تبليغاتX
ونوس تنها وبلاگی بودکه خیلی دوستش داشتم

ونوس تنها وبلاگی بودکه خیلی دوستش داشتم

خیلی ناراحتم که اونو پاک کردن اومده بودم از مطالب خوبش استفاده کنم

سخنوری

 

سلام

Photo

من از خط ساحلي زير چشمان شما مي آيم

 فرشته ها که بوسه اش دادند، نمازش را که خواند، آمد و چشم دوخت به يکرنگيهاي دور دريا و آسمان تا طلوع را تماشا کند.
---دريا با سخاوت و صداقت تمام خورشيد را باز به آسمان قرض داد.
آسمان گرفته و نگرفته او را در گرفتگي ابرهاي خود گم کرد. همين تبادل سرسري و معصومانهء نور بس بود. عاشق شد دوباره. حالا ميخواهد عاشقانه بنويسد پسرک نابلد.
---بگذريم.
گذشت مثل هميشه. و باز بعد از سه نقطه هاي مدام و مداوم گوشهء  دفتر شرجي اش  نوشت:
......بگذريم.
خورشيد قشنگ از بازي کودکانهء دريا و آسمان خنده اش ميگيرد.
اما چه کند که کارش چيز ديگريست.
لااقل دل شکستن نيست.

 


                             شايد... بردن.
خورشيد خانوم روزهاي ابري و گرفتهء دلم که هم هستي هم ....
آن يکي دو روزي که با ما بودي
و روز و روزگارمان نور داشت و حالمان بهتر بود.
                                             حالمان بهتر بود.
(همين.تمام.هيچ ديوانه ايي با اين پريشان نوشته ها صبح نميکند.پاييز نميکند.)
من اما فکر ميکنم 
از اين آفتابي تر هم ميشود.
ميشود؟.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1383ساعت 1:4  توسط محمد  | 

قلب

تو به من خنديدی  و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسايه

                                                      سيب را دزديدم.

باغبان از پی من تند دويد

سيب را دست تو ديد

                                                      غضب آلوده به من كرد نگاه.

و تو رفتی و هنوز

سالها هست كه در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تكرار كنان

                                                       ميدهد آزارم.

و من انديشه كنان

غرق در اين پندارم

كه چرا....

                          خانه كوچك ما

                                                        سيب نداشت.

 

Forbidden Fruit

چند شعر از راجر هومز

 ................................................
ترجمه ی مریم هوله
.................................... 
کلمه ای نمی ماند
همه ی چیزهایی که پیدا می کنم      تمسخر ِ حافظه ام هستند !
 صدای قهقهمه از میان ِ سال های عمر ...
 
به خاطر چه مرگ     مرا انکار می کند ؟!
 
.............................................................................
 
اگر خاک آشفته شود
جهان را مسدود می کنم
با خونخواهی ام 
................................................................................
 
کسی نباید پیک ها را مقصر بداند
که برای تو تنها تیغه های تیز بودند !
که قلب مرا زخم می زدند
با اشک های نگران ...
.................................................................................
اگر خواب     یک پاکدامنی بود
امشب باید فاحشه ای می شدم خوشگذران 
...................................................................................
حداکثر سه کلمه
می تواندقفل قلب را باز کند 
که بر درهای چُرتش زده است ...
 
سه کلمه ی دفن شده
می تواند قلب را دفن کند
در کفنی از بیچارگی ...
 
......................................................................................
در شب وقتی مه خواب     تبخیر می شود
من تنها رها شده ام ...
با سراب چشم های تو
درست آن سوی شناخت و لمس ...
 
.........................................................................................
 

یک روز مثل روزهای دیگر

برای مردم دیگر ...

 

حرکت می کنند از میان زندگی هاشان

بی خبر

ازین لحظه ی غمگین

 

اما برای من ...

 

جهان می ایستد برای نفس کشیدن

فرشته ها گریه می کنند

اشک های وحشی را از آسمان
 
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1383ساعت 23:51  توسط محمد  | 

معرق

سلام

تنها صداست که می ماند ...

شايد پرنده بود که ناليد
يا باد، در ميان درختان
يا من ، که در برابر بن بست قلب خود
چون موجی از تاسف و شرم و درد
بالا می آمدم
و از ميان پنجره می ديدم
که آن دو دست ، آن دو دست سرزنش تلخ
و همچنان دراز به سوی دو دست من
در روشنايی سپيده دمی کاذب
تحليل می روند
و يک صدا که در افق سرد
فرياد زد :
« خداحافظ »

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1383ساعت 20:37  توسط محمد  | 

حقيقت

Green Eyes...

سلام

30 اصل براي اعتماد به نفس بالا   

 

1- اصل ياد و اتکال به خداوند و اعتماد به قدرت و ياري و حمايت او
2- اصل آگاهي و اشراف و بصيرت لحظه به لحظه به خود
3- اصل تغيير در الگوها و ايجاد نشانه ها
4- اصل خوديابي( من کيستم؟)- قائم مقام ومحبوب خداوند( عزت نفس)
5- اصل احساس خود شايستگي، خودسالاري و احساس شخصيت
6- اصل عدم مقايسه خود با ديگران
7- اصل خودباوري و خودمحوري بعدازخدا محوري
8- اصل داشتن هدف و برنامه در زندگي
9- اصل تميزي و ظاهر
10- اصل تعريف از خود و ديگران
11- اصل تشويق خود و ديگران
12- اصل تعهد به قول و صداقت و راستي
13- اصل عدم انجام عمل خلاف و عذرخواهي
14- اصل نظم وانضباط کاري
15- اصل دانش و تجربه
16- اصل مديريت زمان
17- اصل مديريت اولويت ها
18- اصل اقتدار در مقابل ضعف
19- اصل يقين در مقابل ترديد
20- اصل احساس رهبري و مديريت
21- اصل مسئوليت پذيري
22- اصل سلامت و نگهداري از جسم
23- اصل تبسم
24- اصل ابراز عشق به ديگران و متذکر شدن ويژگيهاي مثبت آنان
25- اصل نگاه به ديگران ( در عين تواضع بزرگي خود را در دل حس کنيد)
26- اصل عدم تأخير
27- اصل قاطعيت و گفتن نه
28- اصل عدم شماتت و سرزنش خود و ديگران
29- اصل کمک به ديگران و بخشايش
30- اصل ژست و حالت بدني
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

و اما عشق

عشق يک جور جوشش کور است

Flight to light

موفق باشيد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1383ساعت 19:48  توسط محمد  | 

عاشقانه

سلام

ابری نیست
بادی نیست
می نشینم لب حوض
گردش ماهی ها روشنی من گل آب
پاكی خوشه زیست
مادرم ریحان می چیند
نان و ریحان و پنیر آسمانی بی ابر اطلسی هایی تر
رستگاری نزدیك لای گلهای حیاط
نور در كاسه مس چه نوازش ها می ریزد
نردبان از سر دیوار بلند صبح را روی زمین می آرد
پشت لبخندی پنهان هر چیز
روزنی دارد دیوار زمان كه از آن چهره من پیداست
چیزهایی هست كه نمی دانم
می دانم سبزه ای را بكنم خواهم مرد
می روم بالا تا اوج من پر از بال و پرم
راه می بینم در ظلمت من پر از فانوسم
من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت
پرم از راه از پل از رود از موج
پرم از سایه برگی در آب
چه درونم تنهاست...
(سهراب سپهری) Flower 

..............................................





+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1383ساعت 23:54  توسط محمد  | 

نشانه2

Click to view or critique

سلام

10 نشانه خيانت در مردان   

متاسفانه پديده نكوهيده خيانت در برخي از مردان مشاهده ميشـودكه در نهايت

 موجبات تخريف روابط خـانـواده را فراهــم خواهـد آورد. در   اين قسمت به 10 نشانه

 خيانت در مردان اشاره مي كنيم. اين علائم   ممكن است شروع قصه اي غم انگيز

 باشد پس سعي نماييـد حـواس  خود را بيشتر جمع كنيد.

   نشانه شماره 10  

 افزایش ساعات کاری

 بیشترشدن مدت زمانی که بقول او بدلیل اضافه کاری یا جلسه سر کار میماند یکی از نشانه های مهم است. این فرصت خوبی است برای ملاقات و قرارهای عاشقانه.

 نشانه شماره 9

 تفکر زیاد و خیره شدن

بتازگی زیاد توی فکر است، معمولا" به یک نقطه خیره میشود و در افکار خود فرو رفته، آیا مشکل کاری دارد؟ با کـسی دعوایـش شده؟ اگر نـه پـس از خـواب خـرگوشـی بیدار شوید.

 نشانه شماره 8

 کم حرفی و سرد مزاجی

 یکی از نشانه ها این است که او دیگر در خانه حرف نمی زند و یا بسیار کم حرف شده است، با شما به سردی برخورد کرده و  احساسات شما را بی معنی می انگارد و دیگر حرفهای عاشقانه نمیزند.

Click to view or critique

 نشانه شماره 7

 مخفی کردن موبایل و تلفنهایی بی جواب

موبایلش را هیچگاه از خودش دور نمیکند ،هنگام زنگ خوردن بسرعت سراغش رفته و به آرامی صحبت می کند. تلفنهای مشکوک و مزاحم زیاد شده است.

نشانه شماره 6

 عدم تمایل به روابط جنسی

 در صورت وجود روابط  پنهانی شـور و هـیجان همسر شما برای سکس از بین رفته و دیگر مانند گـذشـته تـمایـلی به داشـتن این روابط ندارد او سرد و بیتفاوت از کنار شما خواهد گذشت.

Crimp

نشانه شماره 5   

  اتهام به خیانت

از قدیم گفتن "دست پیش بگیر تا پس نیـفتـی" و  "کافـر هـمـه را بـه کیش خود پندارد". بله او شما را به خیانت متهم می کند در حالی که هیچ دلیل و مدرکی ندارد. چون خود چنین افکاری درسردارد اینطور می انگارد که شما نیز به دنبال کج روی و تقلب هستید.

انگ زدن های بی مورد، سوال پیج کردنهای پی در پی و بدون منطق می تواند نشانه مهمی برای خیانت در او باشد.

The Collector

 نشانه شماره 4

 جبهه گیری و پرخاشگری

 هنگامی که از او میپرسید "چرا دیر کردی؟" یا "چرا موبایلت خـامـوش بود؟" او با لحني تند و چهره اي برافروخـته شـروع بـه توجـیه شـما می کـند و با اسـترس پاسخ سوال را می دهد. برای هر موضوع بی اهمیتي شروع به بهانه تراشی و تند خویی می کند.

 "آنکه از حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟" هر قدر پاسخها با لحن آرامتر و منطقی تر بیان شوند، احساس صحيح بودن آنها بیشتر تقویت خواهد شد و بالاعکس.

 نشانه شماره 3

 احساس گناه و شرمندگی زیاد

 او بدلیل گناهی که در مورد شما مرتکب شده احسـاس گـناه و عذاب وجدان می کند بنابراین وقتی هدیه ای به او می دهید و یا کار غیر منتظره ای برایش انجام می دهید، چهره اش منقلب شده و علائم شرمندگی در چهر ه اش موج خواهد زد.

 نشانه شماره 2

 تغییر شخصیت وشکل ظاهری

نوع لباس پوشیدن او تغییر می کند، جملات جدید بیان می کند، حرکات متفاوت از او سر می زند، ساعت خواب و بیداریش تغییر می کند، غذاهای جدیدی طلب می کند. بـیـشتر حـمام مـی رود، مـوهای خـود را بـرخـلاف گـذشـتـه حـالـت داده و آغـشتـه بـه ژل می نماید.

او می خواهد مطابق با میل دیگری رفتار کند، لباس بپوشد، حرف بزند، غذا بخورد و ...

 

نشانه شماره 1

  افزایش ناگهانی ساعت  کاری در اینترنت

امروزه اینترنت و اسلحه بسیار قوی آن یعنی "چت" وسیله ای مطمئن و امن برای رد و بدل حرفهای عاشقانه و الـبته درد دل های شبـانه بــرای عشـاق تازه بـهـم رسیده و یا نرسیده تلقی می گردد. گـذراندن سـاعتهای متـمادی شـوهرتان را در جـلـوی کامپیوتر بحساب انجام کارهای اداری و استفاده عـلمـی او از کامـپـیوتر نـگذارید و کمـی بیـشتر حواستان را جمع نمایید.

 Getting there

 

نتیجه: گرچه نـشـانه های ذکر شـده به هیـچ عنـوان دلیـل قطعی برای خیانت مردان محسوب نمیگردد، دانستن آنها برای پیشگیری از خیانت پیش از وقوع مفید می باشد. فضای خانواده خود را با صداقت و صمیمیت گرمتر و جذاب تر نمایید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اسفند 1383ساعت 16:10  توسط محمد  | 

نشانه

سلام

 

10 نشانه خيانت در زنان 

 

غم انگیز ولی واقعی. در روابط زناشویی چیزی بنام یک "رابطه کامل"

 وجود ندارد و متاسفانه با این که شما تصور میکنید همسرتان بسیار 

 به شما علاقمند است احتمال خیانت او وجود.دارد

بخاطر داشته باشید: زنان بسیار نکته بین و دقیق هستند و درصورت

 خیانت مانند یک تبهکار حرفه ای ردی از خودشان باقی نمی گذارند

بنابراین شما باید خوب حواستان را جمع کنید. در زیـر 10 نشانـه اصلی 

که ممکـن است ( نه لزوما" ) دلیـل خیـانت یـک زن باشد را می خوانید:

 

نشانه شماره 10   

   فاصله گرفتن و جدایی از خانواده  

این واقعیت که او دیگر علاقه ای به رسیدگی امور خانواده ندارد و تمایلش را به برقراری رابطه با خـانـواده  و دوسـتان شما از دسـت می دهد، مـی تواند دلیـل بر پشیمانی و ندامت ناشی از خیانت باشد. او ممکن است بخاطر خیـانـتش احسـاس گنـاه کـرده و    روبرو شدن با دوستان یا خانواده شما او را به یاد گناهانش بیندازد.بنابراین هرچقدر او در صداقت و درستی قوطه ورتر شود، بهمان اندازه مجبور بتحمل عذاب وجدان کمتری خواهد شد.

نشانه شماره 9

افزایش پرخاشگری و ستیزه جویی

آن روزهای تفاهم و همدلی و رضایت که با هم داشتید به پایان رسیـده. اخیرا او با هر کار شما شروع به مشاجره و شکایت پـرداخـتـه و از هـر بـهـانـه ای بـرای نـزاع و تخریب شخصیت شما استفاده میکند. نق زدنها به او کمک می کند تا احساس گناه را از بین برده و یا حداقل کمترکند. بنابراین اگر عیب جوییهای او از شما بصورت یک عادت درآمده کمی دقت کنید ببینید چه اتفاقی در حال افتادن است.

 نشانه شماره 8

 دوستی با فردی جدید

یک از نشانه های شروع خیانت قرار گرفتن فردی جدید در سر راه  اوست که ممکن است از طرف او "همکار" یا "دوست قدیمی" اطلاق شود. او از بیان جزئیات دوستی    با فرد جدید خودداری کرده و سعی در پوشاندن آنها دارد.

 Portrait

 

نشانه شماره 7

 ممانعت از پاسخگویی به سؤالات ساده

هـمیشه نسبت بفردی که حتی از پاسخگویی به ساده ترین و منصفانه ترین سوالات شما سرباز می زند و یا  سـوالات شما را از خودتان می پرسد ( این امر نشانگر یافتن یک جستجوی ذهنی برای دروغگویی است ) ضنین و مشکوک باشید. هشیار باشید در مورد دیر آمدن ها به خانه و ایـنکه او با غرولند در جواب سوال شما می گوید: " چرا می خوای بدونی کی از محل کارم خارج شدم؟". اگر او به سوالاتی که همیشه عادت داشـت داوطـلبـانـه و با رقبـت پاسـخ دهـد ولی اکنـون با حالت تدافـعی و جبـهه گیرانه    علاقه ای به جواب دادن آنها ندارد، بـدانید که او چـیزی ( یا کسی....) را از شما پنهان میکند.

 نشانه شماره 6

  ایجاد تغییرات در عادت ها

 اگر او سرش جای دیگری گرم باشد ، بطور قطع متـوجه تـغییراتـی در انـجام عـادتها و کارهای روزمره اش خواهید شد. دیگر تمایلی به سینما رفتن وجود ندارد و صحبتی از شرکت در کلاسـهای آموزشـی نمی شـود. معمولا" مـردان دوسـت دارند با مـعشـوقه جدیدشان ملاقات کنند و این امر موجب غفلت و بازماندن از انجام مشغولیات گذشته می گردد.

 Reanna

 نشانه شماره 5

 افزایش آرایش و آراستگی

هـمانگونه که خود شما در ابتدای ارتباطتان سعی در نشان دادن محاسن خود به یکدیگر داشتيد، اکـنون او نـیز بصورت ناگهانی اصرار در آرایش بیشتر و تغییر لباس و دگرگون کردن ظاهر خود برای فردي دیگر دارد.

 نشانه شماره 4

 افزایش استقلال و خودکامگی

یک نشانه مهم کج روی این است که او از نـهاد دو نـفره خـانواده جدا شده و به سمت خودمختاری پیش می رود. او دیگر نمی گوید "ما" می گویـد "من" بعلاوه کار خودش را انجام می دهد و تمایلی به مشورت در مورد اندیشه های آینده زندگی ندارد. او طوری رفتار میکند که به شما بفهماند دیگر نیازی به نگهداری شما ندارد.

 

نشانه شماره 3

 تغییر در زندگی جنسي

ایجاد تحـولات ناگهـانی، عـدم تمایـل و سربازدن در آميزش همـچنین ارضا نشدن مانند گذشته، می تواند نتیجه درمیان بودن فرد دیگری باشد.

 R

 نشانه شماره 2

  افزایش مشغولیتها

او میگوید دیگر وقت انجام فعالیت های فوق برنامه را با شما ندارد با اینحال وقتی که "دوستش" با او تماس می گیرد همان لحظه حاضر و آمـاده شده و بـیرون می رود. او بسیار زیاد برای "کار" از خانه خارج می شود.

نشانه شماره 1

بی تفاوتی و بی اهمیتی

چه چیزی بدتر از این اســت که همسـر شـما تقریبا در مـورد همه چیز نق بزند؟ به نظر می رسد بدتر این باشد که او دیگر توجه نکند که حتی شـما یک مـوجود زنده هستید. همانـطور که نشـانه شــماره 9 ( بهانه جویی و گیـر دادن سر هر موضوع ) یک نــشـانه خیانت محسوب میگردد بر عکس آن هم یعنی بی اهـمیتـی در انجام کارهای شما نیز دلیلی محکم  است. دیگر برای او فرقی نميکند که شما کجا میروید و چه کار می کنید. اگر عقیده خود را مثلا" در مورداحساس خود و یا ظاهر او ابرازکنید با جوابی سرد مواجه خواهید شد. بعبارت دیگر او همـان اندازه اهمیتی که شما برای موضوعات مختلف قائل هستید، قائل نخواهد بود بخصـوص که آن موضـوع مسـتقیما" در رابـطه شـما تاثیر گذار باشد.

N6

واقعیت گرا باشید: با این فکر که همسرتان هیچ وقت به شما خیانت نمی کند، خودتان را فریب ندهید و از طرف دیگر فورا" او را متهم به خیانت نکنید. اگر هـمسر شما دارای یک از نشانه های فـوق بـود، دلـیل بر ایـن است که احتـمـالا" چیـزی در این رابطه غلط می باشد و لزوما" دلیلی بر اتهام نهایی نیست. در هر حال بـا خـواندن ایـن مقاله فرصی مناسب برای شما پیش می آید تا بـتـوانید برخورد و دیدگاه منطقی تری نسبت به مسائل داشته باشید. موضوع مهم تر اینکه اجـازه نـدهید آنچه که ممکن اسـت تنها یک حس حسادت در شما باشد باعث تخریب افکارتان در مورد همـسرتان شود چرا که اشتباه انگاری و نتیجه گیری زود هنـگام ممکن اسـت یک رابطه را برای همیـشه از بین ببرد پس همه حقایق را پیش از روبرو شدن با وی درنظر داشته باشید

منبع:سايت مردمان

 RP

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1383ساعت 18:25  توسط محمد  | 

خیانت 2

سلام

10 دلیل  خيانت در مردان   

stripes in the walkway (b+w)

متاسفانه بی وفایی و خیانت همیشه وجود داشته و همواره 

جای صحبت و بحث را در مورد آن باز نموده است. امروزه برخی از کانال های

 تلویزیونی مانند REALITY TV درمورداین موضوع برنامه های متعددی دارند 

اما براستی چرا برخی  از مردان خیانت می کنند؟

همه مردان تا حدی می دانند که خیانت کار درست و پسندیده ای نیست و از

 ابتدا اکثر آنها حتی فکر خیانت را هـم به سـر خطور نـمی دهند ولـی مـتاسـفانه

 گاهی دچار این اشتباه و گناه بزرگ می شوند. در ادامه 10 دلیل اصلی خیانت

 در مردان را می خوانید.

 

دلیل شماره 10

عدم رقبت همسر به داشتن روابط جنسی 

برخی از زنان در روابط  زناشویی با شوهر خود ممکن است تمایل به این روابط را از دست داده و یا کمتر به این موضوع اهمـیت دهـنـد که ایـن امـر مـمـکن اسـت باعـث فشارهای روانی و جسمانی به مرد شده و منجر به کج روی او گردد.

دلیل شماره 9

خیانت همسر

برخی از مردان به بی وفایی و انحراف هـمسـر خـود پـی برده و تـنـها راه آرام کـردن و  فرونشاندن خشم خود را در مقابله به مثل می یابند که عملی غیر منطقی مینماید.

دلیل شماره 8 

زیاده خواهی و تنوع طلبی

برخی از مردان بدلیل داشتن میل به زیاده خواهی و تنوع طلبی و هیجانات کاذب و زود گذر  به این عـمل زشـت تن می دهند. آنها  به زن به دیده "غنیمت جنسی" می نگرند و با وجود یک زن در زندگی، تصور می کنند فرصتهای زیادی را از دست داده اند.

 

music store owner

دلیل شماره 7

 بی خطر شمردن خیانت

ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد. این ضرب المثل قدیمی   تازمانیکه دوربین مدار بسته ای برای کنترل مردان وجودنداشته باشدحقیقتی محسوب ميشود. برخی تصور می کننـد که اگر خیانت بکنند کسی متوجه نشده و به کسی نیز صـدمـه ای نـخـواهـد رسیـد و ایــن استـدلال را بهانـه ای بـرای انـجام عـمـل زشـت خود  برمیشمارند. اما توجه داشته باشـیـد که هـر قـدر مـردان به دلیل عدم کنترل حیله گر تر شوند، زنان به همان اندازه شبکه جاسوسی و کنترلی خود را گسترش خواهند داد.

دلیل شماره 6

عقده های جنسی

بعضی مردان مایلند بدانند  که چقدر از لحاظ جنسی برای دیگر زنان جالبند و در روابط طولانی این سوال برایشان پـیش می آید که آیا هنـوز در بازار خریداری دارند یا خیر که یافتن این پرسش ممکن است آنها را بـرای رسـیدن بـه اهداف غیر مشروعشان سوق دهد.

دلیل شماره 5 

بولهوسی و هوسرانی

این یک حقیقت غیر قابـل انـکـار اسـت کـه مـردان هوسران توانایی "نه" گفتن در روابط جنسی را نُـدارنـد. بـا ایـنـکه آنـهـا بـطـور هـمیـشـگـی با پـیشـنهادات جـنسی بمباران   نمیشوند،  گاهی ممکن است موقعیتی ایستادگی ناپذیر برایشان پیـش آید. در ایـن زمان مردان بی جنـبه و هوسـبـاز تصـور می کنـنـد کـه این موقـیت شاید دیـگر هرگز در زندگی آنها ایجاد نشود و تن به زشتی میدهند.

دلیل شماره 4

 اخلاق و رفتار غیر قابل تحمل همسر

رفتارهای زشـت، نــق زدنــهـای دائـمی، نزاع ها و مجادله های فراوان دسـتور العمـل مناسبی برای ایجاد سردرد است و در تصـور برخـی مـردان ( البته به غلط )، خـیـانت بهترین راه فرار از جهنم خانه بوده و بهتر از آسپرین به درمان سـردرد کمک می کنــد.

 

what are you looking at?  (b+w)

دلیل شماره 3

 سهل انگاری زنان

 اکثـر زنـان خـیـلی سـریـع و راحت شوهرشان را بخـاطر رفتارهای بی وفـا مـنـشـانـه او  می بخشند که این موضوع شاید به دلیل ترس از تـنـهایی و یا فطرت رقیق القلبی زنان باشد.حتی ممکن است برخی از زنان خود را مقـصر اصلی خیانت شوهرشان پنداشته و قدمهایی رابرای بهبود روابطشان بردارند.این واقعیت که بسیاری از زنان به شوهرشان اجازه گریز از جرم و جنایت را میدهند ممکن است موجبات مضاعف شدن مشکلات آنها را فراهم آورد.

 

 دلیل شماره 2

 عدم جذابیت همسر

سر کردن مدت طولانی با یکدیگر گاهی اوقات باعث تنبلی و سستی زنان می شود. به این معنا که دیگر به سر و وضع خود نرسیده و جذابـیـتی نـدارد و مانـنـد گـذشته  به  شیفتن شوهرشان نمی پردازند. مرد نیز دیـگر همـسرش را زیبـا نیـافته و  زنـدگی با او هیجان و لذت قدیم را نخواهد داشت.

 

 دلیل شماره 1

 از بین رفتن عشق و علاقه

افسوس که پس از گذشت زمـان طـولانــی با هــم بـودن، بـرخــی مـردان آن عــشـق و عــلاقه و احـساساتـی را که در ابتدا به همسرشـان داشتند، از دست میدهند.  اما این رابطه به جزئی از وجودشان مبدل شـده. جـدایی بسیار دردناک و تاثر برانگیزاست. پس بجای جدایی باید چاره ای اندیشید و به زندگی شیرین در کنار هم ادامه داد.

 

نتیجه: خیانت در زندگی امری نکوهیده و ضد اخلاقی است که اثرات زیان بار آن قطعا" دیر یا زود گریبان گیر فرد خواهد شد. بنابراین چنانچه مشکلی در روابط وجود دارد باید با دید باز به آنها نگریست و با اندیشه و تدبیر سعی در حل آنها نمود. صادق باشید.

منبع:سایت مردمان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1383ساعت 18:0  توسط محمد  | 

خیانت

A. V

10 دليل خيانت زنان 

   

خیانت زیان آورترین عمل در یک ارتباط است که نه تنها منجر به صدمات

 تغیر قابل جبران به طرفین می شـود، بلـکه اعتماد و اطـمیـنان کسـی كه

 مورد خیانت قرار گرفته شده را نیز نسبت به افراد دیـگر  از بین خواهـد برد

. مـعمولا نارضایتی  از مسائل گوناگون در یک رابطه باعث خیانت می شود

 ولی در کل هیچ عذری برای این عمل نکوهیده پذیرفته نیست و باید از

 آن دروی نـمود.

 خـوشـبـختانه در جامعه ما بدلیل فرهنگ و آداب و رسوم غنی و اصیـل ایرانـی،

 تعـداد زنانی که بـه شوهـران خود خیانت می کنند بسیار اندک است. در زیر برخی

 از دلایل خیانت زنان را می خوانید.

A. II

دلیل شماره 10

 فساد اخلاقی

 فساد اخلاقی و عدم داشتن پاکدامنی برخی از زنان باعث میشود  این عمل ناپسند انجام گيرد.

دلیل شماره 9

 خیانت شوهر

 اگرچه همه زنان برای انتقام جویی از هـمسرشان به آنها خیانت نمیکنند، ولی اکثرا"  احساس می کنند حال که مورد خیـانت قرار گرفته اند آنها نیز مجاز به مقابله بـه مثـل می باشند. برخی تصور می کنند بایـد طعم تلخ دارویی که به آنها خورانده شده را به شوهراشان بخورانند تا متوجه اشتباه خود  و آنچه که برسر همسرشان آمده بشوند.

دلیل شماره 8 

 ابراز علاقه بیشتر توسط دیگری

 اگر فیلم "بی وفا" را دیده باشید متوجـه خـواهـید شـد که زنـان مـعمـولا وقـتـی مـورد وسوسه و اغوای شخص دیگری قرار میگیرند ممکن است دچار انحراف شوند. شاید او پشیمان شود و دوباره برگردد اما به چه قیمتی؟ آیا ارزش آن  را دارد؟

 

 A.

دلیل شماره 7

 تغییرات شدید شخصیتی و رفتاری شوهر

او دیگر مانند گذشته مهربان و با محبت نیست، زود عصبانـی می شـود، بـه هـر دلیل نزاع براه می اندازد، کمتر صحبت می کند، بهانه جویی مـی کنـد، ایـراد می گیـرد، بـه ظاهرش اهمیت نمیدهد، به همسرش اهمیت نمیدهد، دیگر از حرفهای عاشقانه اش خبری نیست و همه چیز به یکباره تغییر کرده است.

دلیل شماره 6

 دیدگاه اشتباه

برخی مردان متاسفانه به همسر خود فقط بعنوان یک "شریک جنسی" نگاه می کنند و از ارزشهای دیگر زندگی مطـلـع نیــستـنـد که ایـن امـر مـوجـب ميـشود به امـور دیـگر نپرداخته و مسـیر اصـلی زنــدگی را منـحرف مـی سازند و درنـتـیجه سـرشکـسـتگی و پوچگرایی را برای همسر خود به ارمغان خواهندآورد که این نیز فکر "نادرست" خیانت را در او برای جبران کمبودهای زندگیش و بدست آوردن آنچه که شوهرش ازاو دریغ نموده، تقویت خواهد کرد.

 دلیل شماره 5

 عدم توجه و بی اهمیتی  توسط شوهر

تنها چیزی که می توان با اطمینان کامل بیان کرد این است که هـمـه زنـان تـشـنـه و عاشق تعریف و تمجید توسط شوهرشان هستند بخصوص هنگامیکـه تغییری در آنها بوجود  آید. اگر او موهای بلند و بلوند خود را کوتاه و تیره نمود و توسط شوهرش مورد توجه و تعریف قرار نگرفت باید انتظار داشت فرد دیگری زحمت اینکار را بکشد!!!

 دلیل شماره 4

 مورد غفلت واقع شدن

او احساس می کنـد کـسی که دوسـت داشـت تمام اوقـات خود را با او بـگـذرانـد اکنون بیشتر وقتش را در محل کار  و با همکاران و دوستان خود صرف میکند، احساس تنهایی می کند چراکه هرگاه همسر خود را  می طلبد با پاسخ منفی مواجه می شود، بخاطر آنچه که انجام داده مورد تحسین قرار نمیگیرد، احساس کمبود مینماید  چون شوهرش حداقل انتظاراتش را برآورده نمی کند.

 T. IV

 

دلیل شماره 3

 پول  و وضعیت اقتصادی

با کمال تاسف برخی از زنان بدلیل اینکه شوهر آنها دارای وضعیت مالی خوبی نیست و به مـقدار کافی به آنها پول پرداخت نمی کند فقط و فقط بخاطر پـول ( و نه عشق ) و برآورده شدن نیازهای مادی خود سمت دیگری کشیده می شوند که این بسیار جلوه زشت و نا پسند دارد چرا که با کمی همدلی و تلاش می توان براحتی به خواسته ای معقول مادی زندگی دست یافت.

دلیل شماره 2

 ارضا نشدن جنسی

مشکل برطرف نـشدن نـیاز جنـسی هـم از جمله مواردی است کـه گـاهـی توسل به پدیده نکوهیـده خـیانت را در برخی زنان موجب می شـود. امـروزه با پـیـشـرفـت علـم پزشکی بسیاری از مشکلات و کمبودهای جنسی چه در مردان و چه در زنان براحتی قابل درمان می باشد.

 دلیل شماره 1

 ماجرا جویی و حسادت

به نظر می رسـد پـست تـرین دلیـل بـرای انـجام خیـانت حس ماجرا جویی و برانگیخه شدن احساسات بر اثر حسادت نسبت بـه شـوهـران زنـان دیـگر مـیـبـاشـد. ایـن نـوع  انگیزه ها معمولا در زنانی که به نوعی دارای مشکلات و کمبودهـای روانـی در زندگی می باشند دیده شده و خوشبختانه دارای تعدد بسیار اندک است.

 

نتیجه: خیانت به هر صورتی که باشد و به هر دلیلی که انجام گرفته باشد ناپسند و منفور است و تنها یک نتیجه در بر خواهد داشت: شرمندگی

 

 منبع:www.mardoman.com 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1383ساعت 17:37  توسط محمد  | 

دروغ

سلام

10 دروغ مردان به زنان   

دروغ شماره 10

 

 اصلا چاق نيستي  Arrow Head 

حتما براي شما خيلي پيـش آمـده که قبل از رفتن به ميهماني  بـعد از ساعـتـها از اتاق خواب بيرون مي آيـيـد و از  همسـرتان سـوال مي کنيد: " تـوي ايـن لبـاس چـاق به نظر نـميـام؟ " بـهتـرين جـواب: " نـه اصـلا"، برعکس خيلي هم خوشـگل شـدي" ايـن تـنـهـا پاسخي است که آقايان مي توانند جان سالم بـدر بـبرند. آنها از دادن پاسخهاي متفرقه خود داري مينمايند چون ممکن است در اتاق با شدت بسته شده و به سر و صورتشان صدمه وارد شود.

 

دروغ شماره 9

Clique na foto para ampliá-la!

 من از ديدن زنهاي زيبا توي فيلم  لذت نمي برم

ديدن زنهاي زيبا و هوس انگيز در فيلمها از جمله مواردي است که کمتر مردي مي تواند لذت ديدنش را حاشا کند. اين دروغ  باعث مي شود که احساس کـنـيد همسرتان فقط شما را لايق تحسين مي انگارد و ديگران در نظر او بي اهميت جلوه مي کنند.

 دروغ شماره 8

Clique na foto para ampliá-la!

 دربارش بعدا" صحبت مي کنيم

اين عبارت کوتاه همسر شما را از يک بگو مگو و يا جر و بحث احتمالي خلاص مي کند. در بـسـيـاري از مـوارد هـمسـرتان نـميـخواهد در مـوردش بـعدا" صـحـبـت کنـد  او هــرگز نميخواهد. اين جمله باعث خواهد شد بخاطر مسائل کوچـک و بـي اهـميـت مجادلـه و نزاع صورت نگيرد.

آقايان بايد بدانند که گرچه اين يک ابزار قوي و کارآمد بحساب مي آيد ولي زياد استفاده کردن از آن باعث برملا شدن موضوع و لو رفتن قضيه خواهد شد.

 دروغ شماره 7

Clique na foto para ampliá-la!

  تو منو ياد جنيفر لوپز مي ندازي

 نهايت تعريف همسرتان از شما اين دروغ بسيار بزرگ ميباشد. مقايسه شما با يکي از زيباترين ستارهاي سينما مي تواند اعتماد به نفس شما را بالاببرد. اگر شما واقعا" به اين زيبايي هستيد بايد به همسرتان تبريک گفت.

همه زنها زيبا هستند اما نبايد نعنا داقش را زياد کرد چون ممکن است بيشتر ضرر برساند تا استفاده.

 دروغ شماره 6

Clique na foto para ampliá-la!

  من عاشق دست پخت تو ام

از آنجاييکه بعضي از خانمها حتي پختن نيـمرو را بـدون کـتاب آشـپزي بلد نـيـستند و همسر آنها اغلب با  غذاهاي سوخته سر و کله مي زنند و از طرفـي مرتـب سخن از هنرهاي آموخته از مادرشان بميان مي آورند ، اين دروغ تنها راه حل تصور مي شود. همسر شما اين دروغ را مي گويد چون پيش خودش مي گويد: " حداقل خودش برام غذا پخته "

 دروغ شماره 5

Clique na foto para ampliá-la!

 من به زنهاي ديگه فکر نمي کنم

اين هم يکي از انـکـارهـاي احساس برانگيز مردان مي باشـد. همسرتان دوست ندارد شما را اذيت کنـد پـس راه حــلي جـز ايــن نيـست کـه  بـگويد  (به دروغ يا واقعا" )  جز شـمـا هـرگـز هيــچ زنــي تــوي فـکرش نــبــوده. اگر همسـرتان بگـويـد "هيــچ زنــي به زيبايي تو تا بحال نديده ام" برايتان بسيار گـوارا خواهد بود. الـبـته آقايان بايد بدانند که هيچگاه اين دروغ را قبل از دروغ شماره 7 بيان نکنند.

 دروغ شماره 4

Clique na foto para ampliá-la!

 من چيزي ندارم که بخوام از تو پنهان کنم

برخي اوقات از همسرتان گله ميکنيد که چرا با من حرف نميـزني و چـرا سکوت ميکني  و اين فکر به ذهن شما خطور ميکند که او چيزي را مخفي ميکند. معمولا آقايان مسائل کاري و مشکلات روزانه خود را دوسـت نـدارند در خـانه بازگـو کنـنـد تا موجـب نـگراني و ناراحتي شما شود. بنابراين بيشتر با او صحبت کنـيد تا او از افکار و مشـغله روزانه رها شود.

دروغ شماره 3

 از خريد کردن با تو لذت مي برم

اگر بعد از يک روز طولاني، سر زدن بـه مغازه هاي متـعدد، پوشيدن لباسهاي گوناگون و چانه زدن ها و ساعتها معطلي، به صورت نيمه افروخـته همسرتان بنگريد حتما" اين جمله زيبا را از او خواهيد شنيد ولي صداي فشرده شدن دندانهاي او نيز در اين هنگام قابل تامل است.

 دروغ شماره 2

 

 عاشق معاشرت با مادرت هستم

بعضي اوقات کليد ورود به قلب يک زن، خانواده او مي بـاشد. مـمـکن يک مرد حتي از خانواده همسرش متنفر باشد ولي بديل عشق به همسر و  حفـظ رابـطه اش ايـنطور وانمود مي کند که نهار خوردن با مادر همسرش برايش خيلي لذت بخش است. تاريخ نشان داده که کمتر مردي علاقه واقعي به خانواده همسرش بـخصوص مادر همسرش دارد.

 دروغ شماره 1

 

 متاسفم

چنانچه همسر شما خواسته باشد از يـک مـوقـعيـت خطرناک و يا بگو مـگوي بيخ دار نجات پيدا کند اين جمله ساده خيلي مفيد خواهد بــود. با اين جـملـه خـيـلي ساده     مي توان اخم يک زن را به لبخند تبـديـل کرد. کـافـي است به شما بگويد که متاسف است و قول مي دهد عوض شود تا همه چيز با خوبـي و خـوشي، لااقل بـراي هـمان لحظه، تمام شود.

منبع:www.mardoman.com





+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1383ساعت 0:34  توسط محمد  | 

زنان

سلام

حرفهايي كه زنان عاشق شنيدنشان  هستند

چيزي وجود دارد كه هر مردي لازم است درمورد همسرش  از آن مطلع باشد: گفتن چه حرفهايي باعث خوشحالي او  ميگردد. وقتي سخن از تعريف و تمجيد بميان مي آيد زنان  تـبـديل به هيولاي خـون آشـام گـرسـنـه اي مي گـردند كه هميشه بيشتر و بيشتر و بيشتر طلب ميكنند! و اگر شماخواسته شان را برآورده نماييد، در عـوض بـسيـار بـيـشتـر  از طرف همسرتان مورد محبت و توجه قرار خواهيد گرفت و      آنها خوب مي دانند كه چطور اين كار شما را جبران كنند.

چه ازدواج كرده باشيد و چه در دوران نامزدي بسر ميبريد،  اين قانون را بياد داشته باشيد: براي آمـاده نـگاه داشـتـن   يك زن جهت ابراز مهر و محبت به شما، كافي است نكات    مثبت بسياري از او را به وي يادآوري نماييد.

در ادامه به 10 مطلبي كه همسر شما عاشق شنيدن آنها است اشاره ميكنيم:

شماره 10

 "روز خوبي داشتي؟"    Love Drops                                                                              

 هـنـگاميـكه از همسر خود در مورد چگونگي گذراندن روزش پرسش ميكنيد، برداشت او اين خواهدبود كه شما انسان با فكري هستيد و مشتاقيد بدانيد وي ساعات كاري خود را چگونه سپري كرده است. اما يـك هشـدار: ايـن سـؤال بـه هـمـسـر شـمـا مجوز آن را خواهد داد كه چند ساعتي در مورد كوچكترين اتفاقاتي كه برايش افتاده صحبت نمايـد. پس براي مدت زماني طولاني آماده نشستن و شنيدن داستانهاي او شويد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: زنها به آنچه كه در فكر شما ميگذرد، توجه زيادي دارند. پرسش در مورد چگونگي روز او نشان مي دهد كـه شمـا پذيرا، مشتـاق و علاقمند به گوش دادن حرفهاي همسرتان هستيد. با اين عمل به او فرصتي مي دهيـد تا خودش را خـالي نـموده و شما را به عنوان همراز و محرم اسرار خود در نظر بگيرد. اگر چه ممكن است بيش از زماني كه انتظار داريد مجبور به شنيدن صحبتهايش شويد، اما وقتي تمام شد، او شروع به صحبت در مورد شما خواهد كرد.

شماره 9

"نمي تونم بگم چقدر دلربا و زيبا هستي"                                                     

همانطور كه مشخص است، اين بـه او مـي رسـاند كه شما وي براي شما جذاب بوده و فرد ديـگري بـه چشمتان نمي آيد. از طرف ديگر باعث افزايش اعتماد بنفس در او خواهد شد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اين جمله بخصوص در روابط زناشويي بلند مدت مؤثر واقع مي شود چرا كه شما به همسر خود اطمينان ميدهـيد هنوز به او علاقه داريد. در عوض همسرتان نيز سعي خواهد كرد اين زيبايي و دلربايي را با شما تقسيم نماييد. سؤالي هست؟ اينجوري فكر نميكنيد؟

شماره 8

"در مورد ‌[ هر چيزي ] چه احساسي داري؟"                                               

 پـرسيدن اين سؤال به همسرتان نشان مي دهد كه شما خالصانه براي احـساسـات او اهميت قائل هستيد. زنها عاشق بيان احساسات خود در مورد هر موضوع قابل تصوري مي بـاشند. با اين حـال بـدانيد كه خود را در دام گفـتگويـي طولاني و عميق در مورد آن موضوع گرفتار خواهيد كرد. بنابراين اگر شب تصميم ديدن مسابقه فوتبالي را داريد، اين سؤال را مطرح نكنيد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اين سؤال بيانگر جنبه مهرباني و دلسوزي يك فرد است. وقتي همسرتان در مي يابد كه شما توجهتان را به وي مبذول داشته ايد، او نـيـز متقابلا تمام احساسات خود را با شدتي بسيار بيشتر، اهدا خواهد نمود. يعني اگـر قـبـلا فـقـط فردي جذاب بشمار مي آمديد، اكنون همانند جواهري در چشم او جلـوه خواهيد كرد. متوجه منظورم مي شويد؟

شماره 7

"تو زيبا تر از دوستان ديگرت هستي"                                                          

 

قرار دادن او از بين همتاهايش بر سكوي نخست زيبايي باعث بالا رفتن اعتمـاد بـنفـس وي شـده و سـبـب مي گـردد تا هـمـسر شمـا در تـصـوراتش بر دوستان هم جنس خود بتواند فرمانروايي كند. اين تحسين و تعريف بسيار مهمي در دنياي زنانه محسوب شده و امتياز شما را در نزد همسرتان ارتقاي چشمگيري خواهد داد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: گذشته از اينكه باعث مي گـردد او از لحاظ زيبايي ظاهري خود را برتر از اطرافيانش تصور كند، اين جمله كوتاه به همسرتان تفهيم ميكند كه شما تا چه حد براي وي ارزش قائل هستيد. بعلاوه زماني كه دوستانش پيش شـما هستند، كمتر احساس نگراني خواهد كرد. او در مـورد خـودش احـسـاس خـوبـي نموده و پاداش سليقه بخرج دادن شما را خواهد داد. با اينحال يك احتمال جانبي بالقوه وجود دارد: يك همسر حسود اين سخن را مدركي براي متهم نمودن شما به اينكه قصد برانداز نمودن و چشم دوختن به دوستانش را داريد، بشمار خواهد آورد.

شماره 6

" تو واقعا زرنگ و باهوشي"                                                                         

با تـصـديـق نـمودن هـوش و ذكـاوت وي، ايـن معـني را مي رسانيد كه علاوه بر محاسن ظاهري، متوجه ذهن و فكر توانمندش نيز شده ايد. هـمـسر شـما بـا شنيدن اين جمله در مورد همه جوانب زندگي خود احساس رضايت و خوشنودي خواهد نمود. اين سخـن نشانه احترام از طرف شما براي همسرتان محسوب ميگردد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: همسرتان اين مسئله را كه شما فقـط بـه فـكر روابط جنسي نيستيد و قادريد ماوراي چنين موضوعات فكر كنيد را تحسين خواهـد كرد. زنها عاشق مردان صـمـيمي و خـوش قـلب مـي بـاشند و هيچ چيزي بهتر از بيان و تشخيص هوش و ذكاوت آنها نمي تواند صفات آقا منشانه شما را آشكار نمايد.

 

شماره 5

"در روابط زناشويي بسيار خوب هستي"                                                      

بيان اين جمله باعث مي گـردد هـمـسرتان احساس كند كه يك الهه است. شنيدن اين عبارت به همسر شـما تفهيم مي كنـد كـه روابـط جنسي و زناشويي او به چشم شما بي عيب و نقص بوده و باعث مي گردد كه احساس نمايد واقعا مي داند كـه چگـونه بايد مرد خود را راضي نگاه دارد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: تحسين و تمـجيد از عملكرد او نشانگر اين است كه شما به روابط جنسي فقط به عنوان ابزاري براي ارضا نــمودن خود نگاه نكرده، بلكه همه جنبه هاي آنرا مورد ستايش قرار ميدهيد.

شماره 4

"مي خواهم همه عمرم را با تو سپري كنم"      I Love You                                             

ايـن جمله اي سنگين است؛ معني آن فاصله زيادي با دادن پيشنهاد براي ازدواج نـدارد. بنابراين پيش از گفتنش به نامزدتان مراقب عواقبش باشيد. اما بخاطر داشته باشيد كه ريسك كردن اغلب پاداش و نتيجه مطلوب به دنبال خواهد داشت. هنگاميـكه اين جـمله را بيان مي داريد، او از لحاظ رواني بسيار سركيف مي گردد. جـمـلات ديـگـري كـه تقريبا همين نتيجه را داشته ولي تعهدآوري آنها كمتر مي باشد، عبارتند از: " فقط تو ميتوني تا اين حد منو خوشحال كني" و " من دوست ندارم با هيچ كس ديگري جز تو باشم."

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: همـه زنـها عاشق شنيدن جملاتي حاكي بر سرسپردگي ديرپا و با دوام از همسرشان هستند. مطمـئـن بـاشيـد كـه بـعد از گفتن اين جمله سلامي هميشگي را از او خواهيد شنيد.

شماره 3

"تو بهترين دوست مني"                                                                              

به او مي گوييد كه چگونه ماورا و فراسوي مسائل جنـسي مي انديشيد و به اين معني اسـت كه براي رابطه اتان ارزش قائل هستيد و مايليد كارهايي را بـهـمراه او انجام دهيد كه مردان ديگر ممكن است رغبتي به آن نداشته باشند. همسرتان بعد از شنـيـدن ايـن جمله پيوستگي مقاومت ناپذيري با شما پيدا خواهد نمود.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اين جـملات شـما را در نـظر وي بـجاي يـك فرد عادي كه مجبور به گذراندن وقتش با او است، به انساني معني دار و جذاب تـبـديـل ميكند. اين شما را به ابتداي ليست خواسـتگـاران پرتاب ميكند چراكه شما به مهمترين نكته اشاره كرده ايد: دوستي و رفاقت.

شماره 2

"تو يك مادر ايده آل خواهي شد"                                                                   

اغلب زنها به دنبال اين هستند كه روزي بچه دار شونـد. هـمـچـنين اكـثـرا با خود كلنجار مي روند كه آيا در اين راه مـوفـق خـواهد بـود يـا خـير. بـا گفـتن اين جمله به او اطمينان مي دهيد كه حتما به هدفش خواهد رسيد. به علاوه با ارضـاي نيازهاي دروني او باعث آرامش و تسكين وي مي شويد. بيان اين كلمات از زبان شما به عنوان يك همسر، او را تبديل به خوشحال ترين انسان روي زمين خواهد نمود.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اينـگونه بطور غير مستقيم به همسر خود مي فهمانيد كه مايليد از او بچه دار شويد. واضح است كه اين نوايي بسيار خوشايند در گوش او مي باشد. از اين نقطه، همسرتان بيشتر پذيراي پيشرفت و ترقي شما خواهد شد.

شماره 1

"تو زندگي منو كامل مي كني"                   

اين به او مي گويد كه تنها فرد مورد علاقه شما است. همه زنها دوست دارند اين جمله را از شوهرشان بشنوند. بـيـان ايـن عبـارت بـه مفهوم آن است كه شما همسر خود را بصورت كامل پذيرفته ايـد و ايـنـكه او به صـورت موجودي اجتناب ناپذير و هميشگي براي شما در آمده است. در همسرتان احساس لـذت بـخش غير قابل تصوري بوجو آمده و تا چندين روز لبخند از لبانش جدا نخواهد شد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اين جـمـله اسـاسـا مـي گـويد كه شما در زندگي به او نياز داشته و نميـتوانيد بدون او به زندگي ادامه دهيد. زنها از شنيدن چنين جملاتي بسيار مشعوف ميگردند.

اشاره باشكوه

"دوستت دارم"   

اين جمله "دو كلمه اي" معروف و كوتاه كـه هـمگي ما برايـش اهـميت بسيار زيادي قائل هستيم، مي تواند تاثير شگرفي به همراه داشته بـاشد. اگر ازدواج كرده ايد خوب است هر روزه چندين بار براي همسرتان تكرارش نماييد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: گفتن اين عبارت بهـمسرتان بـاعث روشن نگاه داشتن شعله هاي آتشي مي گردد كه هميشه نياز به برافروزي دارند. اگـر در بـين شما كساني تـا حال اين جمله را به همسرشان نـگفـتـه انـد، هر گاه احساس آمادگي نموديد، ترديد به خود راه نداده و آن را بيان كنيد. هيچگاه از گفته خود پشيمان نخواهيد شد وقتي كه عكس العمل او را مي بينيد ( يا احساس مي كنيد ).

 

گفتگوي عشق Kisses   

اكنون كه آموختيد كه چگونه مي توانيد همسر خود را خوشنود كرده و صورتش را سـرخ نماييد، اينكار را انجام دهيد! فقط به اين نكته فكر كنيد كه او در جواب كار شما در آينده چطور جبران خواهد نمود





+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1383ساعت 2:9  توسط محمد  | 

رابطه

      سلام

روشهاي قطع رابطه       

قطع رابطه كردن براستي يكي از كارهاي بسيار دشوار و   دردناك ميباشد.                                       هر اندازه هم كه به عقيده شما صـحـيح  و روا    باشد باز سخت است. اگر                                     قـصد قـطع رابطه كردن با   كسي را در سر داريد راهكارهاي ارايه گشته ذيل                                       انـجـام    آن را براي شما آسانتر ميگرداند 

1- صادق باشيد

امكان دارد بخواهيد با نگفتن و كتمان آنـكه با فرد ديگري

ديدار كرده و آشنا شده ايد از رنجش وي جلوگيري بعـمـل

آوريد. اما آگاه باشيد كه هنگامي كه به او هيچ نـگويـيد و

وي بعد ها خودش متوجه موضوع گردد، بـسـيـار بـيـشـتر

موجب رنجش و آزار وي خواهيد شد.

2- شجاع باشيد     Cool                                                                                      

بـي اعـتـنـايي و كم محلي كردن به او به اميد آنكه عاقبت خودش دست از سر شما بـر خواهد برداشت (بدون آنكه احساس دروني خود را بيان كنيد) و از شما جدا خواهد شد را از سرتان بيرون كنيد. خاتمه دادن به يك رابطه مهارتي است كه شمـا نياز به آموختن آن داريد. نفس عميقي كشيده و ادامه مقاله را با دقت مطالعه كنيد

3- دور انديش باشيد                                                                                     

ممكن است وسوسه شويد كه تنها با وي تماس تلفني گرفته و به پـيـغام گـذاشتن و يا فرستادن يك ايميل اكتفا كنيد. اما چه شرم آور خواهد بود هنگامي كه شما مجددا او را ملاقات ميكـنيد؟ كمترين كاري كه ميـتـوانيد انجام دهيد آن است كه براي آخرين بار هم كه شـده بـا صـحـبـت كـردن حـضوري بـه او احترام بگزاريد

4- خود را آماده كنيد                                                                                    

بـا اين كه شما در رابطه با جدايي و قطع رابطه پيش از اين تـامل كرده ايد و فرصت آن را داشته ايد كه آن را بپذيريد، آگاه باشيد كه فرد مقابل شما كوچـكتـرين اطـلاعي از اينكه ارتباط شما با او ميخواهد از ميان برود ندارد. متوجه باشيد كه او ممكـن اسـت ناراحـت، خـشـمـگين و يا شوكه شود. به وي زمان بدهيد تا هر آنچه كه ميخواهد بـگويد را بگويد. چنين نباشد كه موضوع را مطرح نموده و سپس پا به فرار بگذاريد

5- با صراحت و رك باشيد                                                                             

از پيامهاي درهم و بي اساسي همچون آنكه "شايد در آينده دوباره در كنار هم باشيم" تا آنكه او را سر كار بگذاريد و يـا آنـكه هـرگاه او خـود را تـغيـيـر دهد ممكن است شما در تـصـمـيـم خـود تـجـديـد نـظر كـنـيـد، خـود داري كنيد. يا به ارتباط خود با وي ادامه داده و مشكلات را با كمك يكديگر حل كنيد و يا آنكه رابطه خود را با او كاملا قطع نموده و آينده را به خودش واگذار كنيد.

6-حزن و اندوه خود را ابراز كنيد                                                                  

شما وارد رابطه اي شده بوديد و به هر دليل اكنون احـساس مي كنيد بايد به اين رابطه پايان دهيد. مهم است كه غم و اندوه خود را در يك مكان خلوت و خصوصي تخليه و ابراز كنيد. و بـپـذيريـد كه همه چيز پايان يافته. مدت زماني كه نياز داريد بستگي به عواملي همچون: مدت، شدت و انتظارات ارتباط شما خواهد داشت. فردي را بيابيد كه پشتيبان و تكيه گاه شما باشد. قطع رابطه دردناك است حتي اگر بهترين كار ممكن باشد. شايد لازم باشد مدتي را با يك دوست خوب سپري كنيد.

7- هرگاه فردي با شما قطع رابطه كرد, هيچگاه تهديد نكنيد كه در صورتي كه او شما را تـرك كـنـد بـه خودتان صدمه خواهيد زد و يا خودكشي خواهيـد كـرد

 كـسي را براي انتقام گرفتن اجـير نكنيد. عصبانيت خود را نيز سر فرد،حيوان و يا وسـايل ديگر خالي نكنيد. اگر شما حقـيقتا در صدد انتقام جويي مي باشيد بهترين انتقـام كنار آمدن صادقانه با احساسات خودتان ميباشد. با خود مـهربان باشيد. بدانيد پـايــان روابط بـخـشي از زنـدگي شما بـوده و به ايـن مفهوم نيست كه شكست خورده ايد و يا فردي دوست داشتني نمي باشيد. شايد تنها زمان مناسب نبوده و يـا فرد مـقابل شما در آن برهه از زمان آمادگي برقراري يك رابطه مناسب را نـداشته و يا آنكه اصلا شايسته شما نبوده است.

هـيچ مشكلي در شما نيست از خودتان بخوبي مراقبت كنيد و بسوي زندگي بهتر گـام برداريد. به خاطر داشته باشيد كه هر قطع رابطه اي هم ناگوار و دردناك نيست.ارتباطي كه فرد در آن مورد بي احترامي و يا سوء استفاده قرار مي گرد و جـز نـاراحـتي و دردسر چـيـزي عـايـد وي نـمي گـردانـد، بهتر است هر چه زودتر پايان پذيرد. خـورشـيد همچنان مي درخشد، گلها هنوز شكوفه مي كـنـنـد. زنـدگـي بـه پـايـان نـرسيده تنها تغيير يافته است. ممكن است شما هنگامي كه دلگـيـر و نـاراحت مي باشـد از آن غافل باشيد اما زماني كه دوره غم واندوه خود را سپري كرديد دوباره شادمان خواهيد گشت. هـيـچـگاه نمي دانيد كه چه چيز در انتظار شما مي باشد پس هيچگاه نا اميد نـشـويد. شايد فرد بسيار بهتر و فوق العاده اي (بله امكان دارد) در انتظار شما باشد.

منبع:سایت مردمان





+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1383ساعت 1:38  توسط محمد  | 

نو

  سال نو مبارک

     Click to view or critique           

 

                

            

 

                    

 

   

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اسفند 1383ساعت 9:29  توسط محمد  | 

شيوه صحيح مطالعه

سلام

بارها شنيده ايم كه دانش آموز يا دانشجويي مي گويد : (( ديگرحال و حوصله خواندن اين كتاب را ندارم ))

يا ((آنقدرازاين كتاب خسته شده ام كه قابل گفتن نيست))ويا ((هرچقدرميخوانم مثل اينكه كمتر ياد مي گيريم))ويا ((10 بار خواندم و تكرار كردم ولي بازهم ياد نگرفتم))به راستي مشكل چيست ؟ آيا براي يادگيري درس واقعا" بايد 10 بار كتاب را خواند ؟ آيا بايد دروس خود را پشت سرهم مروركرد؟وآيا بايددهها بار درس راتكراركردتا يادگرفت ؟ مطمئنا" اگر چنين باشد ، مطالعه كاري سخت و طاقت فرسا است . اما واقعيت چيزي ديگر است . واقعيت آن است كه اين گروه از فراگيران ، روش صحيح مطالعه را نمي دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چيزي راجع به چگونه درس خواندن نمي آموزند . يادگيري و مطالعه ، رابطه اي تنگاتنگ و مستقيم با يكديگر دارند، تا جايي كه مي توان اين دو را لازم و ملزوم يكديگر دانست. براي اينكه ميزان يادگيري افزايش يابد بايد قبل از هرچيز مطالعه اي فعال و پويا داشت .

Dictionary

 

شيوه صحيح مطالعه ،چهار مزيت عمده زير را به دنبال دارد:

1-     زمان مطالعه را كاهش ميدهد.

2-     ميزان يادگيري را افزايش ميدهد.

3-     مدت نگهداري مطالب در حافظه را طولاني‌تر مي كند.

4-     بخاطر سپاري اطلاعات را آسانتر       مي سازد.

براي داشتن مطالعه اي فعال وپويانوشتن نكات مهم درحين خواندن ضروري است تابراي مرورمطالب،دوباره كتاب رانخوانده ودر زماني كوتاه ازروي يادداشتهاي خودمطالب رامرور كرد.

يادداشت برداري ، بخشي مهم و حساس از مطالعه است كه بايد به آن توجهي خاص داشت . چون موفقيت شما را تا حدودي زياد تضمين خواهد كرد و مدت زمان لازم براي يادگيري را كاهش خواهد داد. خواندن بدون يادداشت برداري يك علت مهم فراموشي است.

Click to view or critique

شش روش مطالعه :

خواندن بدون نوشتن

خط كشيدن زيرنكات مهم

حاشيه نويسي

خلاصه نويسي

كليد برداري

خلاقيت و طرح شبكه اي مغز

 

شرايط مطالعه

))بكارگيري شرايط مطالعه يعني بهره وري بيشتر از مطالعه ))

شرايط مطالعه ، مواردي هستند كه با دانستن، بكارگيري و يا فراهم نمودن آنها ، مي توان مطالعه اي مفيدتر با بازدهي بالاتر داشت و در واقع اين شرايط به شما مي آموزند كه قبل از شروع مطالعه چه اصولي را به كار گيريد ، در حين مطالعه چه مواردي را فراهم سازيد و چگونه به اهداف مطالعاتي خود برسيد و با دانستن آنها مي توانيد با آگاهي بيشتري درس خواندن را آغاز كنيد و مطالعه اي فعالتر داشته باشيد :

1-   آغاز درست :براي موفقيت در مطالعه،بايد درست آغازكنيد.

2-   برنامه ريزي : يكي از عوامل اصلي موفقيت ، داشتن برنامه منظم است.

3-   نظم و ترتيب: اساس هر سازماني به نظم آن بستگي دارد .

4-   حفظ آرامش: آرامش ضمير ناخود آگاه را پويا و فعال ميكند.

5-   استفاده صحيح از وقت :بنيامين فرانكلين، ((آيا زندگي را دوست داريد؟ پس وقت را تلف نكنيد زيرا زندگي از وقت تشكيل شده است .))

6-   سلامتي و تندرستي: عقل سالم در بدن سالم است .

7-   تغذيه مناسب: تغذيه صحيح نقش مهمي در سلامتي دارد.

8-   ورزش : ورزش كليد عمر طولاني است .

Rush Hour Pause

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اسفند 1383ساعت 9:4  توسط محمد  | 

روانشناسی

سلام

Gloomy 

از دی که گذشت هيچ از او ياد مکن   
فردا که نيامده است فرياد مکن                   
بر نامده و گذشته بنياد مکن                                           
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
                                                                                                                                               
اضطراب چيست؟
 
همة انسانها اضطراب را در زندگى خود تجربه مي‌کنند و طبيعى است
 که مردم هنگام مواجهه با موقعيتهاى تهديدکننده و تنش‌زا مضطرب مي‌شوند،
 اما احساس اضطراب شديد و مزمن در غياب علت واضح، امرى غيرعادى است.

اضطراب شامل احساس عدم اطمينان، درماندگى و برانگيختگى فيزيولوژيکى است.
 به‌طور کلى اضطراب يک احساس منتشر، بسيار ناخوشايند و اغلب مبهم دلواپسى
 است که با يک يا چند حس جسمى مانند احساس خالى شدن سر دل،
 تنگى قفسه سينه، طپش قلب، تعريق، سردرد و غيره همراه است.

بررسيها نشان مي‌دهد که اضطراب در مردها، طبقات اقتصادى مرفه و جوانان
 کمتر است و در زنان، افراد کم‌درآمد و سالمندان بيشتر شايع مي‌باشد.
 
 
علائم و نشانه های اضطراب
عصبى بودن، آرام و قرار نداشتن
ـ تنش
ـ احساس خستگى
ـ سرگيجه
ـ تکرر ادرار
ـ طپش قلب
ـ بي‌حالى
ـ تنگى نفس
ـ تعريق
ـ لرزش
ـ نگرانى و دلهره
ـ بي‌خوابى
ـ اشکال در تمرکز حواس
ـ گوش به زنگ بودن
 
once upon a times 9 ...

روشهاى درمانى متفاوتى براى بيماريهاى افسردگى و اضطراب درنظر گرفته

 شده است که نيازمند مشاوره و راهنمايى با روانپزشک و روانشناس متخصص است

 اما به‌کارگيرى چند روش ساده زير علاوه بر اينکه مي‌تواند به افراد بيمار کمک کند،

 در پيشگيرى از ابتلا به اين بيماريها نيز سودمند است:

۱ـ استفاده از رژيم غذايى مناسب
۲ـ انجام ورزشهاى جسمى و تمرينهاى ذهنى و تمركز مديتيشن و يــوگــا
۳ـ گوش دادن به موسيقى آرام
۴ـ مشارکت در فعاليتهاى گروهى اعم از اجتماعى، فرهنگى و هنرى
۵ـ بالا بردن اعتماد به نفس

 

Sumeyye and orange

منبع:ravanyar.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اسفند 1383ساعت 8:24  توسط محمد  | 

فقط برای همسرم

Click to view or critique

سلام

پشت در خونه که مي‌رسی مثل هميشه ضربان قلبم سر به فلک مي‌ذاره.
انگار که از پشت پنجره هم عطر تن تو رو حس مي‌کنه و مي‌فهمه که ديگه تا ديدنت چيزی نمونده.

Click to view or critique

بي‌تابی مي‌کنه و هی خودشو محکم و محکم‌تر مي‌کوبونه به در و ديوار سينه و شلوغ بازی درمياره.
دستت و مي‌کنی  توی جيبت  و کليد رو لمس مي‌کنی، اما مثل هميشه زنگ مي‌زنی.
چند لحظه بيشتر نمي‌گذره که صدای گرمت به گوش مي‌رسه:
-  میگم : بله؟
- سلام
صدات مهربون و پرحرارت مي‌شه:
- سلام عزيزم.
و در باز مي‌شه.

Click to view or critique

مثل هميشه به شوق حتی چند لحظه زودتر ديدنت تمام  مدت پشت در  می ایستم مي‌دونم که تو مثل هميشه شاد و خندون، با يه لبخند گرم اون‌ور در وايسادی.
در نيمه بازه.
با يه هل کوچولو بازش مي‌کنی  و به چهره‌ی مهربون / خسته /  با لبخند گرم تو مي‌رسم
و من مثل هميشه تند و سريع که مبادا يه وقت همسايه‌ها ببينن، لباتو مي‌بوسم،
 
حس شيطونيم گل مي‌کنه و برای اينکه سربه‌سرت بذارم، ميگم:
چه خبر؟/////
- هيچیو مي‌خندی.
عاشق خنده‌هاتم، عاشق.

Click to view or critique

از كجا آغاز كنم ...

بيان قصه اي را كه گوياي

عظمت و شكوه يك عشق باشد

قصه عشقي شيرين  

كه از دريا كهنسال تر است

حقيقتي ساده از عشقي

که او برايم به ارمغان آورد

 

از كجا آغاز كنم ...

او همانند باراني تابستاني كه زمين را به سطحي درخشان مبدل ميسازد

به دنياي من راه پيدا كرد و زندگيم را درخشان ساخت

او به دنياي خالي من مفهوم بخشيد

او قلب مرا لبريز ميكند ...

 

او دل مرا با احساسي خاص

با آواي فرشتگان و تخيلاتي نيالوده

روح مرا

از عشقي والا و بيكران سرشار ميسازد

آنگونه كه هر كجا بروم هرگز تنها نخواهم بود

با وجود او چه كسي ميتواند تنها باشد

راستي اين عشق تا چه هنگام دوام خواهد داشت

آيا ميتوان

عمر عشق را با مبناي روز و ساعت سنجيد

اكنون جوابي ندارم

اما همين قدر ميدانم كه به او نياز دارم

او قلب مرا لبريز ميكند ...

 

 

زندگي » زيباست، كو چشمي كه « زيبائي » ببيند ؟

كو « دل آگاهي » كه در « هستي » دلارائي  ببيند ؟

 

صبحا « تاج طلا » را بر ستيغ كوه، يابد

شب « گل الماس » را بر سقف مينائي ببيند

 

ريخت ساقي باه هاي گونه گون در جام هستي

غافل آنكو « سكر » را در باده پيمائي ببيند

 

شكوه ها از بخت دارد « بي خدا » در « بيكسي ها »

شادمان آنكو « خدا » را وقت « تنهائي » ببيند

 

« زشت بينان » را بگو در « ديده » خود عيب جويند

« زندگي » زيباست كو چشمي كه « زيبائي » ببيند ؟

 

 

      نازنينم زند گی با تو هميشه زيباست

      كو دلی كه اين زيبايی ببيند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1383ساعت 15:18  توسط محمد  | 

جالب

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1383ساعت 14:36  توسط محمد  | 

خشونت

محققان از ارتباط طول انگشتان با ميزان خشونت در مردان خبر مي‌‏دهند.
به گزارش ايلنا، به گفته محققان كانادايي طول انگشت مردان نشان مي دهد كه آنها تا چه ميزان خشن، هستند.
محققان دانشگاه "آلبرتا" معتقدند كه هر چقدر انگشت اشاره مردان كوتاه از انگشت حلقه آنها باشد, مي‌‏توان گفت كه اين اشخاص خشن‌‏تر هستند.
آنها پس از بررسي انگشت سيصد مردم به اين نتيجه رسيدند، اما افزودند كه اين روش نمي‌‏تواند براي مشخص كردن ميزان خشونت رفتاري مورد استفاده قرار گيرد، احتمال مي‌‏رود كه اين امر با ميزان ترشح "تستسترون" در رحم مادر مرتبط باشد.
همچنين، يك تحقيق كه اخيرا انجام شده است؛ نشان داد پسربچه‌‏ها با انگشت حلقه كوتاه، بيشتر در معرض حمله قلبي هستند.

brushes= rebel brushs

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1383ساعت 18:58  توسط محمد  | 

.:!:. رباعيات خيام .:!:.

 

هر چند که رنگ و روی زيباست مرا

چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا

معلوم  نشد   که  در  طربخانه   خاک

نقاش   ازل   بهر   چه  آراست   مرا

 

 

چون عهده نمی شود  کسی  فردا را

حـالی خوش دار  اين دل پر سودا را

می نوش به ماهتاب ای  ماه  که  ما

بـسيار  بـــگردد  و  نــيـابد  ما  را

 

 

چون در گذرم به باده شویید مرا

تلقين ز شراب  ناب  گویید  مرا

خواهید به روز حشر یابید  مرا

از خاک  در میکده  جوييد  مرا

 

 

چندان بخورم شراب کاین بوی شراب

آید  ز تراب  چون  روم   زیر  تراب

گر بر سر خـاک  من  رسد  مخموری

از بوی شراب من شود مست و خراب

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1383ساعت 18:46  توسط محمد  | 

گذر خیال

 بانوي چراغ به دست

من تو را تجربه کردم ای دوســـــت

اما گرد ايام مرا هم پوشانــــــــــــد

و پس از دوره کوتاه نديدنـــــــــــــها

از من در خاطـــر تو هيچ نمانـــــــــد

اينک تقصیـــــــــــــــــر تو نيســـــت

لحظه ها می دزدند يادهارا در خويش

لحظه ها می بلعند خاطرها را از يـــاد

<< و تو آيا ديدی که بماند يک عمر جای پايی در شنهای نمور ساحل ؟>>

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1383ساعت 18:40  توسط محمد  | 

در آغوش خيال

آواي غرش رودخانه كه از آن پايين مي‌آمد نشانه آن بود كه سيل شدت گرفته است. از كنار اين صخره شيب كه عبور كنند بقيه راه را بي‌هراس از سقوط مي‌توان رفت.

. غير ازما دختر نوجواني هم كنار صخره ايستاده بود. يعني درمانده بود كه چگونه عبور كند. كاهنِ ميانسال او را در بغل گرفت، آرام آرام، با احتياطِ تمام قدم‌هايش را روي صخره‌هاي خيس و لغزنده محكم مي‌كرد. دختر از ترس چشمهايش را بسته بود تا عمق پرتگاه را نبيند. كاهن جوان هم دست كاهن پير را گرفته بود واز پي مي‌آمدند.
از شيب صخره كه عبور كردند كاهن ميانسال دخترك را به زمين هموار رها كرد. كاهن جوان نيز دست كاهن پير را.
دختر به‌راه خود رفت. سه كاهنِ ما نيز به‌راه خود. ساعتي ديگر راه رفتند تا به معبد رسيدند. هيچ‌كدام كلامي نگفته بودند. لمحه‌اي ايستادند تا خود را ورنداز كنند، براي وارد شدن به معبد بايد آراسته باشند. چيزي در انديشه كاهن جوان آزارش مي‌داد. در راه كه مي‌آمدند اين را به كاهن پير هم گفته بود. بانگاهش. چندين بار. كاهن پير هم تاييدش كرده بود. با نگاهش. چندين بار.
كاهن ميانسال آماده بود كه وارد معبد شود. نگاه دو كاهن ديگر او را به قلاب انداختند كه:
- در شيوه كاهنان نيست كه با دختران همراه شوند چه رسد به‌آنكه در آغوش گيردشان.
اين را بانگاهشان گفتند.
وكاهن ميانسال:
- در همان زمين هموار رهايش كردم، شايد اكنون خيال شما او را درآغوش دارد و رهايش نمي‌كند؟
و به‌اين گونه سه كاهن بي‌آنكه كلامي با هم گفته باشند وارد معبد خداوند شدند. يكي تنها بود. آن دو ديگر، هركدام وسوسه‌اي درخيال، تا با خداوند نيز سخن گويند.

(برگرفته از یک روایت کهن بودایی)

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اسفند 1383ساعت 22:5  توسط محمد  | 

سطرهاي سپيد

واژه واژه
سطر سطر
صفحه صفحه
فصل فصل
گيسوان من سفيد مي شوند
همچنان که سطر سطر
صفحه هاي دفترم سياه مي شوند


خواستي که به تمام حوصله
تارهاي روشن و سفيد را
رشته رشته بشمري
گفتمت که دست هاي مهرباني ات
در ابتداي راه
خسته مي شوند
گفتمت که راه ديگريClick to view or critique
انتخاب کن:
دفتر مرا ورق بزن!
نقطه نقطه
حرف حرف
واژه واژه
سطر سطر
شعرهاي دفتر مرا
مو به مو حساب کن!

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اسفند 1383ساعت 21:59  توسط محمد  | 

تقدیم به همسرم

سلام

The Dreams we cannot Keep

هيشكی مث تو نيس

 ازكجا آغاز كنم ...

بيان قصه اي را كه گوياي

عظمت و شكوه يك عشق باشد

قصه عشقي شيرين  

كه از دريا كهنسال تر است

حقيقتي ساده از عشقي

که او برايم به ارمغان آورد

 

از كجا آغاز كنم ...

او همانند باراني تابستاني كه زمين را به سطحي درخشان مبدل ميسازد

به دنياي من راه پيدا كرد و زندگيم را درخشان ساخت

او به دنياي خالي من مفهوم بخشيد

او قلب مرا لبريز ميكند ...

 

او دل مرا با احساسي خاص

با آواي فرشتگان و تخيلاتي نيالوده

روح مرا

از عشقي والا و بيكران سرشار ميسازد

آنگونه كه هر كجا بروم هرگز تنها نخواهم بود

با وجود او چه كسي ميتواند تنها باشد

راستي اين عشق تا چه هنگام دوام خواهد داشت

آيا ميتوان

عمر عشق را با مبناي روز و ساعت سنجيد

اكنون جوابي ندارم

اما همين قدر ميدانم كه به او نياز دارم

او قلب مرا لبريز ميكند ...

  تقدیم به همسرم

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اسفند 1383ساعت 11:24  توسط محمد  | 

رنکین کمان

سلام

در جست و جوی فرصتها باش ، نه امنيت . قايقی كه در بندرلنگر انداخته ايمن است ، اما در همين زمان بخش زيرين ان به تدريج خواهد پوسيد .

Click to view or critique

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اسفند 1383ساعت 17:1  توسط محمد  | 

روانشناسی صدا

سلام/دوستان

با صدايم تو را مي فريبم
نويسنده: جو. الن ديميتريوس

مترجم: بهزاد رحمتي

بلندي صدا
گهگاه صدايي بم و طنين افكن مي‌شنويم كه با صداهاي عادي تفاوت دارد. به احتمال قوي شخصي كه چنين صدايي دارد، از آن براي مقاصد خاصي استفاده مي‌كند. شواهد نشان مي‌‌دهد كه اشخاصي كه صداي بلند و طنين‌افكن دارند، قصدشان كنترل اطرافيان و محيط پيرامون بوده، بدين وسيله ابراز وجود كرده و سلطه‌ي خود را مي‌نمايانند. گهگاه از اين حربه براي تحت الشعاع قرار دادن صداهاي ديگران استفاده ‌شده و اين چنين گونه‌ي ديگري از برتري‌جويي و كنترل‌گري اعمال مي‌شود. قطع نظر از برخي از تفاسير حاشيه‌‌اي، از ديگر كاركردهاي اين حالت اين است كه شخص به دنبال كسب خودباوري و اعتماد به نفس است. از سوي ديگر، فرد بدين وسيله اطرافيان خود را مجاب كرده و نهايتاً آنها را به تسليم در برابر خويش وا‌مي‌دارد.
كاركرد ديگر اين حربه آن است كه فرد بدين وسيله برخي از كاستي‌هاي فيزيكي خود را تحت الشعاع قرار داده و به زعم خويش نقايص خود را بدين وسيله جبران مي‌كند. بلندي صدا در ميان اشخاص مسن‌ نيز نمود دارد. بله، قرائن بسياري اين فرضيات را تأييد مي‌كنند. با اين وجود بهتر است پيش از آنكه بخواهيد صداي اشخاص را طبقه‌بندي كنيد و از اين طريق به حالات روحي آنها پي ببريد به بعضي نكات توجه كنيد؛ آيا تن صدا مناسب موقعيت و محيط خاصي است؟ آيا بلندي صدا يكدست و يكنواخت است؟ و آيا اين امر تابع تعداد اشخاص حاضر در يك جمع مي‌باشد؟ و سرانجام آيا حركاتي ناشي از پرخاشگر و سلطه‌طلبي نيز به هنگام صحبت ديده مي‌شود؟
باري، اشخاصي كه بدرستي و محترمانه از مزيت صداي بلند خود استفاده مي‌كنند، انسا‌ن‌هاي معتمد به نفسي هستند و اشخاصي كه بدين‌واسطه قلدرمآبانه رفتار مي‌كنند، انسان‌هايي فاقد امنيت روحي به شمار مي‌روند.

نرمي صدا
معمولاً از صداي نرم و ملايم براي فريفتن ديگران استفاده مي‌شود. در عين حال، ممكن است صداي نرم و ملايم حاكي از اين باشد كه فرد فاقد اعتماد به نفس كافي بوده و توان ابراز وجود ندارد. صداي ملايم حاكي از ويژگي‌هاي متناقضي است، چون هم مي‌تواند دلالت بر اعتماد به نفس فرد داشته باشد و هم اين كه فقدان آن را نشان دهد. در هنگام مواجهه با چنين حالتي، در ابتدا بايد موقعيت خاصي را كه شخص در آن قرار دارد، در نظر بگيريد.
آيا فرد در حال عقب‌نشيني است؟ آيا در موقعيت ناراحت‌كننده‌‌أي قرار دارد و ترس وجودش را فرا گرفته است؟ آيا آثار حزن و اندوه در سيماي او نمايان است؟ آيا نشانه‌‌اي از دروغگويي به چشم مي‌خورد كه فرد ترجيح داده است با صداي ملايمي صحبت كند؟ آيا خواهان فرا خواندن شخص ديگري به نزد خودش است؟ آيا عمداً آهسته صحبت مي‌كند تا اطرافيان صدايش را نشوند؟ آيا تن صداي نرم و ملايم او مي‌تواند ناشي از وجود يك بيماري باشد؟
با توجه به حركات و رفتار فرد براحتي مي‌توان ويژگي‌هاي غير‌عادي صداي افراد را شناسايي كرد.
البته بايد توجه داشت كه اگر حالت ملايم صداي فرد همراه با رابطه‌ي چشمي مناسب و حركات طبيعي بدن باشد، نمي‌توان برداشت خاصي از نوع صداي فرد داشت؛ ليكن اگر اين حالت همراه با رابطه‌ي چشمي نامطلوب و بيقراري كلي شخص باشد، فقدان بردباري و خودباوري فرد غير‌قابل‌انكار است.
بايد توجه داشت كه ويژگي‌هاي صداي فرد بر روي حركات كلي بدن تأثيرات غير‌قابل‌انكاري دارد. معمولاً فقدان اعتماد به نفس در افرادي كه از عدم خودباوري رنج مي‌برند همراه با ور رفتن و بازي كردن با اشياي دم دست و چشمان دوخته به زير همراه است.

تند حرف زدن
براي درك حالت‌هاي رواني ناشي از تند حرف‌زدن نخست بايد تفاوت بين تند حرف زدن موقعيتي و تند حرف زدن عادتي را دريافت؛ چون احتمال دارد كه تند حرف زدن به صورت عادتي خانوادگي به فرد منتقل شده باشد.
اشخاصي كه تند حرف مي‌زنند معمولاً بسرعت به ارزيابي مسائل پرداخته و بدون تأمل و دقت لازم تصميم مي‌گيرند. خصوصيات شخصيتي اين افراد چندان مطلوب نيست. از ويژگي‌هاي اشخاصي كه تند حرف مي‌زنند، مي‌توان به فقدان خودباوري و عزت نفس، اتخاذ تصميم‌هاي شتابزده و شخصيت عصبي و هراسان اشاره كرد.
البته در برخي موارد ترس و نگراني؛ ناشكيبايي؛ احساس اضطراب؛ فقدان امنيت خاطر؛ هيجان‌زدگي؛ تحت تأثير مشروب و مخدر بودن؛ احساس خشم و ميل به متقاعد سازي ديگران نيز سبب تند صحبت كردن موقتي مي‌شود.
اشخاصي كه دروغشان آشكار مي‌شود و احساس شرمساري مي‌كنند، براي اينكه بر حالت ناخوشايند حاصل از رو شدن دست خود غلبه كنند، اقدام به سريع حرف زدن مي‌كنند تا به اين وسيله تناقضات و ناهمخواني‌هاي موجود در حرفهاي خود را اصلاح كنند. هر چه دامنه‌ي دروغ گسترده‌تر باشد، به همان نسبت سرعت كلام نيز افزوده مي‌شود. قرائن نشان مي‌‌دهد كه برخي از اشخاص نيز براي مخدوش كردن حقايق اقدام به تكلم سريع مي‌كنند تا به اين ترتيب دروغ‌هاي‌شان در لابه‌لاي حرف‌هايي كه تند و تند مي‌زنند گم شود. بعضي نيز در اثر ترس و تشويش تند صحبت مي‌كنند. پس در هنگام مواجهه با اشخاصي كه تند سخن مي‌گويند بايد به ظرايف خاصي توجه كنيد.

كند صحبت كردن
تكلم كند نشانگر دو حالت متناقض است؛ احساس راحتي و احساس تشويش و بيقراري.
گاهي سخن گفتن كند با نقايص ذهني افراد مربوط است. اين اشخاص براي ابراز باورهاي خويش نيز با مشكل مواجه هستند. از جمله‌ عوامل دخيل در كندي تكلم مي‌توان به ويژگي‌هاي جغرافيايي، نقايص فيزيكي بارز، احساس دون‌پايگي و فقدان تحصيلات كافي و… اشاره كرد. در هر صورت شخصي كه معمولاً با سرعتي طبيعي سخن مي‌گويد، اگر در موقعيتي خاص گرفتار كندي تكلم شود، به طور قطع تحت تأثير احساس‌هايي چون، اضطراب، سردرگمي؛ دروغ گفتن؛ حزن و اندوه؛ بيماري و اثرات مواد مخدر و مشروبات الكلي قرار گرفته است.

كلام سكته‌دار
تكلم منقطع و شكسته‌ بسته با كندي گفتار تفاوت دارد. اين حالت مي‌تواند با عواملي چون سردرگمي، نگراني، فقدان امنيت خاطر و دروغگويي مرتبط باشد. البته ممكن است فرد براي هر چه دقيق‌تر رساندن مقصود خويش، به طور آگاهانه، شمرده صحبت كند و يكايك كلمات را گزينش نمايد.
اشخاصي كه دروغ سر هم مي‌كنند، توان برقرار ساختن تماس چشمي را ندارند و به طور غير‌ارادي و ناخواسته، دهان و بخشهايي از صورت خود را مي‌پوشانند، به صورت معمولاً ناقص و سكته‌دار سخن مي‌گويند.
حال اگر عوامل فوق نقشي در تكلم سكته‌دار و منقطع فرد نداشته باشند، به احتمال قوي فرد براي تحقق اهداف خود اقدام به اتخاذ چنين شيوه‌‌اي كرده است.
لكنت زبان و من من كردن نيز دلايل خاص خود را دارد. اين حالت عمدتاً ناشي از ترس و نگراني است. ولي لكنت اتفاقي و موقعيتي با لكنت هميشگي فرق دارد.

زير و بمي تن صداي شخص
عواملي چون احساس شادي، تشويش و اضطراب و آشفتگي و… در ايجاد زير و بمي صدا نقش دارند. با اين وجود براي تشخيص عوامل رواني حاصل از زير و بمي صدا، بايد عوامل مختلفي از جمله رفتار ظاهري شخص را مورد پردازش قرار داد.

صداي يكنواخت و بي‌حالت
عواملي چون بيماري جسماني، افسردگي، سرخوردگي و يأس، رنجش، كسالت و احساس خشم در ايجاد صداي بي‌حالت و يكنواخت نقش دارند.
وقتي كه شخص خبر ترفيع و ترقي خويش را به آگاهي دوستش مي‌رساند، طبيعتاً توقع دارد كه دوستش خالصانه نسبت به اين خبر ابراز احساسات كرده و به وي شاد‌باش و تبريك بگويد. حال اگر دوست او به جاي اين برخورد صرفاً با لحني بي‌حالت و صدايي يكنواخت به گفتن «خبر خوبيه» بسنده كند، بايد ديد كه چه عواملي زمينه‌ساز اين برخورد است.
مثلاً بايد نشانه‌هاي اندامي شخص را بررسي كرد. چنانچه كيفيات فيزيكي شخص حاكي از افسردگي، آشفتگي و كسالت باشد، پاسخ او به دوستش كاملاً توجيه‌پذير است؛ ليكن اگر اين حالات محسوس نباشد، احتمال دارد كه در اثر شنيدن اين خبر دستخوش حسادت و رنجش شده باشد. تمام اين حالات نيز از حركات بدن قابل درك است.

تن صداي فخرفروشانه
باورها و رفتارهاي توأم با فخرفروشي و خودبرترپنداري به دو شكل ظاهر مي‌شود. شكل اول اين رفتار، ظاهري و تمارضي و صورت ديگر آن حقيقي است. افرادي كه به گروه اول تعلق دارند، براي نشان دادن كاميابي، هوشمندي، برتري و ثروت خود نسبت به ديگران متوسل به ظاهرسازي و فخرفروشي مي‌شوند. واقعيت اين است كه ذهنيت اين اشخاص اصولاً ريشه‌دار نيست. در واقع، كاستي‌هاي شخصيتي اين اشخاص باعث مي‌شود كه به دنبال تأييد و شناسايي باشند.
در برابر گروه اول، فخرفروشان نوع دوم قرار دارند كه خود را از هر حيث نسبت به اطرافيان خود برتر پنداشته و اين امر را از طريق رفتارها و تن صداي خويش آشكار مي‌سازند. اين باورهاي بي‌اساس چنان در ذهن برخي افراد جاگير شده است كه ذره‌‌اي ترديد در برتري خودش نسبت به ديگران به خود راه نمي‌دهند. اين اشخاص به گروه از‌ما‌بهتران تعلق داشته و پشتوانه‌ي ذهني‌شان تمول و تمكني است كه احياناً دارا مي‌باشند. از آنجا كه عامل مادي عنصر تعيين كننده‌اي است و اين اشخاص نيز از آن برخوردارند، به همين دليل بسيار بعيد است كه رفتارهاي خويش را تغيير دهند.

نق زدن
اشخاصي كه به مسئله‌‌اي پيله ‌كرده و نق مي‌زنند، به طور غير‌مستقيم خواهان تحقق اهداف خويش هستند. البته، تشخيص اين مسئله تسلط محسوسي مي‌طلبد. اين اشخاص با استفاده از ضرب و زور كلمات نهايتاً اهداف خود را عملي مي‌سازند و راه بازي دادن اطرافيان را خوب بلد هستند.
اشخاصي كه از اين حربه استفاده مي‌كنند، اعتماد‌به‌نفس نداشته و هميشه دنباله‌روي را به پيشگامي ترجيح مي‌‌دهند. اين اشخاص كه عمدتاً به ديگران آويزان مي‌شوند، هميشه احساس استيصال و درماندگي مي‌كنند. براي اينكه بهتر با شخصيت اشخاص نق نقو آشنا شويد، آنها را در ميان جمع دوستان‌شان زير نظر بگيريد. اشخاص مسلط و مسلح به اين شگرد و حربه، بسادگي اطرافيان خود را بازي داده و آمال خود را عملي مي‌سازند. متأسفانه غلبه كردن بر اين ويژگي ناخوشايند دشوار است، چون بسادگي نمي‌توان از مزاياي اين حربه‌ي كارآمد چشم‌پوشي كرد.

نفس نفس زدن
اشخاصي كه تعمداً و آگاهانه از اين شكل صدا استفاده مي‌كنند، معمولاً قصد اغواگري و دلبري دارند؛ ليكن نفس نفس زدن غير‌ارادي نشانه‌ي حالات مختلف عاطفي چون بيماري و يا خستگي است. اين شكل صدا كه در بيشتر موارد قابل شنيدن نيست، دلالت بر عوامل جسماني و عاطفي خاصي دارد، زيرا برخي از ناراحتي‌هاي جسماني به طور غير‌ارادي فرد را دچار چنين حالت صدايي مي‌كند. احساس خشم؛ ميل به خود‌نمايي جنسي؛ استرس. هيجانزدگي؛ سرخوردگي؛ تعجب و ناباوري و ترس و نگراني از جمله علل نفس‌نفس زدن به هنگام صحبت است. گاهي نيز نفس نفس زدن نتيجه‌ي مستقيم فعاليت‌هاي ورزشي است.
در سيستم قضايي و بر اساس تجارب به دست آمده در دادگاهها، نفس نفس زدن به هنگام صحبت را مرتبط با عواملي چون ترس، نگراني، ناباوري و استيصال مي‌دانند. بايد توجه داشت كه اين نوع حالات عاطفي معمولاً از طريق حركات بدن نيز تأييد مي‌شود. مثلاً، اشخاص مضطرب و استرس‌زده به طور غير‌ارادي و ناخواسته به سراغ دستگاه آب‌سردكن مي‌روند و از خودشان حركات اغراق‌آميز نشان مي‌دهند.
از سوي ديگر، دم و بازدم‌هاي پر سروصدا مي‌تواند ناشي از خشم و غضب نيز باشد. در هر صورت، مشخص كردن عامل اصلي نفس نفس زدن به هنگام صحبت دشوار بوده و عامل تعيين شده در نهايت بايد با عواملي چون حركات بدن، كلمات شخص و رفتارهايش سازگاري داشته باشد.

صداي گوشخراش
صداي گوشخراش معمولاً با سيگار كشيدن، سرماخوردگي، برونشيت و يا يك عارضه‌ي دائمي جسماني مرتبط است. از سوي ديگر، صداي گرفته و دلخراش مي‌تواند ناشي از داد و فرياد زدن بيش از اندازه نيز باشد. صداي طرفدارهاي افراطي تيم‌هاي ورزشي كه معمولاً رفتاري سلطه‌جو و كنترل كننده نيز دارند چنين كيفيتي دارد و ساير افرادي كه صداي گوشخراش دارند ممكن است به گروه هيجان‌‌نماها تعلق داشته باشند.

من‌من كردن
من‌من كردن برخي از اشخاص قابل شنيدن نيست. برخي ديگر هم در هنگام حرف زدن دهان خود را پوشانده و سرشان را متوجه پايين مي‌كنند. در هر صورت، من‌من غير‌قابل فهم به احتمال قوي مرتبط با عواملي چون خستگي، پريشان‌خاطري، مستي و… مي‌باشد. اين در حالي است كه من‌من كردن عادي عادتي عللي چون فقدان اعتماد به نفس؛ احساس ناامني؛ تشويش و اضطراب؛ عدم توانايي در بيان ديدگاه‌هاي روشن؛ احساس شرمساري؛ دلمشغولي؛ خستگي و يا بيماري دارد.
از ويژگي‌هاي كلي اين افراد مي‌توان به مواردي چون وابستگي و پيرو بودن، فقدان اعتماد به نفس، افسردگي و احساس خمودگي اشاره كرد. به علاوه، حركات بدن آنها نيز معمولاً همراه با بي‌حالي و ناتواني است.

نشانه‌هاي لهجه‌‌اي
ما در دنياي الوان و رنگارنگي زندگي مي‌كنيم و به همين دليل، با زبان‌ها و لهجه‌هاي گوناگوني مواجه مي‌شويم. اشخاصي كه علاقمند به شخصيت‌كاوي ديگران هستند، بايد از هر نشانه و ابزاري براي تحقق هدف خود بهره‌ بگيرند. در اين راستا، توجه به نوع لهجه‌ي شخص نيز مي‌تواند راه‌كاري باشد، زيرا به دست آوردن چنين دركي به شناخت بسياري از جنبه‌هاي ناپيداي شخص ياري مي‌رساند.
مثلاً، ويژگي خودنمايي ممكن است در ناحيه‌‌اي پسنديده و در منطقه‌‌اي ديگر مذموم و قابل‌سرزنش باشد. لهجه‌ها نه تنها در داخل يك كشور فرق مي‌كنند، بلكه گاه در داخل يك استان نيز چندين شكل متفاوت به خود مي‌گيرند. با توجه به تفاوت‌هاي لهجه‌‌اي افراد مي‌توان براحتي خصوصياتي چون اعتماد به نفس، خودباوري و فرودستي اشخاص را تجزيه و تحليل كرد و بدين وسيله بيشتر به ماهيت حقيقي فرد نزديك شد. كوتاه سخن اينكه آنچه درباره‌ي جنبه‌هاي مختلف تفاوت‌هاي لحن و صداي افراد در اين مقاله آورده شد، در واقع بيشتر جنبه‌ي آگاهي و راهنمايي دارد و اشخاصي كه مي‌خواهند بر اين مهارت‌هاي تشخيصي مسلط شوند، لازم است كه به تمرين و ممارست پرداخته، با آزمايش و خطا به ظرايف تشخيصي كارآمد نايل شوند. آنچه مسلم است براي شناخت پيچيدگي‌هاي شخصيتي افراد آگاهي از زبان بدن، ضرورتي انكارناپذير است.

منبع:
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اسفند 1383ساعت 0:48  توسط محمد  | 

نماز عشق

بنام حضرت حق

Click to view or critique

نماز عشق ...


غسل ...
بايد غسل داد جان و دل را از ناپاكي ، با پاك ترين آب روي زمين ...


قبله ...
قبله كجاست !؟ به كدامين سو بايد نماز بخوانم !؟
بسوي تو اي عزيزترينم ! بسوي تو ...


...
نيت ...
نيت ... نيت ... چه گويم از نيت وقتي كه تمامي ذره ذره وجودم نيتش
تو هستي ... نيت مي كنم 2 ركعت نماز عشق در آستان حضرت دوست به اميد
آنكه مورد قبول قرار گيرد ...



الله اكبر ...
عشق بالاتر از آن است كه وصف شود ...



بسم الله الرحمن الرحيم ...
بنام خداوند بخشنده مهربان ...
بنام خداوندي كه مهرباني را به ما بخشيد ... عشق را به ما بخشيد ...
دل را به ما بخشيد، جنون را به ما بخشيد ، پرستش را به ما بخشيد ...


الحمدلله رب العالمين
ستايش خداوندي را كه پرودگار جهان ها است ...
خداوندگار اين زمين خاكي ... خداوند اين ستاره ها ... خداوند ماوراي
ستاره ها ... خداوند بهشت ... خداوند دورخ ... خداوند برزخ !
خداوندگار سرزمين عاشق ... خداوندگار مردمان عاشق ...



الرحمن و الرحيم
بخشنده مهربان ....
در ره عشق مهرباني ديديم و دل را بخشيديم به صاحبدل ... دلداده دلش را
به مهربان ترين دلبر بخشيد و بخشنده ترين دلداده شد ...


مالك يوم الدين
صاحب روز دين ... روز جزاي بي وفايي ... روز پاداش با وفايي ...
روز دينم من كي است !؟ مي داني !؟ روز رسيدن به تو !؟ دينم هر روز روزش
روز دين است ... هر روز روزش روز پرستش است ... هر روزش روز قيامت است


اياك نعبد و اياك نستعين
پروردگارا تنها تو را مي پرستيم ... و از تو ياري مي جوييم و بس ...
تنها .... پرستش ... ياري ... بس ...


اهدانا الصراط المستقيم
تو ما را به راه راست هدايت كن ...
راه ... هدايت ... راه عشق ... صراط ... صراط عشق ... راست ترين راه ها


صراط الذين انعمت عليهم
راه آنان كه به آنها انعام فرمودي
راه فرهادها ... راه كوه ها ... راه تيشه ها ...
راه مجنون ها ... راه بيابان ها ... راه گمگشته ها ...
راه مولوي ها ... راه شمس ها ... راه قونيه ها ...
راه علي ها ... راه شمشيرها ... راه گريه بر سر چاه ها ...
راه عاشق ها ...


غير المغضوب عليهم و لاالضالين ...
نه راه كسانيكه به آنها خشم فرمودي و نه گمراهان عالم ...
نه راه ناپاكان ...
نه راه فاحشگان ...
نه راه مردان گرسنه ...
نه راه نامردان ...
نه راه بي غيرتان ...
نه راه يزيدها ...
نه راه شمرها ...
نه راه افراسياب ها ...
نه راه عاشق كشان ...
نه راه بي وفايان ...



بسم الله الرحمن الرحيم


قل هو الله احد ...
اي رسول ما به مردمان بگو كه خدا يكتاست ...
يكتا ! بي همانند ! اين عشق يكتاست ! چون كه شايد عاشق اين عشق يكتا
باشد ... يا شايد معشوق اين عشق ... اما هر چه هست يكتاست ...


الله الصمد ...
آن خدايي كه از همه عالم بي نياز و هم عالم نيازمند اوست ...
دردم از يار است و درمان نيز هم ...
من نياز ... تو بي نياز !؟
من تشنه ... تو سيراب !؟
من درد ... تو درمان !؟
بي نيازم كن
سيرابم كن
درمانم كن


لم يلد و لم يولد
نه كسي فرزند اوست ... نه او فرزند كسي ...
اين عشق فرزندي دارد !? اين عشق زاييده شده كسي است !؟


و لم يكن له كفوا" احد
و نه هيچ كس مثل او و همانند اوست ...
هيچ كس ... مثل ... همانند !؟
همانند هرگز !
عشق دگر !؟ هرگز !
مگر مي شود !؟


ركوع ...
خم مي شم ... قبل از آن دلم خم شده است ... زمزمه اي در زير لب ...
نجوايي از پرستش ... از دوست داشتن ... از تسليم شدن ... از مسلمان
شدن ...


نمازگزار عشق به سجد نرسيد ...
سجاده اش كفنش شد ...
سجدش را در آغوش خالقش خواند ...
نه در اين زمين پست ...
نمازگزار عشق را وقتي بسوي قبر مي بردند ...
عطر ياس هوا را عطر آگين كرد ...
خورشيد و ماه هر دو آسمان بودند آن روز ...
ستارگان نيز هم ...
جهان آمده بود تا ببيند خاكسپاري نمازگزار عشق را ...
زمين نيز مشتاق پذيرفتن جسم نمازگزار عشق ...
و آسمان ها بي تاب قدم هاي روح نمازگزار عشق ...
نمازگزار عشق علي وار شهيد محراب عشق شد ...
خدانگهدار نمازگزار عشق ...
خدانگهدار ...
خدانگهدار ...

Click to view or critique

بايد پرنده شد
نه چكاوك،
مرغ دريايي
كه بودن را نه در آواز
كه در اوج پرواز
خلاصه مي‏كند

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1383ساعت 2:35  توسط محمد  | 

انسان

A.

سلام

حقيقت را هر كس بايد در درون خودش كشف كند . تو خودت حقيقت هستي

انسان ، پلي است كشيده بين حيوان تا خدا .

انسان موجودي ست در ميانه .

انسان محل عبور است .

پس انسان موجودي ثابت و بسته نيست .

شير ، شير است .

درخت ، درخت است .

صخره ، صخره است .

همه ي اين ها وجودي بسته و قابل پيش بيني دارند ،

اما انسان اين گونه نيست .

انسان ، از جنس بودن نيست ،

از جنس شدن است .

انسان ، يك روند است .

انسان زماني بودن محض مي شود كه بودا شود

اما با نيل به بودن محض ،

انسان ديگر انسان نيست ،

او از پل گذشته است .

پل براي گذشتن است ، نه اقامت .

از پل عبور كن .

انسان چيزي ست كه بايد از آن عبور كرد .

انسان چيزي ست كه بايد از آن تعالي جست .

زيبايي و هيجان زندگي انساني نيز در همين گذشتن است .

هيچ سگي نميتواند جز سگ باشد .

هيچ صخره اي نمي تواند چيزي جز صخره باشد .

براي آن ها امكان فراتر رفتن از خود وجود ندارد .

اين امكان ، تنها براي انسان فراهم است .

امكان ماجرا جويي تنها براي انسان فراهم است .

تنها انسان مي تواند به اقليم ناشناخته ها سفر كند .

شكوه آدميزاده بودن ،

آن است كه مي تواند از خود عبور كند .

اين امر بنظر غير ممكن مي رسد .

اگر بنشيني و درباره اش فكر كني ، غير ممكن است .

اما اگر دل به دريا بزني و بپري ،

ممكن مي شود.

بنابراين ، براي آن ها كه به ذهن پناه مي برند ،

گذشتن از خود غير ممكن و غير ممكن تر مي شود .

فقط شجاعان اند كه ريسك مي كنند

و مي پرند .

همه ميگويند :

(( پيش از آن كه بپري ، دو بار فكر كن . ))

من مي گويم :

(( اول بپر ، بعد هر اندازه كه مي خواهي فكر كن ! ))

براي پريدن ، با ذهنت مشورت نكن ،

مشاور خوبي نيست .

براي پريدن ، به دلت رجوع كن .

ببين كه دل چه مي گويد ، اما بعد از آن كه پريدي !

 

گلي ناشناخته در سرزميني غريب

با شاعري سخن مي گويد :

عاشق من !

آيا ما هر دو از يك خاك نروييده ايم ؟

 

Click to view or critique

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اسفند 1383ساعت 14:21  توسط محمد  | 

خدا وآفرینش زن

سلام

Click to view or critique

<<<<پيامی از خدا>>>

آنگاه که من آسمان و زمين را آفريدم به آنها گفتم وجود داشته باشند ووقتی مرد

را آفريدم به او شکل دادم و زندگی را در او دميدم اما من تو را زن به وجود آوردم

 من نفس زندگی را به تو که حساس و لطيفی دميدم  من مرد را در خواب عميقی

فرو بردم و توانستم تو(زن) را با صبر و حوصله و دقت به وجود آورم.

مرد در خواب بود به همين دليل نتوانست در خلقت من دخالت کند من تو را از يک استخوان به وجود آوردم من دنده های قوی و حساسی را انتخاب کردم که از قلب وريه اش محافظت می کندواو را برای انجام آن چه ميخواهد حمايت ميکند .

من تو را به طور کامل خلق کردم چشمانت را ...آنها را تغييری نده ....لبهای تو،چقدر دوست داشتنی است هنگاميکه در نيايش از هم جدا میشوند.

دستانت ....بسيار آرام بخش برای لمس کردنآری من دستانت را لمس کردم و قلبت را محافظت کردم .از همه آنهايی که زندگی ميکنند و نفس ميکشند تو (انسان)بيشتر شبيه منی اين تنها دليلی است که من تو را اشرف مخلوقات ساخته ام .

تو ميبنی ،تو زن...در من زندگی ميکنی.

آدم در خنکای روز با من راه ميرفت وهنوز تنها بود او نميتوانست مرا ببيند يا لمس کند تنها حس ميکرد به اين دليل هر آن چيزی که ميخواستم آدم با من احساس وتجربه کند در تو بوجود آوردم.

تقدس من ،شگفتی ام ،خلوصم ، عشقم،حمايت و حفاظتم را....

تو خاصی چون پرتو منی....

مرد تصوير مرا نشان ميدهد و زن احساس مرا.(اين جمله به نظر من قشنگترين جمله ايه که از مرد و زن ميشه بيان کرد)

با هم شما تماميت خداوند را نشان ميدهيد 

بنابراين مرد با زن به خوبی رفتار ميکند.دوستش دارد و به او احترام میگذارد چرا که او لطيف و حساس است.(قابل توجه بعضيا)

در صدمه به زن تو به من آسيب ميرسانی و آن چه به او انجام ميدهی در حق من انجام داده ای با تحقير و شکستن او تنها به قلب خود آسيب ميرسانی.

زن مرد را مانند قفسه سينه (دنده ها) محافظت ميکند و قدرت احساسی را که من به او داده ام با فروتنی و تواضع نشان ميدهد ....(قابل توجه بعضيا که ميگن احساسات بده )

در سکوت و آرامش شگفتی ات را نشان بده .در عشق به او نشان بده که تو مانند قفسه سينه درون خود او را حفاظت ميکنی .....(يادتون نره)

**************************

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اسفند 1383ساعت 13:47  توسط محمد  | 

دوستت دارم

سلام

HydroForum® Group

دوست داشتن از عشق برتر است!

خدایا :

به هر که دوست میداری بیاموز که

عشق از زندگی بهتر است

و به هر که دوست تر میداری بچشان که

دوست دشتن از عشق برتر!

دکتر علی شریعتی

 

 

 

من از اون آسمــون آبی می خوام
من از اون شبهای مهتابی می خوام
دلم از خــاطــره هــای بــد جــدا
من از اون وقتهای بی تابی می خوام

من می خوام يه دسته گل به آب بدم
آرزوهــامــو بــه يـک حباب بدم
سيبی از شـاخه ی حسرت بچينم
بنـــدازم رو آسمــونـــو تاب بدم

گـل ايـــوون بهاره دل من
يه بيابون لاله زاره دل من

من از اون آسمــون آبی می خوام
من از اون شبهای مهتابی می خوام
دلم از خــاطــره هــای بــد جــدا
من از اون وقتهای بی تابی می خوام

مثل يک دسته گل اقاقيا
دلم آواز می کنه بيا بيا
تو ميری پشت علفها گم می شی
من می مونم و گل اقاقيا

گــل ايــوون بهاره دل من
يه بيابون لاله زاره دل من

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اسفند 1383ساعت 13:33  توسط محمد  | 

نقش خیال

Click to view or critique

سلام

ديشب به سيل اشك ره خواب ميزدم
نقشي به ياد روي تو بر آب ميزدم
تب روي يار در نظر و خرقه سوخته
جامي به ياد گوشه محراب ميزدم
هر مرغ فكر كز سرشاخ سخن بجست
بازش ز طره تو بمضراب ميزدم
روي نگار در نظرم جلوه مي نمود
وز دور بوسه بر رخ مهتاب ميزدم
چشمم بروي ساقي و گوشم بقول چنگ
فالي بچشم و گوش در اين باب ميزدم
نقش خيال روي تو تا وقت صبحدم
بر كارگاه ديده بيخواب ميزدم
ساقي بصوت اين غزلم كاسه ميگرفت
ميگفتم اين سرود و مي ناب ميزدم
خوش بود وقت حافظ و فال مراد وكام
بر نام عمر و دولت احباب ميزدم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اسفند 1383ساعت 13:8  توسط محمد  | 

تاثير رنگها

سلام

 

آیا شما بهترین رنگ را برای وب سایت خود بکار گرفته اید ؟ هنگام انتخاب رنگ در زمان طراحی باید به نکات زیر توجه کنید :

1-      اثر روان شناسی رنگ

2-      قابلیت خواندن متون صفحات سایت

3-      رنگ متمم رنگهای انتخابی برای بک گراند ، گرافیک ها ، لینک ها و متون

لیست زیر مشخصه هایی از رنگ ها را که هنگام طراحی باید مدنظر داشته باشید بیان میکند:

1-      رنگ ها اثر زیادی روی احساسات ما در 90 ثانیه اول دیدن میگذارند .

2-      اثر رنگ میتواند بیننده را ترغیب به خرید یک جنس از شما کند.

3-      رنگ ها رفتار ما را در برابر یک موضوع فقط تشدید نمیکنند ، بلکه اثر خود را کاملا در رفتار ما نشان میدهند .

4-      اثر گذاری رنگ در فرهنگ های مختلف گوناگون است !

5-      هر رنگ به تنهایی یک پیام مخصوص به چشم بیننده میفرستد .

در فرهنگ آمریکای شمالی رنگ های زیر به احساسات یا مشخصه های زیر مربوطند:

  • سفید : اشاره دارد به صداقت ، پاکیزگی ، صمیمیت ، ملایمت و معاصر بود ن چیزی . سفید بهترین رنگ برای بک گراند های وب است . در تجارت سفید  رنگ خستگی گیر و انرژی بخش است .
  • سیاه : اشاره دارد به ظرافت ، قدرت ، دلیری ، شهامت ، فریبندگی ، شیطان ، مهارت و باستان . مشکی برای رنگ متن روی یک پس زمینه روشن ایده آل است. این رنگ بعنوان رنگ پس زمینه چشم را خسته میکند .
  • قرمز : توانایی ، سکس ، هیجان ، احساسات شدید ، سرعت ، خطر و تهاجم . این رنگ از بیننده توجه به خود را طلب میکند . در تجارت بمعنی وام و بدهی است . این رنگ شدید ترین رنگ احساس است و ضربان قلب و تنفس را تسریع میکند .
  • آبی : امنیت ، اعتماد ، مسئولیت پذیری ، سرما ، ایمان ، وفاداری ، وابستگی وجاه و جلال . آبی دومین رنگ  عوام پسند است  . در تجارت بمعنای ضمانت مالی است .
  • سبز : تندرستی ، فراوانی ، حاصلخیزی ، آزادی ، شفا و بهبودی ، طبیعت ، پیشرفت ، حسادت و خونسردی . در تجارت بیانگر مقام و ثروت است. این رنگ در چشم ها راحت تر از همه دیده میشود .
  • قهوه ای : تاثیر گذاری ، متانت ، توانگری مالی و کمک کننده  بودن . قهوه ای رنگ کره خاکی ماست و در طبیعت بسیار فراوان است .
  • خاکستری : صمیمیت زیاد ، اعتبار و نفوذ و عملی بودن . در تجارت بمعنای سنت گرایی است .
  • صورتی : ملایمت ، شیرینی ، ظرافت و زنانگی ، خوب بودن ، بی گناهی و پرورش کودک .
  • بنفش : وقار ، معنویت ، شاهانه بودن ، عیش و نعمت ، دارایی ، اعتبار و نفوذ ، سوگواری و مهارت . در تجارت بزرگ نشان دادن است . بنفش طرفداری از سبک های هنرمندانه است.
  • نارنجی : سرزندگی و شوخی ، لذت و خوشگذرانی ، تعادل گرمایی ، تشویق کردن ، چالاکی و نیرو ، تحمل و بلند همتی .
  • زرد : نور خورشید ، گرمی ، خوشی ، نامردی ، ترسویی و حسادت . در تجارت درخواست از نوع روشنفکرانه است و برای تاکید نیز خوب است . زرد باعث افزایش تمرکز شده ، سوخت و ساز را زیاد میکند و سخت ترین رنگ برای چشم هاست .
  • طلایی : نشانگر گران بودن و پرستیژ است .
  • نقره ای : سرما ، علمی بودن و اعتبار و پرستیژ است .

پس وقتی میخواهید رنگی انتخاب کنید باید درباره بازار نهایی کار خود باندیشید  . چه احساساتی را میخواهید برانگیخته کنید ؟ اول کمی درباره چشم انداز احساسی هدفتان فکر کنید و نیز پیامی که از راه دید میخواهید منتقل کنید . بعد رنگ خود را انتخاب کنید !

 

With rose

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اسفند 1383ساعت 23:58  توسط محمد  | 

حجاب

سلام

Liz 4

از صميم قلب به كسی دل سپردن بزرگترين نيروی آزاد كننده و متعارف ترين تجربه برای از ميان برداشتن موانع است.شكل آرمانی عشق اين است كه هر دو طرف همديگر را برای دست يابی به دنيايی نو آزاد بگذارند.

تا زمانی كه ديگران را دوست بداريد و تحسينشان كنيد جوان خواهيد ماند.

اگر خودروی شما عيبی پيدا كند آن را به تعمير گاه ميبريد. مسلما آن را دور نخواهيد انداخت زيرا سرمايه تان آنقدر ارزش دارد كه با ايرادی جزئی آن را دور نيندازيد. ازدواج يادوستی نيز چنين است. شما در روابط دوستانه تان سرمايه گذاری می كنيد و بهای سنگينی هم بابت آن می پردازيد پس به سرعت آن را متلاشی نكنـيد. احتمـالا دوستيهای از هم پاشيده پيوند پذير است.از آنجا كه طبيعت دوستی هرازگاهی سوتفاهم هايی به دنبال دارد ضروريست در پی يافتن نقطه دردسر آفرين   باشيد.

تشخيص قدم اول است . نگاهی به عقب بيندازيد و ببينيد كجای كار اشتباه بوده است. سو تفاهم از كجا آغاز شده است و چگونه دراين ورطه فرو رفته ايد.من در اين دوستی چه چيز را ناديده گرفتم كه برای تو حائز اهمييت بوده است؟

 زن با حجاب

زن با حجاب چه پيامي را صادر مي‌كند و به جامعة خويش چه مي‌گويد: اين پيام را مي‌دهد كه من گل خوشبويي هستم كه تنها به خانواده‌ام تعلق دارم.

با چادرم كه چون خاري است از گل وجودم  محافظت مي‌كنم و چشم ناپاكان را كور و آنان را در اهداف شيطانيشان نااميد مي‌گردانم. با چادرم و حجابم، غيرت شوهرم، پدر و مادرم را به نمايش مي‌گذارم كه پروانه‌وار به دور گلشان مي‌چرخند و آن را از ديد نامحرمان حفظ مي‌كنند. پوشش من خبر از دلي روشن، دروني پاك و ايماني قوي مي‌دهد.

مي‌گويد: من اسير نفس و مطيع شيطان و دچار كمبود‌هاي ديگر نيستم. از هر بند و اسارتي آزاد گشته‌ام و در ساية ولايت الهي درآمده‌ام و همچون مرواريد در چادر صدف گونه‌ام چاي گرفته‌ام و مصداق اين شعرم كه مي‌گويد: بميريد بميريد از اين نفس بميريد     كه اين نفس چو بند است و شما همچون اسيريد.  آري اين‌چنين شخصي آزاد است و بقول بزرگاني چون امانوئل كانت كه در تعريف آزادي مي‌گويد: آزادي يعني استقلال عمل از هر چيزي به غير از قوانين اخلاقي (و نيز اسپينوزا: مي‌گويد: انسان آزاد كسي است كه تنها به موجب  حكم عقل زندگي مي‌كند. (ونيز آقا و سروما مولي الموحدين حضرت علي (ع) مي‌فرمايد: نفس خود را از شهوت پليد منزه سازيد تا به درجات بالابرسيد.  سيسرون خطيب شهير روم باستان به نقل از افلاطون مي‌گويد: از افسار گسيختگي بي‌اندازه كه مردم آنرا آزادي مي‌نامند، ستمگران پديد مي‌آيند به همان آساني كه نهالي از ريشه مي‌رويد، اين گونه آزادي ملت را به زير يوغ بندگي مي‌برد.

گريه زن

 

پسركي از مادرش پرسيد : مادر چرا گريه مي كني؟
مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت : نمي دانم عزيزم ، نمي دانم!!!

پسرك نزد پدرش رفت و گفت : بابا ، چرا مامان هميشه گريه مي كند؟ او چه مي خواهد؟
پدرش تنها دليلي كه به ذهنش مي رسيد ، اين بود : همه ي زنها گريه مي كنند ، بي هيچ دليلي!!!

پسرك متعجب شد ولي هنوز از اينكه زنها خيلي راحت به گريه مي افتند، متعجب بود.

يكبار در خواب ديد كه دارد با خدا صحبت مي كند ، از خدا پرسيد: خدايا چرا زنها اين همه گريه مي كنند؟

خدا جواب داد : من زن را به شكل ويژه اي آفريده ام . به شانه هاي او قدرتي داده ام تا بتواند سنگيني زمين را تحمل كند ،
به بدنش قدرتي داده ام تا بتواند درد زايمان را تحمل كند ، به دستانش قدرتي داده ام كه
حتي اگر تمام كسانش دست از كار بكشند ، او به كار ادامه دهد .
به او احساسي داده ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد ، حتي اگر او را هزاران بار اذيت كنند،
به او قلبي داده ام تا همسرش را دوست بدارد ، از خطاهاي او بگذرد و همواره در كنار او باشد و به او اشكي داده ام
تا هرهنگام كه خواست ، فرو بريزد . اين اشك را منحصرا براي او خلق كرده ام تا هرگاه نياز داشت ،
بتواند از آن استفاده كند.

زيبايي يك زن در لباسش ، مو ها ، يا اندامش نيست . زيبايي زن را بايد در چشمانش جست و جو كرد ،
زيرا تنها راه ورود به قلبش آْنجاست .

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اسفند 1383ساعت 16:11  توسط محمد  | 

خنده تلخ

سلام

 

هفده روایت مرگ

گم که می شوم، پيدايم می‌کنی

به من ولی نشانم نمی‌دهی

دوباره می بری می‌خوابا‌نی‌ام زير برگ‌‌های خشک

و سنگی

نشان

برای ثانيه‌ای در انتهای يک هميشه‌ که بيدار می شوم

با روايتی ديگر از هزارتويی

 با هزار دريچه ی پيدا ناپيدا


بيدار می‌شوم

هفده دريچه‌ به رويت وا می کنم


نمی بينی

خوابيده ای زير برگ‌‌های خشک

و سنگی ...


يک يک دريچه ها را می‌بندم

می خوابم


می‌آيی

پاورچين پاورچين

يک يک دريچه ها را وا می‌کنی

هفده

و اين

همين که اينجا گشوده می‌شود

زير تابش انگشتانت ...

 Click to view or critique

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اسفند 1383ساعت 15:44  توسط محمد  | 

رویا

و خيال يك واقعيت است, خيال پرداز باش.

نويسنده: اشو

مترجم: مرجان فرجي


فردريش نيچه مي‎گويد: «بزرگ‎ترين فاجعه آن روزي به سراغ بشريت مي‎آيد كه خيال‎پردازان ناپديد گردند» سراسر تكامل انسان به اين سبب بوده است كه انسان درباره‎اش خيال‎پردازي كرده است. آن چه ديروز يك رويا بود، امروز يك واقعيت است و آن چه امروز يك روياست، فردا به واقعيت خواهد پيوست.
همه‎ي شاعران، موسيقي‎دانان و عارفان خيال‎پردازند. در حقيقت خلاقيت محصول نوعي خيال‎پردازي است.
اما اين روياها آن روياهايي كه زيگموند فرويد به تحليل آن مي‎پرداخت، نيست. بنابراين بايد بين روياي يك شاعر، يك مجسمه‎ساز، يك معمار، يك عارف و يك رقصنده از يك سو و روياي يك ذهن بيمار از سوي ديگر تمايز قائل گرديد.

 


.
به ياد ميكل‌آنژ مي‎افتم. او داشت از بازاري كه در آن همه نوع سنگ مرمر يافت مي‎شد، عبور مي‎كرد كه چشمش به سنگ زيبايي ‎افتاد. قيمت را جويا ‎شد. صاحب مغازه گفت: «مي‎تواني اين سنگ را مجاني برداري، چون مدتي است اين جا افتاده و فضاي زيادي را اشغال كرده … دوازده سال است كه هيچ كس حتي احوالش را نپرسيده. من هم چشمم آب نمي‎خورد اين تخته سنگ حتي به درد لاي جرز بخورد.»
ميكل آنژ سنگ را برداشت و تقريباً يك سال تمام بر روي آن كار ‎كرد و چه بسا زيباترين مجسمه‎اي را كه تا به حال دنيا به خود نديده است را ‎ساخت و همين چند سال پيش ديوانه‎اي سعي ‎كرد آن را نابود كند. اين مجسمه كه در واتيكان قرار داشت مجسمه‎اي از عيسي مسيح پس از باز شدن از صليب بود كه بر روي پاهاي مادرش، مريم مقدس، بي‎جان دراز كشيده بود. من فقط عكس آن را ديده‎ام، اما اين مجسمه چنان طبيعي و زنده است، كه گويي عيسي هر آن قرار است از خواب بيدار شود. و او با چنان هنرمندي بي‎نظيري آن مرمر را تراشيده بود كه مي‎توانستي اين هر دو را احساس كني ـ قدرت مسيح و شكنندگي مسيح. و اشك در چشمان مريم مقدس، مادر عيسي مسيح، حلقه زده …
چند سال پيش بود كه ديوانه‎اي با چكش به جان اين شاهكار ميكل آنژ افتاد و وقتي دليل اين كار را از آن ديوانه پرسيدند، جواب داد: «من هم مي‎خواهم مشهور شوم. ميكل آنژ يك سال جان كند تا مشهور شد. من فقط بايد پنج دقيقه وقت مي‎گذاشتم تا كل مجسمه را خراب كنم و الان اسم من تيتر اول روزنامه‎هاي سراسر دنيا شده است!
هر دو نفر بر روي سنگ مرمر واحدي كار كرده بودند، يكي آفرينشگر بود و ديگري فقط يك ديوانه‎ي زنجيري.
پس از يك سال كه ميكل آنژ كار مجسمه را به پايان رساند، از سنگفروش خواست كه به منزلش بيايد تا چيزي را به او نشان دهد. سنگفروش كه نمي‎توانست آن چه را مي‎بيند باور كند، گفت «اين مرمر زيبا را از كجا آورده‎اي؟»
و ميكل آنژ گفت: «به جا نياوردي؟ اين همان سنگ بدقواره‎اي است كه دوازده سال آزگار جلوي مغازه‎ات خاك خورد.» و من اين واقعه را خوب به خاطر سپرده‎ام كه سنگفروش پرسيد: «چي شد فكر كردي كه اين سنگ بدقواره مي‎تواند به چنين مجسمه‎ي زيبايي تبديل شود؟»
ميكل آنژ گفت: «من در اين باره فكر نكردم. من روياي ساختن چنين مجسمه‎اي را در سر داشتم و وقتي از كنار آن قطعه سنگ مي‎گذشتم، ناگهان مسيح را ديدم كه مرا صدا مي‎زد: «من در اين سنگ محبوسم. آزادم كن، كمك كن تا از اين سنگ بيرون بيايم.» و من دقيقاً همان مجسمه را در آن سنگ ديدم. بنابراين من فقط كار ناچيزي انجام دادم؛ من بخش‎هاي اضافي و غير ضروري سنگ را كندم و بيرون ريختم تا مسيح و مادرش هر دو از اسارت خويش آزاد گرديدند.»

Smoking
چه خدمت بزرگي براي بشريت بود اگر فردي با قابليت زيگموند فرويد،‌ به جاي روانكاوي بيماران رواني و تحليل روياهاي آن‎ها، بر روي روياها و خيالپردازي‎هاي كساني كار مي‎كرد كه از نظر روان‎شناسي سالم بودند و نه تنها سالم كه افرادي خلاق و آفرينشگر بودند. تحليل روياهاي اين عده نشان خواهد داد كه همه‎ي روياها واپس خورده نيستند، بلكه روياهايي هستند كه از شعوري خلاق‎تر از مردمان عادي نشأت گرفته‎اند. و روياهاي آن‎ها بيمارگونه نيست، بلكه به طرزي واقعي و اصيل سالم است. سراسر تكامل انسان و آگاهي او به وجود همين خيال‎پردازان بستگي داشته است.

 Click to view or critique
كل هستي يك واحد ارگانيك است. شما فقط دست به دست همنوعان خود نمي‎دهيد، بلكه دست به دست درختان هم مي‎دهيد. شما نه تنها با هم نفس مي‎كشيد، بلكه كل كائنات با هم نفس مي‎كشد.
جهان در يك هارموني عميق به سر مي‎‎برد. تنها انسان زبان هارموني را فراموش كرده است و من اين جا هستم كه آن را به يادت آورم. ما در حال خلق هارموني نيستيم؛ هارموني واقعيت ماست. اين درست همان چيزي است كه از ياد برده‎اي. چه بسا به قدري بديهي است كه شخص تمايل دارد آن را فراموش كند شايد هم در هارموني به دنيا آمده باشي؛ تو چه طور مي‎تواني در فكر آن باشي؟
در حكايتي قديمي آمده است كه ماهي‎يي كه سرآمد مغز متفكران بود، از ماهي ديگري پرسيد: «درباره‎ي اقيانوس خيلي چيزها شنيده‎ام، پس اين اقيانوس كجاست؟» و آن ماهي در اقيانوس بود و همه‎ي عمرش را در اقيانوس به سر برده بود؛ هرگز هيچ جدايي يا مفارقتي از آن اتفاق نيفتاده بود. او هرگز اقيانوس را به عنوان شيئي مجزا از خود نديده بود. ماهي پيري آن فيلسوف جوان را در گوشه‎اي گير آورد و به او گفت: «اقيانوس همان است كه در آن زندگي مي‎كنيم.»
اما فيلسوف جوان گفت: «شوخي‎ات گرفته؟ اين آب است و تو به اين مي‎گويي اقيانوس؟ من بايد بيشتر تحقيق كنم و از افراد عاقل‎تري حقيقت را جويا شوم.»

Elegance
يك ماهي فقط هنگامي اقيانوس را مي‎شناسد كه ماهيگيري او را بگيرد، از اقيانوس بيرون بياورد و بر روي شن‎ها پرتابش كند. بعد او براي نخستين بار درمي‎يابد كه هميشه در اقيانوس زندگي مي‎كرده است، اقيانوس زندگي اوست و بدون اقيانوس نمي‎تواند زنده بماند.
اما در مورد انسان مشكل اينجاست كه نمي‎توان او را از هستي بيرون آورد. هستي لايتناهي است. هيچ ساحلي ندارد كه به دور از هستي بر روي آن قرار بگيري و از آن جا هستي را مشاهده كني. هر جا كه باشي، جزوي از آن خواهي بود.
ما همه با هم نفس مي‎كشيم. ما همه اعضاي يك اركستر هستيم. درك اين موضوع تجربه‎ي عظيمي است ـ آن را خيالبافي نخوان، كه خيالبافي و روياپردازي از سر دولت زيگموند فرويد معناي تلويحي بسيار نادرستي را يدك مي‎كشد، و گرنه اين يكي از زيباترين و شاعرانه‎ترين واژه‎هاست.
و فقط ساكت بودن، فقط شادمان بودن، فقط بودن ـ در اين سكوت احساس خواهي كرد كه در پيوند با ديگران هستي. وقت فكر كردن تو از ديگران جدا هستي، زيرا افكاري در ذهنت به تجلي و درخشش درمي‎آيند كه با افكار فردي ديگر متفاوت است. اما اگر هر دو خاموش باشيد، آن گاه همه‎ي ديوارهاي موجود در بين شما دو نفر محو مي‎گردد.
دو سكوت نمي‎تواند دو تا باقي بماند. آن‎ها يكي مي‎شوند.


همه‎ي ارزش‎هاي والاي زندگي ـ عشق، سكوت، سعادت، جذبه، پارسايي ـ تو را از يك وحدانيت جهان شمول آگاه مي‎سازد. هيچ كس ديگري جز تو وجود ندارد؛ ما همه چهره‎هاي متفاوتي از يك واقعيت، ترانه‎هاي رنگارنگي از يك آوازه‎خوان، رقص‎هاي مختلفي از يك رقصنده هستيم. ما همه پرده‎هاي نقاشي متفاوتي هستيم ـ اما نقاش يكي است.

Stacey
ولي نامش را رويا نگذار، زيرا با رؤيا خواندن آن تو نمي‎فهمي كه رؤيا يك واقعيت است. و واقعيت مي‎تواند بسيار زيباتر از هر رويايي باشد. واقعيت بسيار وهم‎انگيز، الوان‎تر، مسرت‎بخش‎تر، پر جذبه و شورانگيزتر از آن است كه قادر باشي تصورش را بكني. اما ما در ناآگاهي به سر مي‎بريم…
نخستين ناآگاهي ما اين است كه فكر مي‎كنيم از همه جداييم. اما من تأكيد مي‎كنم كه هيچ انساني جزيره نيست؛ ما همه بخشي از يك قاره‎ي وسيع هستيم. تنوع وجود دارد، اما چيزي نيست كه ما را از هم جدا كند. تنوع به زندگي غناي بيشتري مي‎بخشد و بخشي از ما در كوه‎هاي هيمالياست، بخشي در ستارگان و بخشي در گل‎هاي سرخ. بخشي از ما در پرنده‎اي در پرواز به سر مي‎برد و بخشي در سبزي درختان. ما همه جا پخش هستيم. تجربه كردن آن به عنوان واقعيت، كل نگرش تو را نسبت به زندگي، هر عمل تو را و خود و وجودت را دگرگون خواهد كرد.
تو آكنده از عشق خواهي شد. سراسر وجودت آكنده از تكريم به زندگي خواهد شد. تو براي نخستين بار ـ به زعم من ـ به راستي متدين خواهي شد ـ نه يك مسيحي، نه يك هندو، نه يك يهودي، كه متديني خالص و راستين.

Milda
واژه‎ي (دين) واژه‎اي زيباست و از ريشه‎اي مشتق مي‎شود كه معنايش گردهم آوردن كساني است كه از روي ناآگاهي و جهل متفرق گرديده‎اند؛ به دور هم جمع كردن آن‎ها، بيدار كردن آن‎ها، به طوري كه بتوانند ببينند كه از هم جدا نيستند. آن وقت تو نمي‎تواني حتي به يك درخت صدمه بزني. آنگاه عشق، رأفت و همدردي تو به تمام معنا خودانگيخته است ـ نه اكتسابي، نه از روي انضباط. اگر عشق انضباط باشد، ساختگي است. اگر عدم خشونت اكتسابي باشد، دروغين است. اگر همدلي را از بيرون به كسي تزريق كرده باشند، كاذب است. اما اگر خود به خود بي‎هيچ تلاشي از درون جوشيده باشد، از واقعيت ژرف و بي‎نظيري برخوردار خواهد بود.


+ نوشته شده در  شنبه هشتم اسفند 1383ساعت 1:35  توسط محمد  | 

نه

سلام

تمرين آزمايشگاهي در گفتن نه

نويسنده: دكتر هربرت فنسترهايم؛ جين بر

مترجم: عباس چيني

هدف: براي آسان ساختن نه گفتن وقتي كه مي‎خواهيد آن را بگوييد و براي كمك به شما در شكل دادن شيوه‎ي پاسخ‎هاي منفي خود.
گام اول: موقعيت‎هاي مذكور در زير را در نظر بگيريد و درباره‎ي پاسخ آن‎ها فكر كنيد. بهتر است پاسخ‎ها را بنويسيد تا خودتان را گول نزنيد. فرض كنيد در مقابل هر مثال مي‎خواهيد بگوييد نه و اين كار مناسب است فقط يك مشكل وجود دارد و آن اين كه آيا مي‎توانيد اين كار را بكنيد يا نه؟
موقعيت اول ـ همكارتان براي تلفن زدن تقاضاي چند سكه مي‎كند. او هميشه به طريقي اين كار را مي‎كند و هيچ وقت پول را پس نمي‎دهد. همكارتان مي‎گويد: «ممكن است چند سكه به من بدهي؟ مي‎خواهم تلفن بزنم.» چگونه در اين مورد نه مي‎گوييد؟
موقعيت دوم ـ دوستي از شما خواهش مي‎كند روزي با او براي انتخاب يك دستگاه بلندگو به بازار برويد و شما موافقت مي‎كنيد. صبح روز تعطيل موقعي كه برنامه‎ريزي كرده‎ايد كه در خانه كارهايي را انجام دهيد، او تلفن مي‎زند و مي‎گويد: «قول دادي در انتخاب يك دستگاه بلندگو به من كمك كني. مي‎تواني امروز با من بيايي؟» شما واقعاً مي‎خواهيد كتاب‎هايتان را مرتب كنيد، چگونه در اين مورد نه مي‎گوييد؟
موقعيت سوم ـ شما در يك كميته‎‎ي جمع‎آوري پول براي واقعه‎اي كار كرده‎ايد و براي اين كار پيش از همه وقت صرف كرده‎ايد، اما حالا رئيس كميته درخواست ديگري از شما مي‎كند و خواهش مي‎كند: «علي، تو خيلي خوب كار مي‎كني آيا مي‎توانم براي كنترل بليت‎ها روي تو حساب كنم؟» چگونه مي‎گوييد نه؟»
گام دوم: بعد از اين كه در موقعيت‎هاي بالا طبق روش خود نه گفته‎ايد، نمونه‎هاي زير را با پاسخ‎هاي خود مقايسه كنيد، سپس پرسش‎ها را يك بار ديگر بررسي كنيد. به خاطر داشته باشيد كه پاسخ‎هاي شما نبايد دقيقاً مطابق آن‎ها باشد، ولي شما بايد از اصول آن يعني اختصار، وضوح، استحكام و صداقت تبعيت كنيد.
موقعيت اول ـ همكار اداري و سكه براي تلفن.
نمونه: «نه متأسفم، تو تاكنون از اين بابت خيلي به من بدهكاري».
«نه، تو هيچ وقت پولي را كه مي‎گيري پس نمي‎دهي».
توجه:
هر پاسخ كوتاه و مربوط و با نه شروع مي‎شود به طوري كه هيچ‎كدام نامفهوم نيست و توضيح طولاني ندارد.
موقعيت دوم ـ دستگاه بلندگو
نمونه: «نه، من امروز نمي‎توانم اين كار را بكنم، هفته‎ي آينده چه طور است؟»
«من با تو خواهم آمد، ولي نه امروز، متأسفم».
توجه: پاسخ‎ها تعهد را قبول دارد ضمن اين كه روي وقت مناسب نيز تأكيد مي‎كند.
موقعيت سوم ـ كميته و فرد خوب كار كن.
نمونه: «نه، شما بايد آن كار را به كسي بدهيد كه سهم خود را انجام نداده است».
«نه، تا به حال من بيش از سهم خود كار كرده‎ام».
توجه: در هر مورد پاسخ صادقانه، مستقيم و محكم است.
گام سوم: نه گفتن را تمرين كنيد. در مورد درخواست‎هاي غير منطقي كه از شما كرده‎اند يا ممكن است بكنند فكر كنيد. تصور كنيد حالا هر يك از آن درخواست‎ها به عمل مي‎آيد و شما مي‎گوييد نه ـ محكم، مختصر، و بدون توضيح طولاني. اگر هر درخواست را روي نوار ضبط كنيد، اين دستور را موثرتر اجرا مي‎كنيد. به آن گوش دهيد دستگاه را متوقف كنيد و پاسخ خود را بلند ادا كنيد. هر پاسخ را چند بار تكرار كنيد.
بعضي از نمونه‎هاي نه گفتن زير را به ذهن خود بسپاريد.
«نه، نمي‎توانم انجام دهم، براي آن وقت كار ديگري در نظر گرفته‎ام» … «نه، دوست ندارم آن كار را امروز انجام دهم، ترجيح مي‎دهم فلان كار را بكنم» … «نه، براي من انجام آن كار غير ممكن است، به كس ديگري مراجعه كنيد».
گام چهارم: در دوره‎ي آموزش خود وقتي كه در شك هستيد كه نه بگوييد به عنوان يك اقدام نهايي به دنبال فرصت‎هايي در موقعيت‎هاي مختلف زندگي براي نه گفتن باشيد.
در تمرينات جلسات مشاوره، براي آموزش شاگردان براي گفتن نه شيوه‎اي به كار مي‎برم. به شاگردان غير قاطع مي‎گويم: «مهم است كه اين نامه به دست شاگرد ديگر برسد، مي‎دانم سر راه شما نيست، ولي ممكن است آن را به او برسانيد؟» گر چه آن‎ها مي‎دانند من آن‎ها را تحريك مي‎كنم تا امتحان كنم، ولي براي بعضي از شاگردان نه گفتن مشكل است و آن‎ها آري مي‎گويند.

Click to view or critique

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اسفند 1383ساعت 0:7  توسط محمد  | 

دانستني هاي علمي

سلام

دانستني هاي علمي


نويسنده: تهيه و تنظيم: ضحي كريمي

كمبود خواب خطر زخم معده را افزايش مي‌دهد
پزشكان دريافته‌اند كه نوبت كاري، مهماني‌هاي طولاني شبانه، سفرهاي دور و دراز و كمبود عمومي خواب به افزايش خطر ابتلا به زخم معده مي‌انجامد. مواد شيميايي موجود در معده و روده كوچك كه آسيب‌هاي بافت را ترميم مي‌كند، عمدتاً شب‌ها در بدن ساخته مي‌شود، به همين خاطر فقدان خواب مي‌تواند به كاهش اين مولكول‌ها و احتمال بيشتر ابتلا به زخم منجر شود. سطح نوعي پروتئين را كه صدمات روده‌اي را ترميم مي‌كند در 12 فرد سالم در طول 24 ساعت شبانه‌روز اندازه‌گيري كردند تا نحوه تأثير الگوهاي خواب بر توليد اين پروتئين را مشخص كنند. آنها دريافتند كه سطح اين پروتئين از ساعت دروني بدن پيروي مي‌كند و بعدازظهرها و اوايل شب در پايين‌تر از حد و شبها و موقع خواب در بالاترين سطح خود قرار دارد، زيرا بيشترين ترميم جدار داخلي معده در طول شب انجام مي‌شود. اين نكته علت افزايش زخم معده را نشان مي‌دهد. جدار داخلي معده دائماً در اثر زخم‌هاي فيزيكي، مواد غذايي و نوشيدني‌ها آسيب مي‌بيند، بنابراين ترميم سريع اين جدار با اهميت است، در غير اين صورت بافت معده نابود مي‌شود. ميزان اين نوع پروتئين موقع خواب تا 340 برابر افزايش مي‌يابد. گمان مي‌رود اين پروتئين اين آسيب‌ها را ترميم مي‌كند و از بروز زخم يا جراحت در دستگاه گوارشي كه التيام نمي‌يابد، جلوگيري مي‌كند.

Rest

مغز انسان «پديده‌هاي غير منتظره» را دوست دارد
نتيجه يك گزارش تحقيقي حاكي از آن است كه مغز انسان از وقايع شيرين، در صورت غير منتظره بودن لذت دوچندان مي‌برد. پژوهشگران با استفاده از اسكن‌هاي مغزي (ام.آر.آي) كشف كرده‌اند كه نقطه‌اي در مغز انسان كه به عنوان مركز لذت در مغز شناخته مي‌شود، هنگامي كه در مقابل وقايع «غيرمترقبه» قرار مي‌گيرد، واكنش به مراتب شديدتري از خود نشان مي‌دهد. محققان مي‌گويند: نتيجه بدين معني است كه آن بخش از مغز كه صرفاً در ارتباط با لذت است، براي وقايع غيرمنتظره، اهميت زيادي قائل مي‌شود. بنابراين مثلاً‌اگر براي تولد خود هديه‌اي دريافت كنيد، البته خوشايند است... اما اگر آن هديه را بدون اينكه تولدتان باشد دريافت كنيد، از آن به مراتب بيشتر لذت خواهيد برد. محققان مي‌گويند فعاليت در اين نقطه، باعث ترشح شديدتري دوپامين – ماده انتقال‌دهنده پيام‌هاي عصبي احساس لذت در مغز – مي‌شود. پژوهشگران با يادآوري اينكه اين نقطه در مغز، همان نقطه‌اي است كه از تأثير كوكايين و يا ساير مواد مخدر، متأثر مي‌شود، اميدوارند كه نتايج تحقيقاتشان اطلاعات جديدي در مورد اعتياد، و نحوه درمان آن، ارايه دهد. محققان در مورد اينكه مغز در مورد وقايع غيرمترقبه منفي چگونه واكنش نشان مي‌دهد، توضيح نداده‌اند. البته بايد اشاره كرد كه محرك منفي در بخشي ديگر از مغز، مورد تحقيق و مطالعه قرار گرفت. به عقيده محققان همان گونه كه غير منتظره بودن وقايع خوب، تأثير مثبت را بيشتر مي‌كند، وقايع ناگهاني ناگوار نيز، بد بودن آن را تشديد مي‌كند.

Beautiful girl in a beautiful dress.

نقاشي كودكان نشان دهنده وضعيت روحي آنان است
محققان مي‌گويند: نقاشي كودكان، حاوي نشانه‌هاي اساسي از وضعيت روحي آنان است و روانشناسان مي‌توانند براي سنجش رواني كودكاني كه داراي اختلالات رفتاري هستند، از اين تصاوير كمك بگيرند. محققان، نقاشي كودكان مسأله‌دار را از اعضاي خانواده و تك تك اشخاص بررسي كردند و در اين نقاشي‌ها تفاوت‌هاي مهمي را در مقايسه با نقاشي كودكان سالم در همان گروه سني يافتند. محققان مي‌گويند: كودكان مبتلا به مشكلات رواني، بدن افراد را به گونه‌اي نقاشي كردندكه فاقد يكي از اندام‌ها بود و نماي كلي نقاشي آنها بيشتر خيالي و عجيب بود. هر قدر نقاشي خيالي‌تر و غيرواقعي‌تر بود، وضعيت كودك از نظر روحي وخيم‌تر بود. سن و جنسيت كودكان مورد مطالعه، تحت نظارت قرار گرفته بود و مطمئناً آنان توانايي كشيدن تمامي اعضاي بدن افراد را داشتند. نكته اين است، زماني كه كودك تصويري از خانواده مي‌كشد، عقيده خود را از مفهوم خانواده به نمايش مي‌گذارد. به گفته محققان هر قدر كودك افسرده‌تر و نگران‌تر باشد، اين عقيده و مفهوم به هم ريخته‌تر و آشفته‌تر مي‌شود. براي اين كودكان، پنهان كردن بخشي از اطلاعات يا ناديده گرفتن آنها امري معمول و شايع است. اين يافته‌ها از سه تحقيق جداگانه و با شركت كودكاني كه به علت اين مشكلات تحت درمان بودند، بدست آمده است. اين يافته‌ها شواهدي مبني بر وجود نشانه‌هاي مهم از وضعيت ذهني كودكان در نقاشي‌هاي آنان ارايه مي‌دهد. كودكان در سنين اوليه زندگي خود به كشيدن نقاشي علاقه دارند و براي آنان غالباً نقاشي آسان‌تر از صحبت كردن است.

On ladys and shoes

راز خواب
درست نمي‌دانيم كه چرا مي‌خوابيم. شايد به اين سبب كه بدن ما براي استراحت و دوباره به دست آوردن قدرت و ترميم ضايعه‌ها به خواب نياز دارد. همه ما معمولاً شب‌ها مي‌خوابيم و روزها بيداريم. نحوه تقسيم خواب در شبانه‌روز را آهنگ شبانه‌روزي مي‌نامند.
در خواب ضربان قلب و نبض كند مي‌شود. ماهيچه‌ها شل و منبسط مي‌شود، حواس پنج‌گانه ديگر كار نمي‌كنند. نخست بينايي و سپس شنوايي و آخر همه حس لامسه (بساوايي) از كار مي‌افتد. وقتي در خوابيم شنوايي ما حالت انتخابي پيدا مي‌كند. ممكن است صدايي بلند ما را بيدار نكند، اما اگر كسي نام ما را زير لب زمزمه كند شايد بيدار شويم. مادرها اغلب با صداي گريه بچه‌شان بيدار مي‌شوند حال آن كه اين صدا خواب ديگران را به هم نمي‌زند. معلوم نيست كه مغز ما اين انتخاب را چگونه انجام مي‌دهد.
معلوم شده است كه خواب چهار مرحله دارد كه در طي شب به نوبت پديدار مي‌شوند. رؤيا را در سبك‌ترين مرحله خواب مي‌بينيم. حركات سريع چشم در همين مرحله انجام مي‌شود.
در نوزادان خواب به خواب شبانه و روزانه تقسيم نمي‌شود. آنان به فاصله‌هاي منظم، چه در شب و چه در روز، بيدار مي‌شوند و جمعاً در حدود 16 ساعت در شبانه‌روز مي‌خوابند. خواب گردي، كه در كودكان شايع است، معمولاً در اوايل شب و طي خواب عميق روي مي‌دهد. از هر هفت كودك 5 تا 12 ساله، هر كودكي لااقل يك بار در عمر خود خواب‌گردي كرده است.

Lost in thoughts

خنده بر هر درد بي‌درمان دواست
نتايج تحقيقات پژوهشگران روي 30 بيمار مبتلا به سكته‌هاي مغزي نشان مي‌دهد فشار خون كساني كه در تمرينات خنده درماني شركت مي‌كنند به طور چشمگيري كاهش يافته است.
در واقع بهبود روحيه و كاهش استرس ناشي از خنده، فشار خون را كاهش مي‌دهد.
امروزه در بسياري از بيماري‌ها به ويژه در انواع سرطان، بيماري‌هايي كه با دردهاي فراوان همراهند و افسردگي، از خنده درماني استفاده مي‌شوند.

87 years old street performer

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1383ساعت 14:48  توسط محمد  | 

تست خودشناسی

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1383ساعت 14:29  توسط محمد  | 

چاکرا

سلام

تمام این مطالب را در پستهای قبلی نوشتم وتوضیح کامل دادم /اما لیست آنها را گذاشتم هر که خواست راحت دسترسی داشته باشد/منبع:راه زندگی

روی آنها کلیک کنید

چاکرا درماني

      عشق حقيقي
  · عشق آزاد و رها
  · چرا عاشق مي شويم چرا متنفر؟!
  · روياها در کالبد بدني و اثيري چگونه اند؟
  · بدن سوم بدن ستاره اي
  · چه وقت با بدن اثيري خود مواجه مي شويد؟
  · بدن اثيري
  · سنگ هاي چاکرا تراپي را چکونه تميز کنيم؟
  · چه وقت بايد سنگ هاي مورد استفاده در چاکرادرماني را خاک کرد؟
  · اگر سنگي را خريده يا آن را هديه گرفته ايد
  · چاکراتراپي و کيفيت سنگها
  · ترس و چاکراي هفتم
  · کاهش زودرنجي
  · خواب آرام با يشم
  · درستکاري
 · تشخيص اشتباهات
  · کنترل خيالپردازي با رنگ زرد
  · سنگ ضد پيري
  · اگر نمي توانيد عاشق شويد ويا دلشکسته ايد
  · غلبه بر تنبلي با روغن رزماري
  · زبرجد ضد افسردگي و اضطراب
  · موفقيت شغلي با کهربا !
  · پاکسازي وفعال کردن چاکراي هفتم
  · چاکراي هفتم
  · فعال کردن چاکراي ششم
  · چاکراي ششم
  · فعال کردن چاکراي پنجم
  · چاکراي پنجم
  · رنگ درماني و رايحه درماني چاکراي چهارم
  · فعال کردن چاکراي چهارم
  · چاکراي چهارم
  · فعال کردن چاکراي سوم
  · چاکراي سوم
  · موسيقي درماني رنگ درماني رايحه درماني چاکراي دوم
  · پاکسازي چاکراي دوم
  · عملکرد ناهماهنگ چاکراي دوم
  · چاکراي دوم
  · موسيقي درماني و رايحه درماني چاکراي اول
  · پاکسازي چاکراي اول
  · تست چاکراي اول
  · عملکرد ناموزون چاکراي اول
  · چاکراي اول را بشناسيم
  · چگونه از شر انرژي هاي منفي خلاص شويم؟
  · امواج مثبت کجا بيشتر است؟
  · هر مکاني هاله ويژه اي دارد
  · چرا عاشق مي شويم؟
  · اثر تنفر و پرخاشگري بر چاکرا
  · دو راه براي آزاد کردن چاکراها
  · اثر ترس بر چاکراها
  · هر هفت سال يک انسان جديد مي شويم
  ·  پذيرش در زنها
  · درباره چاکرا ها بيشتر بدانيد
  · درباره چاکراها
  · رهايي از احساسات سرکوب شده جنسي
  · خلاق شدن
  · تعادل هورموني در زنها
  · رهايي از کم خوني
  · پيدا کردن اعتماد به نفس
  · رهايي از بدبيني
  · رهايي از اضطراب
  ·  علاقه به زندگي
  ·  غلبه بر زودرنجي
  ·  صبور شدن
  · غلبه بر ضعف جسمي
  · رهايي از افسردگي
  · غلبه بر ترس
  · غلبه بر پرخاشگري
  · چاکراي قلب
  · کارکرد کبد و چاکراي سوم
  · درباره چاکرا درماني

Part of

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1383ساعت 14:16  توسط محمد  | 

غم

سلام

Click to view or critique

آن روز, که عشق را به خاک می سپرديم

     يادمان نبود

                     با بهار,

    مرگ هم جوانه ميزند....

اين هم يك آهنگ از ستار كليك كن وگوش بده گل نازم

گل ناز

Click to view or critique

اشك خدا

  صدف  سينه    من عمري

  گهر  عشق  تو   پروردست

  كس  نداند  كه درين  خانه

  طفل  با  دايه چه ها  كردست

همه  ويراني و ويراني

 همه  خاموشي و خاموشي

  سايه  افكنده  به  روزنها

  پيچك  خشك  فراموشي

  روزگاري است   درين درگاه

  بوي  مهر   تو  نه  پيچيدست

  روزگاري است   كه آن  فرزند

   حال اين  دايه  نپرسيدست

من  و آن تلخي  و شيريني

  من  و ‌آن سايه   و  روشنها

  من  و اين   ديده  اشك  آلود

كه  بود  خيره   به روزنها

  ياد  باد آن شب باراني

  كه تو   در خانه  ما بودي

شبم  از روي   تو  روشن  بود

 كه تو  يك  سينه   صفا بودي

  رعد   غريد  و  تو  لرزيدي

  رو به آغوش  من آوردي

  كام ناكام  مرا  خندان

  به يكي  بوسه  روا  كردي

  باد  هنگامه كنان  برخاست

  شمع لبخند   زنان  بنشست

  رعد   در خنده   ما گم شد

  برق  در سينه  شب  بشكست

  نفس  تشنه  تبدارم

  به  نفس هاي  تو  مي آويخت

  خود  طبعم  به  نهان  مي سوخت

  عطر  شعرم   به  فضا  مي ريخت

  چشم  بر  چشم  تو  مي بستم

  دست  بر  دست   تو مي سودم

  به  تمناي  تو  مي مردم

   به تماشاي  تو  خوش  بودم

  چشم  بر  چشم   تو  مي بستم

شور و  شوقم   به سراپا  بود

 دست  بر  دست  تو  مي رفتم

هركجا  عشق   تو  مي فرمود

  از لب   گرم   تو  مي چيدم

  گل  صد  برگ  تمنا  را

  در شب  چشم  تو  ميديدم

  سحر روشن  فردا  را

سحر روشن  فردا كو

  گل صد برگ تمنا   كو

 اشك و  لبخند و تماشا  كو

  آنهمه  قول و غزل ها  كو

  باز  امشب  شب باراني است

از هوا سيل بلا  ريزد

 بر من  و  عشق غم آويزم

  اشك  از  چشم  خدا  ريزد

  من و اينهمه آتش  هستي  سوز

 تا  جهان   باقي  و  جان  باقي است

  بي تو  در گوشه  تنهايي

بزم  دل باقي   و   غم ساقي  است

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1383ساعت 10:17  توسط محمد  | 

تناسب اندام

سلام

تناسب اندام

 


موفق باشيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1383ساعت 10:6  توسط محمد  | 

چاقي

سلام

چاقي

  • مصرف داروهاي لاغري ، سرابي بيش نيست

  • چه کسي قرص لاغري بخورد؟

  • با مصرف قرص لاغری واقعا لاغر مي شويم؟

  •  از كربوهيدراتهاي تصفيه شده و چربي ها دوري كنيد

  • پيشگيري از چاقي تنها با مصرف محصولات غذايي بدون قند نيست

  • چرا بعضي از مردم زياد غذا مي خورند ؟

  • كاهش وزن سريع با رژيم هاي لاغري نامتعادل

  • راههاي مناسب براي درمان چاقي

  • درمان دارويي براي چاقي

  • چربی های زائد شکم را چگونه از بين ببريم ؟

  • توصيه هاي کلي در مورد غذا خوردن

  • براي رفع مشکلات غذايي خود به اين  توصيه ها توجه فرماييد

  • آيا طعم بعضي از غذاها براي شما تغيير کرده است؟

  • علل چاقي چيست؟

  • چاقي و افزايش وزن
  • اصول درمان چاقي
  • اساس پيش گيري و درمان چاقي ها

  • چگونه کمتر بخوريم

  • 10 کيلوکاهش وزن، در10روز

  • افزايش موارد سرطان ناشي از چاقي

  • هشدارهايي در مورد کاهش وزن يا ضعف قواي جسماني

  • تعريف کلی رژيم غذايي
  • آشنايي با برخي انواع رژيم هاي غذايي معتبر در جهان

  • عوارض رژيم غذايي

  • محروميت و محدوديت غذايي
  • رژيم هاي لاغري زيانبار
  • رژيم غذايي پرچربي و كم خطر
  • مبارزه با کلسترول ، با يک رژيم جديد غذايي
  • ميزان چربي در رژيم غذايي
  • رژيم درماني در چاقي
  • رژيم غذايي دکتر اندروويل

  •  مصرف چه ميزان پروتئين در رژيم غذايي روزانه ما کافي است؟

  • رژيم هاي غذايي بر سردردهاي ميگرني موثرند


  • + نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1383ساعت 10:4  توسط محمد  | 

    خنده

    سلام

    اين مطالب را از سايت ايران مانيا برداشت كردم اميدوارم لذت ببريد

     

    . عکس بامزه

    طالع بينی

    . کارت پستال

    موزيک

    اين هم آهنگ خانم گل از ابي/ روي آن كليك كنيد وگوش دهيد

    خانم گل

    + نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1383ساعت 9:56  توسط محمد  | 

    لاغري

    سلام

    امروز درباره علل چاقي ولاغري مطالبي مينويسم /روي آنها كليك كنيد تا تمام مطالب را بخوانيد

    لاغري


    ميتوانيد با كليك كردن روي كلمه زير عشق خود را بسنجيد

    عشق سنج

     

    + نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1383ساعت 9:38  توسط محمد  | 

    نوشيدني

     

    سلام

     

    چاي و قهوه ممنوع

     اگر شما اهل نوشيدن چاي يا قهوه هستيد، حتما مي دانيد کافئين موجود در اين نوشيدني ها، اثرات تحريک کننده اي همچون افزايش هوشياري ، انرژي و تمرکز دارد. در واقع اين خاصيت اصلي ترين عاملي است که سبب شده بزرگسالان از اين نوشيدني ها استفاده کنند؛ اما در کودکان ، اثرات کافئين مي تواند بر عکس باشد و به کاهش توانايي انجام برخي اعمال از قبيل توانايي هاي محاسباتي ، احتساب دقيق زمان يا عدم هماهنگي بين عضلات بينجامد.
    معمولا توصيه مي شود در کودکان زير 12 سال از مصرف کافئين پرهيز يا حداقل ميزان آن محدود شود. کافئين بسيار سريع جذب بدن مي شود و سپس به دستگاه اعصاب مرکزي راه مي يابد.
    در دوزهاي پايين اين ماده سبب کاهش اشتها، افزايش ادرار، تحرک بيش از حد و بدخوابي مي شود. اگر به ازاي هر 3/1 کيلوگرم وزن بدن 5/4 ميلي گرم کافئين به کودک خورانده شود (هر 34 ميلي ليتر قهوه حداقل 100 ميلي گرم کافئين دارد) علايم مسموميت خفيف مانند تهوع ، استفراغ ، گرفتگي عضلات ، تشنج و اضطراب بروز کند.
    مسموميت هاي شديدتر مي توانند به بيهوشي و افزايش و ناهماهنگي ضربان قلب منجر شوند. به عبارت ديگر ممکن است دو کودک به يک ميزان کافئين مصرف کنند ولي يکي از آنها در مقابل عوارض ناشي از کافئين از خود مقاومت بيشتري نشان دهد.
    براي کودکان 12 ساله مصرف روزانه يک يا دو بار چاي ، کاکائوي داغ ، نوشيدني هاي حاوي کولا و ديگر نوشيدني هاي کافئين دار اشکال ندارد.
    ولي نبايد فراموش کرد چه کودکان و چه بزرگسالان هنگام مصرف هر نوع نوشيدني يا غذا بايد به يکسري نکات نيز توجه کنند، درباره کافئين چند نکته عمومي وجود دارد که همه بايد به آنها توجه کنيد. -کافئين 6ساعت در بدن مي ماند و در برخي افراد هم ممکن است اين زمان بيشتر باشد. از مصرف کافئين پيش از خواب بپرهيزيد؛ چراکه اين ماده در همه افراد باعث بدخوابي و در کودکان باعث شب ادراري مي شود. - کافئين ميزان ادرار را افزايش مي دهد، بنابراين در هواي گرم مصرف آن را محدود کنيد تا بدنتان دچار کمبود آب نشود. - اگر فردي مضطرب يا عصباني هستيد، به ميزان کافئين مصرفي خود در مواد غذايي مختلف از قبيل شکلات، بيسکويت، کيک و نوشيدنيها دقت کنيد و در صورت لزوم ميزان مصرف آن را کنترل کنيد.
    نوشابه هاي کافئين دار استفاده نکنيد.

     

    + نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1383ساعت 9:25  توسط محمد  | 

    انتخابها

    سلام

    Click to view or critique

    سلامم را تو پاسخ گوی سرها در گريبان است!

    Click to view or critique

    آدم ترسو روزی هزار بار ميميرد ولی آدم نترس فقط يک بار می ميرد"‏‎
    ‎‏ ناپلئون

    Click to view or critique

    انتخاب برتر

     

    مادر گفت: پسرم! اين دختر به درد تو نمي خورد... با تو جور درنمي آيد... خواهش مي كنم بيشتر فكر كن!
    - ولي از نظر من او بهترين است...

    - من كه هرچه فكر مي كنم، نمي توانم چيز قابل توجهي در او پيدا كنم.

    -ولي مامان! من فقط او را مي خواهم.

    -(رو به مرد) نشسته اي و نگاه مي كني؟... تو هم يك چيزي بگو؟

    -وقتي خودم پنجاه سال است با خيال كسي زندگي مي كنم كه از نظر من بهترين بود و مادرم

    نگذاشت با او ازدواج كنم، به پسرم چه مي توانم بگويم.

    -(زن خشكش زد)... هنوز هم!؟


    Click to view or critique

    افراد برتر
     

    برخی در حرفه خودشون جزو برترینها هستند. این عده تعدادشون اونقدر زیاد نیست و معمولا جزو چهره های شناخته شده هستند. کسانی که معمولا در دوران خود شناخته شده اند و کلی طرفدار پیدا میکنند و حتی بعد مرگ هم برای سالها مردم از اونا یاد میکنند. فارغ از گرایش سیاسی یا طرز تفکر این افراد یک خصوصیت مشترک دارند و دقیقا بخاطر همین خصیصه هست که به اینجا می رسند.

    انیشتین، ادیسون، ماندلا، ناپلئون، حتی هیتلر و صدام، ورزشکارانی مثل مایکل جوردن، نویسنده و نقاشان بزرگ، استادان تاریخی، خلاصه هر کسی که الان به ذهنتون اومده و اون رو جزو اشخاص فوق العاده میدونی.

    تمامی اینها یه اشتراک دارند. اون اشتراک رو شما بگید چیه؟

    به نظر شما چه چیزی این افراد دارند و چی باعث شده که بتونن اینقدر برتر باشند؟

     

    Click to view or critique

     

    ما و ديگران

    شده تا حالا بدون دلیل از کسی بدتون بیاد؟

    بعضی ها میگن که بدلیل نا همخوانی میدان مغناطیسی میتونه باشه. نمی دونم این حرف درسته یا نه. اما خیلی پیش اومده که ناخودآگاه از کسی بدم اومده و بعد یه مدت شده دوست صمیمیم. و باز شده که از کسی تو برخورد اول خیلی خوشم اومده اما بعد یه مدت دیدم که اشتباه کردم.

    هر چی هست خیلی وقتها شخصیت آدمها رو فراموش میکنیم روی  ظواهر قضاوت میکنیم و اکثر مواقع هم قضاوتمون نادرست از آب در میاد.

    اصلا چرا باید راجع به دیگران قضاوت کنیم؟

    مسلما هیچ وقت اونقدر دانش کافی نداریم که راجع به دیگران قضاوت درست کنیم. شاید فقط بتونیم بعضی وقتها راجع به برخی کارهای بقیه قضاوت کنیم اما راجع به شخصیت؟ من که فکر نمیکنم درست قضاوت کنیم.

    بیاید از امروز یه تمرین رو شروع کنیم. درباره دیگران قضاوت نکنیم. اصلا دیدگاه خوب و بد رو بذاریم کنار و فقط ببینیم که شخصیت ها متفاوت هستند.

    فکر میکنم اولین نتیجه اش این باشه که خودمون یه کم آرامش بیشتری رو تجربه کنیم.

    Click to view or critique

     

     

    ما و بچه ها

    تا حالا فکر کرین چرا بچه ها اینقدر دوست داشتنی هستند؟

    چرا وقتی با بچه ها هستیم اینقدر احساس رضایت و شادمانی داریم؟

    جدا از قیافه با نمکشون بچه ها گویا تو یه دنیای دیگه زندگی میکنن. همون دنیایی که ماها خیلی وقتها حسرتش رو میخوریم و خیلی وقتها دوست داریم برگردیم به اون دوران.

     

    اونا اصلا غم و قصه گذشته رو نمی خورن. و کاملا تو لحظه زندگی میکنن. اصلا نگران آینده هم نیستند.

    اونا بعد دعوا و ناراحتی از طرف کسی اصلا کینه کسی رو بدل نمی گیرند. فوقش یه چند ساعت قهر باشن اما بعدش همه چی تموم میشه.

    بچه ها رویا پردازی میکنن.

    اونا حتی اگه هیچی هم نداشته باشند نمی شینن غصه بخورن بلکه با داشته هاشون به بازی کردنشون با نهایت شادی ادامه میدن.

    گله و شکایت نمی کنن.

    کلی باری میکنن.

    خیلی بیشتر از بزرگترها میخنندند.

     

    خلاصه کلی خصوصیت خوب دارن که هرکی باهاشون باشه احساس شادی و نشاط میکنه.

    باید خیلی چیزها رو هم از بچه ها یاد گرفت. رمز داشتن یه زندگی شاد و موفق خیلی وقتها رفتار کردن مثل بچه هاست.

    اگه میتونید حتما تو روز یه زمانی برای بودن با بچه ها صرف کنید. از اونا یاد بگیرید و با اونا تو شادیشون سهیم شید.

     Click to view or critique

     

    + نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1383ساعت 9:6  توسط محمد  | 

    پا ورقی

    سلام

    بايد گرفتارم شوي تا من گرفتارت شوم ... از جان و دل يارم شوي تا عاشق زارت شوم

    گفتند ستاره را نميتوان چيد , و آنان که باور کردند , برای چيدن ستاره حتی دستی دراز نکردند. اما , باور کن که من به سوی زيباترين و دورترين ستاره دست يازيدم و هرچند دستانم تهی ماند اما چشمانم لبريز ستاره شد ...

    Click to view or critique

    مرگ از زندگی پرسيد : آن چيست که باعث می شود تو شيرين و من تلخ جلوه کنم؟ زندگی لبخندی زد و گفت : دروغهايی که در من نهفته هست وحقيقتی که در تو وجود دارد ...
    ******* 

    Click to view or critique

    ديروز که فرياد زدی دوستت دارم گفتم : نميشنوم ... لطفا بلند تر!!!
    فردا که به آرامی گفتی ديگر دوستت ندارم گفتم : هيس ... چرا داد ميزنی ؟!!!


    Click to view or critique

    هرکس چرايی برای زيستن داشته باشد ... با هر چگونگی خواهد ساخت !


    Click to view or critique
    يه روز دل نشست با خودش فکر کرد ... به خودش گفت سنگ ميشم از اين به بعد ! سنگ شد  رفت ميون سنگها نشست . اما عاشق سنگها شد .

    + نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اسفند 1383ساعت 15:57  توسط محمد  | 

    بهترين

    سلام

    چند روش براى تشخيص دروغگوها

    اگر از شما سؤال كنند در عمرتان چقدر دروغ گفته ايد چه جوابى مى دهيد؟
    بدون شك همه ما در زندگى حداقل دروغ هاى كوچكى گفته ايم تا از بعضى مخمصه ها خلاص شويم. اما همه ما نيز كسانى را مى شناسيم كه دروغ گفتن و داستان سازى بخش ثابتى از وجودشان شده و اگر دروغ نگويند انگار چيزى در زندگى شان كم مى آيد. براى اين افراد دروغ گفتن وسيله اى براى بزرگتر جلوه دادن خودشان و تحت تأثير قرار دادن ديگران است. آيا شما چنين كسانى را مى شناسيد؟ چه احساسى در مورد آنها داريد؟ آيا هيچ كدام از حرف هايشان را باور مى كنيد؟ طبيعتاً جواب شما به اين سؤال ها منفى است. همانطور كه از قديم و نديم گفته اند: مرد است و حرفش. اما در بسيارى مواقع اين افراد دروغگو را پس از مدتى مى توان شناخت و آنها معمولاً چنان مهارتى در دروغ گفتن پيدا كرده اند كه در ابتدا ممكن است شما به سادگى حرف هاى آنها را باور كنيد. دوست نداشتيد قابليتى در وجودتان بود كه مى توانستيد دروغ ها را به روشنى كشف كنيد؟
    توانايى تشخيص دروغ
    همه انسان ها در درونى ترين لايه هاى شخصيتى شان افراد معصوم و نجيبى هستند و همين معصوميت درونى باعث مى شود در اغلب موارد دروغ گوهاى خوبى نباشند. حتى زمانى كه داستان آنها كامل و بى عيب و نقص است، معمولاً چشمان شان واقعيت را لو مى دهد. چشمان ديگران هيچوقت دروغ نمى گويند. بنابراين كمى دقت در چشمان آنها زمانى كه حرف مى زنند حس راست يا دروغ بودن حرف هايشان را كاملاً منتقل مى كند. بخصوص اگر كسى در حال دروغ گفتن باشد نمى تواند نگاه خيره شما را درون چشمانش مدت زيادى تحمل كند و به طور حتم رويش را به سمت ديگرى برخواهد گرداند. در اين شرايط شما مى توانيد با شيطنت تمام وانمود كنيد كه دروغ هاى او را باور مى كنيد و حتى او را به نوعى با حرف هايتان ترغيب كنيد تا دروغ هاى بزرگترى بسازد. مى بينيد كه از اين زاويه نگاه كردن به دروغ هاى ديگران نه تنها آزاردهنده نخواهد بود، بلكه مى تواند موضوعى براى تفريح و سرگرمى شما و دوستانتان كه بعداً داستان اين دروغ ها را خواهند شنيد باشد...!
    آنها نمى دانند
    دانستن اين نكته كه به طور كلى اغلب مردم دروغ گوهاى بدى هستند شايد خيلى جالب نباشد. اين يعنى اينكه بهتر است كمتر دروغ بگويند. اگرچه وقتى دروغ مى گوييم، فكر مى كنيم ديگران متوجه نمى شوند، اما واقعيت چيز ديگرى است. هميشه داستان ها و دروغ هايى كه ساخته مى شود عيب و نقصى دارند كه اغلب آنها ناشى از وقايع و اتفاقات مرتبط با دروغ هاست و نه حرف ها و گفته ها. سعيد به محل كارش تلفن مى زند و مى گويد آنقدر مريض است كه نمى تواند روز پنجشنبه، فردا در محل كارش حاضر شود. او قرار است همراه دوستانش سفرى به شمال داشته باشند و روز شنبه همه مى بينند كه پوست صورت او آفتاب سوخته است. در نتيجه او مجبور مى شود توضيحات اضافه تر و به عبارت ديگر دروغ هاى بزرگترى بسازد: اشتباهى از كرم برنزه كننده خواهرم استفاده كردم!!! و فكر مى كنيد ديگران چه فكر مى كنند؟
    معمولاً اتفاقى كه مى افتد اين است كه افراد ديد وسيعى از تمام وقايع و مسائل ممكن ندارند و حتى اگر چنين ديدى هم داشته باشند، كنترلى بر آنها نخواهند داشت. مريم به مادرش مى گويد كه با دوستش آزاده قرار است بيرون بروند. آزاده هم از اين موضوع مطلع است. اما عاطفه دوست مشترك آنها به منزل مريم تلفن مى زند تا با او صحبت كند و به مادر مريم مى گويد كه آزاده امروز مهمان دارد. نتيجه؟ بهتر است خودتان قضاوت كنيد...!
    من مى پذيرم
    مردم گاهى اوقات در كمال سادگى فكر مى كنند كه دروغ گفتن مى تواند مشكل آنها را به طور مقطعى و در حال حاضر حل كند و آنها را از شر گرفتارى هاى فعلى شان برهاند. اما در واقع تمام اين دروغ ها آخرسر گريبان خودشان را مى گيرد. چرا؟ اگر به جواب سؤال هايى كه در قسمت آنها نمى دانند مطرح شد برگرديد، مسلماً خودتان جواب اين چرا را داده ايد. آيا شما حرف كسى كه يكبار به شما دروغ گفته باشد را ديگر هرگز باور خواهيد كرد؟ بدون ترديد جواب شما منفى است و اين يعنى دروغگو اعتبار خود را پيش ديگران از دست مى دهد. در نتيجه در آينده اگر دچار مشكل و يا مسأله خاصى باشد نيز ديگر كسى به او توجهى نخواهد كرد. اگر حميد دوست شما ارزش و اعتبارش را پيش شما از دست داده باشد، ديگر از او چيزى باقى نمانده است. داستان همان داستان چوپان دروغگوست! حتماً شما هم قبول داريد كه حميد و سعيد و مريم اگر واقعيت ها را بيان كرده بودند، ارزش و اعتبارشان پيش دوست و فاميل و همكار حفظ مى شد و بدين ترتيب فرد بزرگترى جلوه مى كردند.
    بنابراين دروغ ها و حرف ها مانند يك شمشير دولبه هستند كه ممكن است بعدها به ضرر گويندگان شان تمام شوند.

    چند روش براى تشخيص دروغگوها

    ۱. چشم هاى كسانى كه دروغ مى گويند يا بازتر از حد معمول هستند و يا دائم به جهات مختلف حركت مى كنند. به علاوه آنها معمولاً از نگاه مستقيم به چشمان شما احساس ناراحتى مى كنند و روى شان را برمى گردانند.
    ۲. گاهى اوقات افراد دروغگو بخشى از صورت و يا دهانشان را هنگام حرف زدن مى پوشانند.
    ۳. وقتى از آنها سؤال كنيد دماغ يا گوششان را با حالتى عصبى مى خارانند.
    ۴. آنها هنگام حرف زدن حركات اضافى زيادى انجام مى دهند.
    ۵. وقت دروغ گفتن زياد تپق مى زنند و اشتباهات فراوان گفتارى شان را اصلاح مى كنند.
    ۶. داستان هاى آنها معمولاً كلى است و جزئيات زيادى ندارد. آنها كليات را تكرار مى كنند تا خودشان را قانع كنند.
    ۷. داستان هاى آنها معمولاً گيج كننده و پيچيده است. دليلش را هم مى توانيد حدس بزنيد. آنها نمى خواهند شما به راحتى داستان را تجزيه و تحليل و بعد نتيجه گيرى كنيد.
    ۸. آنها خيلى سريع موضوع حرف را عوض مى كنند تا سؤالى از طرف شما مطرح نشود.
    ۹. وقتى از آنها سؤالى بپرسيد، معمولاً تظاهر مى كنند كه نشنيده اند. چرا؟ چون نياز به فرصتى دارند تا افكار خود را جمع و جور كرده و متناسب با داستانى كه تا به حال ساخته اند جواب دهند.
    ۱۰. وقتى از آنها سؤالى مى شود حالت دفاعى به خود مى گيرند و شما را متهم مى كنند كه حرف هايشان را باور نكرده ايد.
    ۱۱. چند روز بعد از آنها سؤالى درباره داستان شان بپرسيد تا شاهد تغيير جزئيات باشيد. چند ماه بعد همان سؤال را دوباره به نحوى مطرح كنيد تا يك داستان كاملاً متفاوت بشنويد!


     

    رازهاى دست دادن 

    معمولاً هيچكس به ما چگونه دست دادن را ياد نمى دهد. اما اگر دقت كرده باشى خانمها و آقايان به اشكال متفاوت دست مى دهند. حتى اين تفاوتها در شغلها و شخصيتهاى مختلف و وضعيتهاى روحى متفاوت قابل مشاهده است. هنگامى كه خانمها مى خواهند احساسات صادقانه خويش را به خصوص درمواقع بحرانى زندگى نسبت به خانمهاى ديگر ابراز كنند، با يكديگر دست نمى دهند بلكه دستهاى فرد مقابل را به نرمى در دستهاى خود گرفته و با حالت چهره، همدردى عميق خود را بيان مى كنند. چنين رفتارى در برخورد با آقايان به ندرت اتفاق مى افتد. به نظر مى رسد خانمها اين رفتار را فقط براى ارتباط با همجنسان خود انتخاب كرده اند. از نحوه دست دادن افراد مى توان بسيارى از خصوصيات كلى يا لحظه اى آنها را با دقت زيادى تشخيص داد. كف دست عرق كرده و خيس نشان دهنده دلهره و نوعى هيجان غيرعادى است. اگر كف دست شما زياد عرق مى كند، به احتمال زياد شخصيت نگران و مضطربى داريد. به خاطر داشته باشيد كه اگر اينگونه ايد حتماً دستهايتان را قبل از دست دادن با ديگران خشك كنيد. حتى بعضى بيماريها نيز در كف دستهاى شما علائمى ويژه ايجاد مى كنند. در بيمارى پركارى غده تيروئيد كف دستها مرطوب و گرم مى شود و در اضطراب و اختلالات هراسى كف دستها مرطوب و سردند. سست و شل دست دادن بيانگر شخصيتى سرد، درونگرا و احتمالاً متكبر است. بيش از حد محكم دست دادن نيز به همين اندازه ناراحت كننده و خارج از عرف است به ويژه در نخستين ملاقاتها بايد از هر دوى آنها بپرهيزيم. وقتى با كسى دست مى دهيد دقت كنيد كه دست او روى دست شما قرار مى گيرد يا زيردستانتان؟ اگر كف دست فردى در دست دادن، روى دست فرد ديگرى قرار بگيرد، نشان دهنده تمايل بر تسلط و اعتماد به نفس او و همچنين علاقه به كنترل رابطه از سوى او دارد، برعكس اگر كف دست فردى زير قرار بگيرد، نشان دهنده تمايل آن فرد به تحت تسلط بودن و واگذارى حق تصميم گيرى شخصى به فرد مقابل است. همچنين وقتى فردى در موقع دست دادن دست خود را بالاتر از حد معمول (در حد كمر) قرارداد نشان از تكبر و رئيس مآبى آن فرد دارد.
    اما دست دادن با شغل افراد نيز ارتباط دارد. به طور مثال بسيارى از ورزشكاران هنگام دست دادن نيرو و قدرت خويش را كنترل مى كنند، در نتيجه به آرامى دست مى دهند. هنرمندان چيره دست و ماهر، نوازندگان و جراحان نيز مراقب دستهاى خود بوده و به آنها حساسند و در محافظتشان مى كوشند. دست دادن ديپلماتيك هم خاص سياستمداران است كه اين از خصوصيات بارز آمريكاييان است. اين نوع دست دادن به ويژه طى مبارزات انتخاباتى توسط كانديداها و يا ملاقاتهاى رسمى سران و وزيران ديده مى شود. شكل معمول آن گرفتن شانه يا بازو با دست چپ هنگام دست دادن، امرى معمول است. تهنيت و درود دو دوست قديمى به اين شكل پذيرفتنى است، اما براى بسيارى از افراد در مواجهه با كسانى كه آشنايى چندانى با آنان ندارند، اين گونه دست دادن ناخوشايند است آنان اين امر را به عنوان حركتى تظاهرآميز و رياكارانه تلقى مى كنند اما هنوز بسيارى از سياستمداران به انجام اين عمل اصرار مى ورزند.
    همچنين آداب و رسوم دست دادن در كشورها و فرهنگ هاى مختلف متفاوت است. فرانسويها درست مثل ما در هنگام ورود و خروج با يكديگر دست مى دهند. آلمانيها تنها يك بار با هم دست مى دهند. برخى از آفريقاييها پس از هر بار دست دادن بشكن مى زنند كه حاكى از رهايى و آزادى است. مردم برخى از كشورها هم دست دادن را خوب نمى دانند. آمريكاييها خيلى محكم دست مى دهند كه احتمالاً از رقابتهاى سنگين جسمى مانند كشتى سرخ پوستان نشأت گرفته است. پيچيده ترين شكل دست دادن را سياهان آمريكايى دارند كه عملاً شامل چند عمل پيچيده است.
    دست دادن شكل تكامل يافته اى از ارتباطات غيركلامى است كه طى ساليان سال به نمادى جهانى در ارتباطات بدل شده است. مثلاً بالا نگه داشتن دو دست كه دلالت بر همراه نداشتن سلاح مى كرده است، بعدها به درود و تهنيت و صلح طلبى در بدو خوشامد بدل شده است. رومى ها با الهام از اين عمل دست بر سينه مى گذاشتند. آنها حتى به جاى دست دادن، بازوهاى هم را مى گرفتند. دست دادن امروزى نشانه اى از خوشامدگويى و پذيرايى است. تماس كامل دو كف دست، بيانگر صميميت و حاكى از يكرنگى و يكى بودن است.




    پروانه ها انقدر كوچكند كه جاي هيچكس راتنگ نميكنند
    ولي باز هم فروتنانه خود را از ميان تا ميكنند

     
     
    + نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اسفند 1383ساعت 11:48  توسط محمد  | 

    تست

    سلام

    يك تست روانشناسى

    يك تست ساده بهره هوشى كه در نتايج آن نبايد به هيچ عنوان ترديد كرد. البته با اين تست شما ميانگين بهره هوشى تان را نخواهيد يافت، بلكه گروهى كه در آن قرار مى گيريد، مشخص خواهد شد. به هرحال اين شما و اين هم آى كيو!

    آيا در كشور عربستان روز سيزده فروردين وجود دارد؟


    يك انسان معمولى چند روز تولد دارد؟

    بعضى از ماهها ۳۱ روز دارند و برخى ۳۰ روز، چند ماه در سال ۲۹ روز دارد؟

    آيا در ايران يك مرد مى تواند با خواهر همسر بيوه اش ازدواج كند؟

    عدد ۳۰ را به يك دوم تقسيم كنيد و ۱۰ واحد به آن اضافه كنيد. حاصل چيست؟

    اگر ۱۰ سيب وجود داشته باشد و شما ۳ سيب را برداريد، چند سيب خواهيد داشت؟

    دكتر به شما سه قرص مى دهد و مى گويد هر نيم ساعت يك قرص بخوريد. اثر قرصها تا چند دقيقه باقى خواهد ماند؟

    يك دام دار ۱۵ رأس گوسفند دارد. براثر يك بيمارى به جز ۲ تا، تمام گوسفندها مى ميرند. چند گوسفند زنده مانده است؟

    حضرت موسى (ع) چه تعداد حيوان از هر جنس نر و ماده به داخل كشتى خود بردند؟

    چند عدد تمبر ۶ تومانى در يك دوجين تمبر وجود دارد؟


    يك هواپيما در مرز بين آمريكا و كانادا سقوط مى كند. به نظر شما بازماندگان بايد در كدام كشور دفن شوند؟

    اگر شما ۵۵ تومان پول خرد لازم داشته باشيد، حداقل با چند سكه كار شما راه خواهد افتاد؟ مشروط بر اينكه يكى از سكه ها ۲۵ تومانى باشد.

    اگر سه روز پيش از ديروز چهارشنبه بوده باشد، فردا چندشنبه است؟

    اگر شما با سرعت ۵۰ كيلومتر در ساعت از تهران به سمت اصفهان برويد و دوست شما با سرعت ۷۰ كيلومتر در ساعت از اصفهان به تهران حركت كند، وقتى به يكديگر مى رسيد، فاصله چه كسى از اصفهان بيشتر خواهد بود؟
    اول تمام سؤالها را جواب دهيد و بعد تعداد جوابهاى درست را با توجه به جوابها مشخص كنيد:
    ۱) بله، در همه كشورها روز سيزده فروردين وجود دارد. تاريخ ميلادى يا شمسى يا قمرى فقط يك نشانه براى مشخص كردن اين روز است!
    ۲) هر انسانى يك روز تولد دارد، چون فقط يك بار متولد مى شود!
    ۳) تمام ماهها ۲۹ روز را دارند... بشمريد: ۱، ۲، ۳،... ۲۹، ۳۰، ۳۱!
    ۴) خير. اگر همسر او بيوه باشد، اين مرد زنده نيست كه بخواهد مجدداً ازدواج كند!
    ۵) جواب صحيح ۷۰ است.
    ۶) شما سه سيب خواهيد داشت، چون اصولاً سه سيب برداشته ايد.
    ۷) تا ۹۰ دقيقه بعد.
    ۸) معلوم است كه ۲ گوسفند زنده مانده اند.
    ۹) هيچ. حضرت نوح (ع) پيامبرى بودند كه كشتى ساختند و حيوانها را در آن جمع كردند.
    ۱۰) در هر دو جين از هر چيزى، ۱۲ عدد وجود دارد.
    ۱۱) بازماندگان زنده اند. نيازى به دفن شدن ندارند.
    ۱۲) يكى از سكه ها بايد ۲۵ تومانى باشد. الزامى براى سكه هاى ديگر وجود ندارد. دو سكه ۲۵ تومانى و يك سكه ۵ تومانى كار شما را راه خواهد انداخت.
    ۱۳) فردا دوشنبه خواهد بود.
    ۱۴) وقتى شما و دوستتان به يكديگر مى رسيد، يعنى در يك نقطه به لحاظ مكانى قرار داريد، پس فاصله شما از هر جايى، چه تهران، چه اصفهان و چه هر نقطه ديگرى بر روى كره زمين به يك اندازه خواهد بود
    .
    ـ اگر شما به هيچ سؤالى جواب درست نداده ايد، متأسفانه بايد بگوييم كه در گرو عقب افتادگان ذهنى وخيم قرار داريد.
    ـ اما اگر توانسته ايد بين يك تا سه سؤال را درست جواب دهيد، شما نهايتاً در گروه احمق ها جاى خواهيد گرفت.
    ـ كسانى كه بين ۴ تا ۶ سؤال را به درستى پاسخ داده اند، كندذهن محسوب مى شوند.
    ـ افراد معمولى بين ۷ تا ۹ پاسخ درست در مجموع به اين سؤالها مى دهند.
    ـ اما اگر تعداد جوابهاى درست شما بين ۱۰ تا ۱۲ مورد است، شما به لحاظ هوشى در حد بالاى معمول قرار داريد.
    ـ و بالاخره كسانى كه بين ۱۳ تا ۱۴ پاسخ صحيح به سؤالها داده اند، جزو نوابغ محسوب مى شوند.


     

    + نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اسفند 1383ساعت 11:35  توسط محمد  | 

    خوبی

     سلام

    «و كار هميشه تهي است مگر آن كه مهري باشد و هر گاه با مهر كار كنيد خود را به خويشتن خويش مي بنديد و به يكديگر و به خداوند خود. و اما كار كردن با مهر يعني چه، يعني كشتن دانه از روي لطف و برداشتن حاصل از روي شادي. يعني دميدن دمي از روح خويش در هر آن چه مي سازي و دانستن اين كه همه مردگان آمرزيده گرداگردت ايستاده اند و ترا مي نگرند. و تو اگر نتواني با مهر كار كني و جز از روي بيزاري كار نكني بهتر آن است كه از كار دست برداري و در كنار دروازه معبد بنشيني و از كساني كه با شادي كار مي كنند صدقه بگيري
    جبران خليل جبران

    جهان را همين جا نگه‌دار !!
    پياده مي‌شوم ...

    چيزهايي که خداوند در مورد آنها از تو سوال نمي کند :

    1- خداوند از تو نخواهد پرسيد که چه اتومبيلي سوار مي شدي ، بلکه خواهد پرسيد که چند نفر را که وسيله نقليه نداشتند را به مقصد رساندي؟

    2- خداوند از تو نخواهد پرسيد زيربناي خانه ات چند متر بود ، بلکه خواهد پرسيد به چند نفر در خانه ات خوشامد گفتي؟

    3- خداوند از تو نخواهد پرسيد که چه لباس هايي در کمد داشتي ، بلکه خواهد پرسيد به چند نفر لباس پوشاندي؟

    4- خداوند از تو نخواهد پرسيد بالاترين ميزان حقوق تو چقدر بود ، بلکه خواهد پرسيد آيا سزاوار گرفتن آن بودي ؟

    5- خداوند از تو نخواهد پرسيد عنوان و مقام شغلي تو چه بود ، بلکه خواهد پرسيد آيا آن را به بهترين نحو انجام دادي ؟

    6- خداوند از تو نخواهد پرسيد چه تعداد دوست داشتي ، بلکه خواهد پرسيد براي چند نفر دوست و رفيق بودي ؟

    7- خداوند از تو نخواهد پرسيد در چه منطقه اي زندگي مي کردي ، بلکه خواهد پرسيد چگونه با همسايگانت رفتار کردي ؟

    8- خداوند از تو نخواهد پرسيد پوست تو چه رنگ بود ، بلکه خواهد پرسيد که چگونه انساني بودي ؟

    9- خداوند از تو نخواهد پرسيد چرا اينقدر طول کشيد تا به جست و جوي رستگاري بپردازي ، بلکه با مهرباني تو را به جاي دروازه هاي جهنم به عمارت بهشتي خود خواهد برد .

    10- خداوند از تو نخواهد پرسيد که چرا اين مقاله را براي دوستانت نخواندي ، بلکه خواهد پرسيد آيا از خواندن آن براي ديگران در وجدان احساس شرمندگي مي کردي؟

    بنام آنکه دل را با صفا کرد*در آن دل آتش عشقی بپا کرد

    بارونو دوست دارم هنوز...................چون تو رو يادم مياره

     

    سوال عشققققققققققققققق؟

     مهدی عزیز دوستت دارم                                  

     

     

    خدا حافظ
     

     

     

     

    + نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اسفند 1383ساعت 11:26  توسط محمد  | 

    جملات زیبا

    سلام

    اينجا رو نديده بودم تا حالا

    هنر اگر نتواند در كنار انسانيت زندگي كند بهتر آنكه بميرد.

    رومن رولان
     
     

    اگر انديشه يی به عمل نينجامد، اين خيانت است به آن انديشه ....

    رومن رولان 
     
     

    همين که دريابی در حماقتت تنها نبوده يی با مخاطبت هم عقيده خواهی شد.

    رومن رولان
     
     Click to view or critique
     
    ما همه نادان ايم؛ آن چه ميان افراد فرق دارد اين است که هر کدام از ما از يک چيز بيش تر ناآگاه هستيم.

    اينشتين
     
     
     
    ازدست دادن اميدي پوچ وآرزويي محال،خود موفقيت بزرگيست.

    شكسپير
     
     
     
     
    زندگی کوچه بن بستی است که آخرش نوشته شده ؛ بيا


    شكسپير
     
     
     
     
    « خوشبخت ترين افراد كساني هستند كه داستاني براي گفتن ندارند


    آنتروني ترولوپ
     
     
    Click to view or critique
     
    زندگي منشوريست در حركت دوار
      
     
     
    بيش از چهل سال تلاش كردم مردم دنيارا بخندانم، اما بيش از آنچه مردم را خنداندم خود گريستم.


    چارلي چاپلين
     
     
     
    نميدانم چه سِري بين هنرمندان حقيقي وجود دارد كه هيچكدام روي خوش به دنيا نشان نمي دهند.

    بتهون
     
     
     

     
     
    خوش باشين امروز   
     
     
    + نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اسفند 1383ساعت 10:20  توسط محمد  | 

    مطالب قدیمی‌تر