي‌شود. يك خندة خوب‌، تغييرات شگرفي در كبد ايجاد مي‌كند و فوراً باعث مي‌شود، احساس بهتري براي هر كار داشته باشيم‌. خنده‌، موسيقي روح است‌. منتظر نباشيد كه ديگران شما را بخندانند بلكه خودتان قايقي از خنده را پارو بزنيد و اختيار اين درياي شادي را به دست بگيريد. سعي كنيد ديگران را شاد كنيد و از شادي ديگران لذت ببريد. كتاب‌هاي فكاهي بخوانيد. با افراد بذله‌گو ديدار كنيد. به افراد، مكان‌ها و وقايع مشابهي كه شما را به خنده مي‌اندازد، فكر كنيد. صبح‌ها قبل از برخاستن از خواب به مدت پنج دقيقه زير پتو بخنديد و آثار آنرا بر روحية خود در طول روز ببينيد! 

راه زندگی
    

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 1:36  توسط محمد  | 

نيروهاي مثبت خود را افزايش دهيد


    
    از غيبت‌، تهمت‌، قضاوت نسنجيده در مورد افراد يا حوادث‌، حسادت‌، كينه‌، دروغ‌، جر و بحث كردن با ديگران و رنجاندن آنها به شدت پرهيز كنيد. زيرا با انجام دادن اين گونه اعمال به دور خودتان تراكمي از نيروهاي منفي جمع آوري مي‌كنيد و كسي كه از اين مقدار زياد نيروهاي منفي عذاب مي‌كشد، خودتان هستيد. زماني كه به ديگران خوبي و كمك مي‌كنيد، تجمعي از نيروهاي مثبت را به دور خودتان فراهم مي‌آوريد و اين نيروهاي مثبت باعث آرامش و شادي شما مي‌شوند. هنگامي كه وضو مي‌گيريد، الكتريسته‌هاي ساكن را به سطح بدن مي‌آوريد. آب رسانا است و شما امواج آرام بخش را توليد مي‌كنيد. با كشيدن مسح سر، اين امواج را به كورتكس مغز انتقال مي‌دهيد و باعث مي‌شويد كه ناحية شلوغ ذهن آرام گيرد. با مسح پا، انتقال امواج آرام بخش را در اندام‌هاي پاييني سرعت مي‌بخشيد. منطقه‌اي كه در روي كره زمين‌، بيشترين مقدار اين امواج را داراست‌، كعبه است‌. زماني كه شما نماز مي‌خوانيد و در جهت خانة خدا قرار مي‌گيريد و 7 قسمت بدن با زمين تماس پيدا مي‌كند، امواجي را دريافت مي‌كنيد كه باعث آرامش شما مي‌شوند. براي افزايش نيروهاي مثبت خود مي‌توانيد در يك وان حمام‌، پر از آب و نمك به مدت 20 دقيقه قرار بگيريد، در بطري‌هاي رنگي آب خوراكي بريزيد و به مدت 2 ساعت در معرض نور خورشيد قرار دهيد، سپس آنها را در يخچال بگذاريد و از آن بنوشيد. خورشيد منبع سرشاري از انرژي مثبت است‌. بدون كفش و جوراب روي چمن راه برويد. زيرا كه طبيعت منبع پر انرژي نيروهاي مثبت است‌. از ديگر راههاي افزايش نيروهاي مثبت و دروني قدرداني از خداوند به دليل نعمت‌هاي بي كرانش مي‌باشد. خداوند فرموده است‌: نعمت‌ها را شكر و سپاس گوييد تا آنها را براي شما زياد كنم‌. شكرگزاري به شما احساس بودن و داشتن مي‌دهد، و اين احساس خود به افزايش آرامش و نشاط منجر مي‌شود. چون شما به خاطر آن چه كه داريد شكر مي‌كنيد، نعمت‌هاي معنوي از قبيل شادي‌، سلامتي‌، صداقت و آرامش دروني به شما عطا شده است‌. امروز را صرف شادي بخشيدن به خود و دوستانتان كنيد. فردا غذاي سالمي بخوريد. روز بعد با خودتان صادق باشيد.اگر موضوعي شما را ناراحت كرد، به موضوع‌ِ دوست داشتني فكر كنيد. روز بعد را در تفكر آرام سپري كنيد. شما با سپاسگزاري مي‌توانيد روحتان را پاك و نيروهاي آن را در جهت مثبت و صعودي افزايش دهيد و اين مسئله باعث باز شدن درهاي بي‌شماري از نيروهاي مثبت از كائنات به روي شما مي‌شود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 1:34  توسط محمد  | 

يک  پنجره  برای   ديدن
يک  پنجره  برای   شنيدن
يک  پنجره  که  مثل   حلقه‌ی   چاهی
در  انتهای   خود  به  قلب   زمين  می‌رسد
و  باز  می‌شود  به  سوی‌ وسعت   اين  مهربانيِ  مکرر   آبي‌رنگ
يک  پنجره  که  دست‌ها    کوچک   تنهايي  را
از  بخشش   شبانه‌ی عطر   ستاره‌های   کريم
سرشار  می‌کند.
و  می‌شود  از  آن‌جا
خورشيد  را  به  غربت   گل‌های شمع‌داني  مهمان  کرد
يک  پنجره  برای   من  کافي است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 1:17  توسط محمد  | 

زندگي کردن


    
    نمي تواني دو بار پاي خود را در يك رودخانه بگذاري. من مي گويم: « تو حتي نمي تواني براي يك بار پاي خود را در رودخانه اي بگذاري». زيرا رودخانه، پديده اي جاري است، جرياني مستمر است.
    تنها واقعيت جهان،‌ تنها حقيقت جهان، تغيير است. مشكل زماني ايجاد مي شود كه اين حقيقت را در نيابيم. آن گاه شروع به چسبيدن مي كنيم؛ ‌سعي مي كنيم فعل را به اسم تغيير دهيم، و اين شدني نيست. عشق ورزيدن حقيقت دارد، اما عشق حقيقت ندارد. زماني كه سعي مي كني عشق ورزيدن را به عشق تبديل كني، دچار مشكل مي شوي، زيرا بر ضد زندگي قيام كرده اي، زبرا زندگي، زندگي نيست، بلكه زندگي كردن است.
    اگر كسي اين حقيقت را به خاطر داشته باشد، به تدريج روح جريان و سيلان را درك كند، به طور حتم مشكلاتش ناپديد مي شود، زيرا ديگر مشكلي پا به عرصة وجود نمي گذارد. چسبيدن، چنگ زدن و وابستگي ناپديد مي گردند و زندگي به آزادي و شور رهايي تبديل مي شود؛‌ آزادي بي مرز و شور جاودانه.
    
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 18:51  توسط محمد  | 

فرزندان ممتاز هستي


    ما فرزندان ممتازي هستيم و عالم هستي خواسته كه نعمت هايش را با ما سهيم شود. كافيست توجه خود را به تنعم معطوف كنيم تا از آن ما شود ـ توجه تنها چيزي است كه اهميت دارد.
    يك خردمند بزرگ هندي زماني گفت: « شما همان جايي هستيد كه توجهتان شما را به آنجا مي برد. در واقع، شما توجه خود هستيد. اگر توجه شما گسيخته باشد، شما گيسخته هستيد. وقتي توجه شما در گذشته است، شما در گذشته هستيد. وقتي توجه شما در زمان حال است، شما در حضور خدا هستيد و خدا در شما حاضر است.»
    تنها بر زمان حال و بر آنچه انجام مي دهيد بينديشيد. حضور خدا در همه جا هست. كافيست آگاهانه و با توجه خود آن را در آغوش بكشيد.

 


    

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 18:48  توسط محمد  | 

توالي و ترتيب دستيابي به آرامش فوري‌


    
    زماني كه وقت كافي داشته باشيد تا از انجام مراقبه و مكاشفه لذت ببريد، اينها تكنيك‌هاي آرامش‌بخش فوق العاده‌اي برايتان محسوب مي‌شوند. ولي‌، وقتي با بحراني مواجه مي‌شويد كه نياز به عملكرد و آرامش فوري داريد، چه اتفاقي مي‌افتد؟ دكتر «رابرت كوپر»، با بهره‌گيري از يافته‌هاي علمي در روان‌شناسي آرامش‌، شش طرح و راهكار را طراحي كرده است كه تأثيرات منفي تنش‌ها و فشارهاي روحي و عصبي را به محض آن كه بدن تحت فشار و استرس قرار مي‌گيرد، به حداقل مي‌رسانند. او راهكارها و طرح‌هايش را «توالي و ترتيب دستيابي به آرامش فوري‌» نامگذاري كرده است‌:
    اقدام اول‌: نفس كشيدن لاينقطع و بدون وقفه را تمرين كنيد. وقتي استرس و تنش‌هاي روحي و عصبي به سراغتان مي‌آيند، فوراً و بي‌درنگ‌، توجه و حواستان را روي نحوه تنفس‌تان متمركز نماييد و خيلي آرام‌، عميق و يكنواخت نفس بكشيد.
    اقدام دوم‌: چهره‌اي مثبت به خود بگيريد. آن چنان لبخند بلند بالايي بزنيد كه بتوانيد گوشه‌هاي چشمانتان را احساس كنيد. دكتر كوپر، در اين زمينه‌، چنين توضيح مي‌دهد: «حكمت و خردمندي سنتي بر اين قاعده است كه خوشحالي و شادماني‌، خنده به بار مي‌آورد. ولي‌، بررسي‌هاي اخير، نشان مي‌دهند كه اين پروسه و فرآيند، بسان يك خيابان دوطرفه است‌. لبخند زدن و خنديدن مي‌تواند به بروز احساسات شادماني و نشاط كمك كند، و در يك موقعيت و وضعيت استرس زا و پرتنش‌، مي‌تواند به حفظ آرامش و خونسردي ما كمك كند. پس‌، اين آزمايش ساده و آسان را به كار ببنديد: همين حالا يك لبخند بلند بالا بزنيد و از ته دل بخنديد. آيا احساس بهتري پيدا نمي‌كنيد؟
    اقدام سوم‌: وضع و حالت بدنتان (طرز نشستن‌، ايستادن و راه رفتن‌) را متعادل سازيد. افرادي كه تحت فشارهاي روحي و عصبي هستند، اغلب خميده و قوز كرده به نظر مي‌رسند، از اين رو، اغلب چنين عبارتي را در موردشان مي‌شنويم‌: سنگيني و بار تمام دنيا روي شانه‌هاي آنها قرار گرفته است‌!
    دكتر كوپر مي‌گويد: حفظ حالت مناسب و متعادل بدن‌، عملكردي مثل لبخند زدن و خنديدن در بر دارد. تعادل جسماني به تعادل احساسي و عاطفي كمك مي‌كند.
    پس‌، سرتان را بالا نگه داريد، چانه‌تان را به سمت داخل‌، قفسه سينه به سمت بالا، پشت و كمرتان در سطحي صاف و مستقيم و راحت و شكم‌تان در حالتي عاري از انقباض و گرفتگي قرار داشته باشند. مجسم كنيد كه يك قلاب هوايي بدنتان را از نقطه مركز بالاي سرتان به سمت بالا مي‌كشد.
    اقدام چهارم‌: غرق در موجي از آرامش شويد. آگاهانه و هشيارانه موجي از آرامش را از طريق بدنتان فرا گيريد و آن را در نورديد. دكتر كوپر، مي‌گويد: «مجسم كنيد كه زير آبشاري ايستاده‌ايد و آن تمام تنش‌ها و فشارهاي روحي و عصبي‌تان را مي‌شويد و با خود مي‌برد.»
    اقدام پنجم‌: واقعيت را بپذيريد و به آن اعتراف كنيد. رودررو و مستقيم با عوامل استرس‌ها و فشارهاي روحي و عصبي‌تان مواجه شويد. آنها را منكر نشويد و آرزو نكنيد كه ايكاش اتفاق نمي‌افتادند. چنين بينديشيد:
    «اين حقيقت است‌. من مي‌توانم از عهده آن برآيم‌. همين حالا، مشغول پيدا كردن بهترين شيوه براي غلبه بر آن هستم‌.»
  
  اقدام ششم‌: قدرت و كنترل را دوباره تحكيم بخشيد. به جاي نگراني و بدخلقي در رابطه با اين كه‌، چگونه آن عامل استرس زا باعث شده كه كنترل و خويشتن داري تان را از دست بدهيد، توجه و حواستان را روي كسب مجدد كنترل و خويشتن داري تان و به كار بستن اقدامي مناسب و بجا متمركز كنيد. هم چنين‌، به جاي انديشيدن به افكار بد و منفي‌، به افكار مثبت و خوب بينديشيد.

 

راه زندگی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 18:43  توسط محمد  | 

شاد باش

به تو مي‌آموزم كه‌
    به زندگي بي‌كم و كاست آري بگويي‌
    دست كشيدن از زندگي نه‌
    به تو مي‌آموزم‌
    شادماني را.
    شادباش و شادباش‌!
    دوباره و دوباره‌،
    مي‌گويم شاد باش‌!
    چه در شادماني است كه به خداوند نزديكتر خواهي شد.

 

راه زندگی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 15:48  توسط محمد  | 

!
مهربان و صميمي باشيد و يكديگر را در آغوش بگيريد


    
    
    نيروي دروني اغلب از مهرباني و گذشت ديگران دربارة ما ايجاد نمي‌شود، بلكه از خوبي‌هاي ما به ديگران به وجود مي‌آيد. هر كدام از ما داراي نيرويي هستيم كه مي‌توانيم با اعمال ساده‌اي دنيا را غني سازيم‌. مانند مهرباني بدون قيد و شرط به همسر، دوستان و يا حتي به يك شخص غريبه‌. از هر فرصتي كه به دست مي‌آوريد، استفاده كنيد تا چيزي را بستانيد. هنگامي كه به دنبال خوبي در ديگران باشيد، بهترين را در خودتان خواهيد يافت‌. موردي را به كسي تبريك بگوييد، به مناسبتي يا حتي بدون مناسبت هديه بدهيد. نفرت ديگران را با عشق پاسخ دهيد. عشقي كه بروز مي‌دهيد به شما باز مي‌گردد و ارمغان آن آزادي و رهايي است‌. عشق خود را نثار كساني كنيد كه با شما در تعارض و تخاصمند. عشق ورزيدن به كساني كه شيرين و نازنين و دوست داشتني‌اند، كار آساني است‌. براي اين كه عمق عشق را در قلب خود بيازماييد، ببينيد چقدر آناني را كه تحمل رفتارشان برايتان دشوار است‌، دوست داريد. اين اعمال سبب تقويت و رشد روح شما مي‌شوند و بركات خود را به دنبال خواهند آورد. دكتر «هارولد واشا» مي‌گويد: در آغوش گرفتن انساني توسط انسان ديگر در جسم خستة يك آدم هواي تازه‌اي از زندگي مي‌دمد و به آدمي احساس جواني بيشتري مي‌بخشد. در آغوش گرفتن روزانه‌، پيوندها را نيرو مي‌بخشد و تا اندازة زيادي تنش‌ها و جر و بحث‌هاي خانوادگي را كاهش مي‌دهد. هنگامي كه كسي نوازش و لمس مي‌شود، ميزان «هموگلوبين‌» خونش به اندازة زيادي افزايش مي‌يابد. هموگلوبين بخشي از خون است كه باعث انتقال اكسيژن به اندام‌هاي بدن مي‌شود. افزايش ميزان هموگلوبين تمام بدن را تقويت مي‌كند و ضمن جلوگيري از بروز امراض‌، بهبودي را سرعت مي‌بخشد و باعث ايجاد آرامش و نشاط در فرد مي‌شود. توصية مهمي براي شما دارم و آن اين كه شما، همسر، فرزندان و اعضاي خانواده‌تان را گاهي در آغوش بگيريد و از توجه و اعتمادي كه از اين ارتباط به وجود مي‌آيد، لذت ببريد. لوچيانو مي‌گويد: هر يك از ما فرشته‌اي هستيم با يك بال‌، تنها زماني مي‌توانيم پرواز كنيم و به اوج برسيم كه يكديگر را در آغوش بگيريم‌.»


+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 15:46  توسط محمد  | 

خدا را دوست بداريد!


    

هر چه ارتباط شما با خدا، آن نيروي عظيم و خرد لايتناهي‌، بيشتر و بيشتر شود، آرامش و نشاط بيشتري را در خود تجربه مي‌كنيد و هرچه ارتباط شما با خدا محدودتر شود، ترس و اضطراب بيشتري بر شما چيره مي‌شود. خداوند فرموده است‌: «اگر مرا ياري كنيد، شما را ياري مي‌كنم و قدم‌هايتان را استوار مي‌گردانم‌» يار خدا بودن يعني براساس قوانين الهي رفتار كردن‌، گناه نكردن‌، كمك به ديگران‌، نرنجاندن عزيزان‌، احترام به والدين و... يار خدا بودن در واقع همان «ياري كردن به خود است‌». همة موجودات‌، انسانها و مخلوقات‌ِ خدا را دوست داشته باشيد. زيرا كه خداوند نيز شما را دوست دارد. دوست بداريد زيرا كه هستي از محبت آفريده شده است‌. اگر دردي داريد، دوست بداريد كه شفاي هر دردي محبت است‌. هر زخمي را محبت مرهم است‌. زخم‌هايتان را مرهم كنيد. دوست بداريد اما نه مانند معامله گران كه اين كالايي است پست و زميني‌. همانند آسمانيان دوست بداريد. آنان عشق را براي عشق دوست دارند. زيبايي را چون كه زيباست و پاكي را چون كه پاك است‌. اين عشق هم پاك است و هم زيبا. هم شفا و هم زندگي‌، هم جاودانگي و هم هر آن چه از وجود خداوند مي‌درخشد دوست بداريد كه دوست داشتن چون نور است و عشق چون خورشيد. تا نور خورشيد را حس نكنيد، ايمان به آن محال است‌. پس دوست بداريد كه بدون آن ايمان را نخواهيد يافت‌. بدانيد كه عشق سرچشمة همة شاديهاست‌. عشق درياي بي‌ساحل لذت هاست‌. چرا به سوي دريا نمي‌رويد؟ دوست داشتن وجودتان را مست و حيران و از خود بي‌خود مي‌كند. دوست داشتن نشان‌ِ حضور خداوند است‌. خدا را، خدا را دوست بداريد، دوست بداريد و باز هم دوست بداريد!

راه زندگی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 15:39  توسط محمد  | 

سعي كن كسي را دوست داشته باشي كه قلب بزرگي داشته باشه تا مجبور نشي براي جاگرفتن در قلبش خودتو كوچيك كني

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 15:36  توسط محمد  | 

زندگی ما موازی بود. مثل کوچه های کودکی،مثل ايستادن در صبحگاه مدرسه هنگام خواندن دعا، به موازات خطوط دفترهايمان كه پر از مشق هاي خط خورده بود.به موازات آجر چينهای مدرسه قديمی پروين، به موازات درختان باغی كه به مدرسه ختم می شد.
آن روزها بی نهايت را نمی شناختيم و رسيدن را و بودن را . و تنها ديدن، معيار روزهای خوش ما بود.و صداقت يقه های سفيدی كه هر روز روي لباس خود سنجاق ميكرديم و هر هفته می شستيم.
و سر تراشيده من و رشته های سياه بافته تو با دو روبان سرخ كه از گونه هايت وام گرفته بودی.و نيمكت هاي چوبی و دواتهای آهنی و ليوانهای رنگی تاشو و حسادتهاي كودكانه و دفاع من از تو و گريه هاي تو كه درد تركه ها را بر كف پا هايم بيش از من احساس مي كردی.
آري ! ما به موازات هم زندگی ميكرديم. با كوچه هايی كه هم عرض نبودند. تو هر روز با غرور از عرض كوچه ما كه پايين دست كوچه شما بود عبور ميكردی و من هرگز عبور از كوچه شما را كه بالا دست كوچه ما بود با عرض بيشتر تجربه نكرده بودم.
تنها يك روز ، آن روز كه تو دير آمدی ، و من به موازات هر روز انتظار را زير پا هايم له كردم با جرئتی كه عبور از كوچه شما را به دنبال داشت. و پس از آن تو اغلب دير آمدی و بعد هم هرگز در موازات جاده مدرسه كسی ما را با هم نديد...

سالها از پس هم طی شد ، در امتداد بی تو بودن ، و امروز پس از آن همه سال باز هم در موازات آن كوچه ها قدم زديم در وداع آنكه عرض كوچه ها را بر ما بست. هر دو فرو ريختيم ولي تو هنوز هم زيبايی با دو رشته سپيد كه زير روسری غم هايت،رنگ روبانش را نديدم !

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 0:27  توسط محمد  | 

مدت زيادي از تولد برادر ساكي كوچولو نگذشته بود . ساكي مدام اصرار ميكرد به پدر و مادرش كه با نوزاد جديد تنهايش بگذارند
پدر و مادر مي ترسيدند ساكي هم مثل بيشتر بچه هاي چهار پنج ساله به برادرش حسودي كند و بخواهد به او آسيبي برساند . اين بود كه جوابشان هميشه نه بود . اما در رفتار ساكي هيچ نشاني از حسادت ديده نمي شد ، با نوزاد مهربان بود و اصرارش هم براي تنها ماندن با او روز به روز بيشتر مي شد ،‌ بالاخره پدر و مادرش تصميم گرفتند موافقت كنند .
ساكي با خوشحالي به اتاق نوزاد رفت و در را پشت سرش بست . اما لاي در باز مانده بود و پدر و مادر كنجكاوش مي توانستند مخفيانه نگاه كنند و بشنوند . آنها ساكي كوچولو را ديدند كه آهسته به طرف برادر كوچكترش رفت. صورتش را روي صورت او گذاشت و به آرامي گفت : ني ني كوچولو ، به من بگو خدا چه جوريه ؟ من داره يادم ميره !

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 0:18  توسط محمد  | 

چشمهايش را به آرامی بست و به صدا گوش کرد
چه آهنگ دلنوازی داشت...
صدايش مدام او را به طرف خود می خواند!
چقدر دلش می خواست جزئی از او باشد ... چقدر دلش می خواست او را با تمام وجودش حس کند
بلند شد!.... قدمهايش را تند کرد...به طرفش رفت...آغوشش را باز کرد و او را در بر گرفت
همه تنش خيس شد...

حالا او جزئی از دريا بود...
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 0:12  توسط محمد  | 

وداع
ميروم خسته و افسرده و زار
سوي منزلگه ويرانه ي خويش
به خدا مي برم از شهر شما
دل شورده و ديوانه ي خويش

مي برم , تا كه در آن نقطه ي دور
شستشويش دهم از رنگ گناه
شستشويش دهم از لكه ي عشق
زين همه خواهش بيجا و تباه

مي برم تا ز تو دورش سازم
ز تو اي جلوه ي اميد محال
مي برم زنده بگورش سازم
تا از اين پس نكند ياد وصال

ناله مي لرزد مي رقصد اشك
آه بكذار كه بگريزم من
از تو اي چشمه ي جوشان گناه
شايد آن به كه بپرهيزم من

بخدا غنچه ي شادي بودم
دست عشق آمد و از شاخم چيد
شعله ي آه شدم صد افسوس
كه لبم باز بر ان لب نرسيد

عاقبت بند سفر پايم بست
مي روم خنده ه لب خونين دل
مي روم از دل من دست بدار
اي اميد عبث بي حاصل


فروغ
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 0:2  توسط محمد  | 

منتظر نباش كه شبي بشنوي
از اين دلبستگي هاي ساده ، دل بريده ام !
كه عزيز باراني ام را ،
در جاده اي جا گذاشتم !
يا در آسمان ، به ستاره ي ديگري سلام كردم !
توقعي از تو ندارم !
اگر دوست نداري ،
در همان دامنه ي دور دريا بمان !
هر جور تو راحتي ! باران زده ي من !
همين سوسوي تو
از آن سوي پرده ي دوري
براي روشن كردن اتاق تنهاييم كافيست !
من كه اين جا كاري نمي كنم !
فقط گهگاه
گمان دوست داشتنت را در دفترم حك مي كنم !
همين !
اين كار هم كه نور نمي خواهد !
مي دانم كه به حرفهايم مي خندي !
حالا هنوز هم وقتي به تو فكر مي كنم
باران مي آيد !
صداي باران را مي شنوي ؟!

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 23:47  توسط محمد  | 

بر چسب هاي عاطفي


    فهرستي از حالت هاي عاطفي فراهم كن؛
    چونان: خشم، حسد، نفرت، نوميدي و اندوه.
    انديشهء فراسوي اين حالات عاطفي چيست؟
    
به بيم ها و سدهايي كه عواطف منفي پديد مي آورند توجه كن.
    
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 18:51  توسط محمد  | 

حال را تأييد كن


    و مطمئن شو كه حال تو منفي نيست.
    تأييدات خويش را به شكل هاي متفاوت بنويس.
    به هر جا كه مي روي،
    اين نكات را در جان خويش با خود ببر.
    از روال تنفس براي ژرف تر شدن بهره گير.
    مثال:‌ «مرا ترسي نيست و آزادم».
    


+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 18:50  توسط محمد  | 

تعبير نکن

هنگام مراقبه از تفسير و تعبير خودداري كن. هر چه از ناخودآگاه مي آيد را فقط مشاهده كن. اگر آن چه از ناخودآگاه مي آيد را معني كني مراقبه را بي اثر كرده اي. آن چه از ناشناخته مي آيد حتي اگر بي معني جلوه كند در خود نشانه هايي دارد كه حاكي از گوشه هاي پنهان درون توست و مواجهه با آنها باعث مي شود كه رها شوي. رها از آن چه در درون تو غوغا مي كند و تو از آن بي اطلاعي. رهايي از غم ها و رنج ها و خشم هايي كه روي هم تلنبار شده و تغيير شكل داده اند.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 18:47  توسط محمد  | 

 

شاگردی از بزرگی  پرسید «آیا خوب است همه انسان ها مرا دوست بدارند؟» گفت نه. پرسید «آیا خوب است که همه انسان ها از من متنفر باشند؟» گفت نه. پرسید پس چگونه باشم پاسخ شنید «آن چنان که خوبان تو را دوست بدارند و بدان از تو متنفر باشند»
 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 18:21  توسط محمد  | 

 زبانم را نمی فهمی
 تو خطم را نمی خوانی
 چنان بیگانه ای حتی
 که نامم را نمی دانی
 تو آنقدر گیج و گنگی
 در پلیدی های این غربت
 که بیداری و قلب عاشق ما را نمی بینی
 دل تو رفته در خواب و
 خیالت مست این رویا
 سراسیمه رهایی در پی
 پس کوچه های سرد این دنیا
 نگاه خسته ی ما را نمی بینی
 شتاب ثانیه ها را نمی بینی
 امید و آرزوهای ز هم بگسستهء فردای دنیا را نمی بینی
  من از بیگانگی های عجیب و پوچ این ملت ندارم انتظاری
 از این ماتم که همچون من تو هم
 غربت نشینی و زبانم را نمی فهمی
 چنان بیگانه ای حتی
 که نامم را نمی دانی
 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 18:11  توسط محمد  | 

آيا مي خواهيد عشق کسي را از سر خود بيرون کنيد؟


    يك واژه بي معني مثلاَ «هو» را انتخاب كنيد. اين واژه نبايد چيزي را به ذهن آورد. زيرا ذهن زماني كه چيزي را دريافت كند، خوراك پيدا مي كند. وقتي واژه بي معني باشد ذهن دچار تنش مي شود. اين واژه را آنقدر تكرار كنيد كه ذهن خسته شود. وقتي خسته شود خيلي آسان مي تواند از هر موضوع چسبنده ايي حتي «عشق» دست بكشد. اين واژه حتماً بايد با بازدم تكرار شود بايد اين عشق ناخواسته از بدن شما بيرون انداخته شود. وقتي موقع نفس كشيدن تهي باشيد هيچ خوراكي به ذهن نمي رسد. يك اشتباه ساده باعث مي شود كه شيفتگي شما نسبت به فرد مورد نظرتان بيشتر شود و آن اين كه «هو» را با دم خود فرو دهيد. تکرار اسم کسي که مايليد عاشقش نباشيد با بازدم بسيار موثر است.


+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 23:49  توسط محمد  | 

مواجهه با بخش دست نخورده وجودت

هنگام مراقبه به چيزي فكر نكن بگذار هر تصوير ذهني كه مي خواهد به سراغت بيايد. اين تصاوير وقتي ناآگاهانه به سويت بيايند تو با وجوهي از خويش آشنا مي شوي كه تا به حال سعي مي كردي با آنها مواجه نشوي. اين تصاوير ذهني از ناخودآگاه تو مي آيند. ناخودآگاه جايي از ذهن است كه حد و مرز ندارد با مراقبه قسمتي از وجود تو كه هم چنان دست نخورده و ناشناخته و پس زده مانده به بخش آگاه ذهنت قدم مي گذارد. با اين تصاوير مواجه شو و با ديدن آنها خود حقيقي ات را بشناس.
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 23:45  توسط محمد  | 

طعم سکوت را بچشيد


    
    وقتي شما به جاي دنياي بيرون به درون خود توجه مي كنيد دنياي درون را در سكوت محض خواهيد يافت. اغلب برداشت عمومي از سكوت برداشتي منفي است و معناي آن خلاء و نبود سر و صداست در حالي كه چنين نيست و سكوت لبريز شدن از نوايي است كه تاكنون آن را نشنيده ايد. سكوت رايحه اي خوش است كه تا به حال به مشام تان نخورده و نوري است كه تنها با چشمان دروني قابل رؤيت است براي همين است كه افراد بسيار كمي طعم سكوت حقيقي را چشيده اند. اين سكوت براي شما حقيقت،‌ عشق و هزاران چيز ديگر به ارمغان مي آورد.


+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 23:26  توسط محمد  | 

به زندگي و آينده اعتماد داشته باشيد!


    
    دنياي ما زيبايي‌هاي فراوان دارد. درختان‌، پرنده‌ها، چهره‌ها هيچ چيز به يك شكل وجود ندارد و همه چيز در حال تغيير است‌. به نظر مي‌رسد بعضي اوقات ثابت ماندن در همان جا كه قرار داريم‌، بي خطرتر و سالم‌تر از موقعيت‌هاي ناشناخته و جديد و يا پذيرفتن تغييرات باشد. اما در حقيقت آرامش واقعي از تلاش براي جلوگيري كردن از جريان طبيعي زندگي به دست نمي‌آيد بلكه از تسليم شدن در برابر اين كه در مسير جريان قرار بگيريم و ترسي از آينده و يا دلتنگي از گذشته نداشته باشيم‌، به وجود مي‌آيد. «هلن كلر» مي‌گويد: «هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته مي‌شود، دري ديگر باز مي‌شود ولي ما اغلب آن چنان به در بسته چشم مي‌دوزيم كه درهاي باز را نمي‌بينيم‌». بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه خالق ما، كسي كه ما را با عشق آفريده و عاشق ماست‌، به جز خوبي و نيكي چيز ديگري براي ما نمي‌خواهد و اگر او را بپرستيم و از او كمك بخواهيم
    ‌، تمام حوادث و مسايل باعث زيباتر شدن و پاك‌تر شدن روح ما مي‌شوند. خداوند معجزات خود را به دست افرادي دور از انتظار، در مكان هايي باور نكردني و در زمان هايي غيرقابل تصور به انجام مي‌رساند. از آنجا كه قوانين طبيعت بر همة موجودات حكومت دارند ما بايد واقف باشيم كه زندگي ما هم يك الگوي طبيعي دارد. اگر شما مشكلي در رسيدن به نتايج مطلوب در اهداف و آرزوهايتان داريد، شايد به اين سبب است كه شما سعي مي‌كنيد، آنها را با زور به دست آوريد. در عوض‌، اين شجاعت را داشته باشيد كه آن را رها كرده و به جريان طبيعي زندگي‌تان اعتماد كنيد. به اين خاطر كه هر آن چه حق الهي شما باشد، آن را به دست مي‌آوريد. هيچ چيزي قبل از زمان تعيين شده اتفاق نمي‌افتد، تصور كنيد كه از پنجرة حال به بيرون نگاه مي‌كنيد و در مقابل شما يك منظرة آرام و زيبا قرار دارد. اين صحنه همان فرداهاي ماست‌. با چشم ذهن‌تان پنجره را باز كنيد و اجازه دهيد، نسيم ملايم تغييرات بوزد. سعي كنيد نسيم ملايم را روي گونه هايتان احساس كنيد و آن را با اعتماد در آغوش بگيريد. گذشته‌ها را رها كنيد و ترسي هم از آينده نداشته باشيد. اگر انتظار آينده‌اي زيبا و پربار داشته باشيد، به طور مسلم آن را به دست مي‌آوريد. موفقيت فعلي شما نتيجة افكار گذشتة شماست‌.

منبع:راه زندگی

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 23:12  توسط محمد  | 

گر چه آبه رفته باز آيد به رود،ماهيه بيچاره اما،مرده بود

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 16:44  توسط محمد  |